چاپ

 

اسماعیل بخشی:

 

“ناسیونالیستها، نژاد پرستان و مرتجعین خود را به ما کارگران نچسبانند. آلترناتیو ما شوراهای کارگری است. حکومت شورایی یعنی همه برای همه و نه همه برای یکی.”

 

این روزها فعالیت و تلاشهای بسیار زیادی چه در داخل و چه در خارج از کشور برای دفاع و همبستگی با کارگران زندانی و فعالین سیاسی همراه آنها، کسانی چون اسماعیل بخشی، علی نجاتی، سپیده قلیان و اعضای هیئت تحریریه نشریه “گام” که در زندانند و قرار است فردا شنبه ۱۲ مردادماه در بیدادگاه رژیم جنایتکار و ضد کارگری اسلامی سرمایه داران ایران به اتهامات ساختگی و اقرار زیر شکنجه دادگاهی شوند در جریان است.

 

در این کارزار انقلابی و مملو از هیجان امید و ناامیدی، نگرانی و خوشبینی، شوق و دلهره، و بلاخره مبارزه روتین و کمپینی در راستای مبارزه ضد سرمایه داری و طرفداری از جنبش کارگری و آزادیخواهی و برابری طلبی، در صدر اولویتهای همه احزاب و سازمانهای چپ و کمونیستی و فعالین و شخصیتهای آزادیخواه و برابری طلب قرار گرفته است. احزاب و نیروها و شخصیتهای چپ و کمونیست و طرفداران حکومت شورایی و سوسیالیستی صرفنظر از اختلافات سیاسی و سازمانی و سبک کاری، اما در یک اقدام هماهنگ و سراسری غیر رسمی و نانوشته در کارزار محکومیت دادگاهی کردن فعالین کارگری و فعالین سیاسی طرفداران جنبش کارگری ایران که به “نان، کار ، آزادی در ۱۲ مرداد ماه محاکمه می شود” مشهور شده است، وارد میدان شده و در اشکال وسیعی در تبلیغات و شرکت در تظاهرات و آکسیون و نوشتن در شبکه های اجتماعی و … فعال شده اند. این اقدامی شایسته و بسیار امید بخشی است.

 

اما نیروهای رنگارنگ بورژوازی حافظ سرمایه و طرفداران ” دمکراسی” که بعضی وقتها ریاکارانه و از روی مصلحت اسمی از کارگران و مردم تحت ستم می آورند کجایند؟ انگار کر و کورند و هیچی ندیده و نشنیده اند! حتی مخالفتهای سوریشان با زندانی کردن و شکنجه کردن زندانیان سیاسی دروغ است. برای ناسیونالیستهای عظمت طلب و یا منتسب به ملیتهای “ایران فدرال” اگر ایرادی به زبان مادری یا “خط قرمزهای” عرق ملی و قومی می شد چه غوغایی برپا می کردند! یا لیبرالهای دو آتشه که دم از دمکراسی ۲۴ عیار و موهبتهای “ایران آزاد و دمکرات” می زنند، همگی خفقان آگاهانه گرفته اند که قطعاً در فردای به قدرت رسیدنشان با چنین بیدادگاههای برای محاکمه کارگران و محاکمه “نان، کار،آزادی” به آن احتیاج دارند. کم نیستند کمونیستها و سوسیالیستهای سابق که بنا به مصلحت امروز ناسیونالیست شده اند و ما کمونیستها و طرفداران حکومت شورایی و سوسیالیستی را مورد سرزنش قرار می دهند که گویا ما “دردهای ملت آنها” را درک نمی کنیم و یا تندرویی می کنیم. این در حالی است که ما کمونیستها پیگیرترین مدافعان درد و رنج “ملت آنها” هم هستیم، اما شدیداً مخالف ناسیونالیسم هستیم، زیرا ناسیونالیسم خود باعث درد و رنج ملت است. ناسیونالیستها ریاکارانه و زیرکانه مخالفت ما کمونیستها را با خودشان بعنوان مخالفت ما با مردم ترجمه و معرفی می کنند. این دروغ محض است، زیرا کمونیستها همیشه و در هر زمان مخالف هر گونه ستم و استثمار و نابرابری اند، از جمله ستم ملی.

 

این یک واقعیت است که در بزنگاه‌های واقعی و در میدان عمل روشن می شود که دوستان مردم کیانند؟

 

من سر سوزنی به ماهیت واقعی فریبکارانه ناسیونالیسم و احزاب ناسیونالیستی توهم ندارم، فقط خواستم بگویم که شما به کارگر و مردم محروم و تحت ستم و حتی به اصطلاح “ملت خودی” بی ربط و بیگانه اید. اینجا خطابم به اعضا و طرفداران و سمپاتهای احزاب ناسیونالیست است. به قول اسماعیل بخشی:

 

“ناسیونالیستها، نژاد پرستان و مرتجعین خود را به ما کارگران نچسبانند. آلترناتیو ما شوراهای کارگری است. حکومت شورایی یعنی همه برای همه و نه همه برای یکی.”

 

ما به این واقفیم که همه ما که در این کشمکش و جدالها درگیریم متعلق به اهداف سیاسی و جنبشهای سیاسی و اجتماعی و طبقاتی متفاوتیم و مبارزه برای سوسیالیسم یا بربریت در جریان است و ادامه دارد. اگر شخصی منکر آن است، بفرمائید این گوی و این میدان!

 

زنده با کارزار مبارزه برای آزادی کارگران و زندانیان سیاسی!

 

سرنگون باد رژیم جنایتکار و ضد کارگری اسلامی ایران!