سحر خدایاری معروف به "دختر آبی" یکی از مشتاقان ورزش فوتبال بود که سال گذشته از قم به تهران و استادیوم "یکصد هزار پسری آزا دی" آمده بود تا با لباس مبدل مردانه، بازی تیم مورد علاقه اش – استقلال – را تماشا کند، اما توسط مامورین انتظامی دستگیر و روانه بازداشتگاه شد و تا تشکیل دادگاه رسیده گی به این "جرم" موقتا آزاد شد. این دختر ۲۹ ساله هفته پیش زمانیکه به یکی از شعبات دادسرای تهران رجوع کرد به او اعلام شد که علیرغم قرار قبلی، جلسه دادگاه تشکیل نخواهد شد زیرا قاضی به مرخصی رفته است!! او هم در اعتراض به سردواندنش و کلا اعتراض به آپارتاید و تبعیض علیه حضور زنان در استادیومها، متاسفانه در جلوی دادگاه خود را به آتش کشید. پیکر بی جان او به بیمارستان منتقل شد اما ظاهرا مداوای پزشکان برای نجات جان او کارکرد نداشت و "دختر آبی" روز دوشنبه ۱۸ شهریور جان شیفته خود را از دست داد.

 

این مرگ دلخراش که بدون تردید رژیم قرون وسطایی اسلامی عامل آن محسوب میشود، انعکاس وسیعی در فضای مجازی داخل و خارج ایران پیدا کرد. تعدادی از فوتبالیستهای مشهور خارجی ضمن ابراز تاسف از مرگ سحر عزیز خواهان اعمال فشار فیفا بر رژیم ایران برای پایان دادن به ممنوعیت حضور زنان در استادیومهای ورزشی شدند و اعمال چنین تبعیض آشکاری در قرن بیست و یکم را شرم اور توصیف کردند. تعدادی از ورزشکاران داخل کشور نیز مثل شجاعی، میداوودی و علی کریمی واکنش نشان دادند و علی کریمی خواهان بایکوت استادیومها تا اطلاع ثا نوی شد.

در حال حاضر تقریبا در هیچ کشور جهان ممنوعیتی برای حضور زنان در ورزشگاهها وجود ندارد و ایران تحت حاکمیت رژیم ولایت وقیح، یک استثنای نادر محسوب میشود و مصداق کامل آپارتاید جنسیتی در عرصه ورزش محسوب میشود. تبعیضات سیتماتیکی که در سا یر عرصه های زندگی نظیر: اشتغال، تحصیل، هنر، پوشش و بسیاری عرصه های مربوط به حقوق فردی و اجتماعی و سیاسی نیز مشاهده میشود.

 

فعالین جنبش زنان و حامیان آنها بارها با برپایی تجمعات اعتراضی در داخل و خارج ایران خواهان پایان دادن به آپارتاید جنسیتی از جمله در زمینه آزادی حضور زنان در ورزشگاهها و نیز آزادی پوشش و لغو حجاب اجباری بوده اند. و در این زمینه بارها از فدراسیون جهانی فوتبال – فیفا – خواسته اند که برای فوتبال ایران ضرب العجل فوری و قاطع تعیین کند. به دنبال موج این فشارها بوده که سرانجام رئیس جدید فیفا تصمیم گرفت یک ضرب العجل یکساله برای رژیم ایران مقرر کند وگرنه تیمهای ملی و نیز تیمهای باشگاهی ایران از حضور در مسابقت جهانی و منطقه ای محروم خواهند شد. به دنبال این اولتیماتوم بوده که فدراسیون فوتبال ایران به دست و پا افتاد و با شرکت در نشست شورای عالی امنیت رژیم از مقامات حکومت خواست که چاره ای بیندیشند. آنها بعد از سردواندن مردم به بهانه فراهم نبودن امکانات فنی استادیومها و تاخیر در برگزاری مسا بقات لیگ برتر فوتبال ایران، سرانجام قول دادند که در مسابقات تیم ملی ایران با کشورهای خارجی موجبات حضور کنترل شده بخشی از زنان را فراهم کنند. اقدامی که در سالهای گذشته نیز برخا رخ داده است. اما آنها کما کان در برابر حق حضور زنان در مسابقات باشگاهی داخل کشور مقاومت میکنند و با توهین آشکار به مردم و بویژه مردان، توجیه میکنند که جو ورزشگاهها مناسب حال زنان و "شان و حرمت" انها نیست. آنها با این توجیه به طور ضمنی اعتراف میکنند که چهار دهه تعالیم اسلامی آنها اثری نداشته و ظاهرا مشتی "لمپن" تحویل جامعه داده است. اینکه از میان دویست کشور جهان چرا فقط جو استادیومهای ایران ناجور و لمپنی است پرسشی است که حکام و فقهای رژیم اسلامی قادر به پاسخ گفتن به آن نیستند. بگذریم که بسیاری از تحلیلگران معتقدند که اگر هم چنین جو نامناسبی وجود داشته باشد حضور زنان، کودکان و خانواده ها میتواند سبب کمرنگ شدن آن شود نه سبب گسترش آن.

بعلاوه پذیرش محدود حضور زنان در هنگام بازیهای ملی هم قرار است به صورت جایگاههای جداگانه اجرا شود. یعنی قرار نیست خانواده ها، همسران، خویشان، دوستان و خواهران و برادران از بازیها در کنار یکدیگر لذت ببرند، چیزی که در همه کشورهای دیگر جهان مرسوم است. از اینرو نه تنها باید برای حق حضور زنان در استادیومها مبارزه کرد، بلکه باید با تعبیه جایگاههای جداگانه و سیاست جداسازی نیز مقابله نمود.

 

سازمان ما ضمن حمایت از راهکارِ بایکوتِ استادیومها، از همه مردمان ایران بویژه مردان آزادیخواه و برابری طلب دعوت میکند که جنبش زنان ایران را در این کارزارمهم برای به چالش گرفتن آپارتاید جنسیتی تنها نگذارند.

 

برچیده باد همه اشکال تبعیض و نابرابری علیه زنان

سرنگون باد رژیم زن ستیز جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم

کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

۲۰ شهریور ۱۳۹۸ – 11 سپتامبر 2019