دانش آموزان، آموزگاران، مادران و پدران،  سال نو تحصیلی  در شرایطی آغاز می شود که جمهوری اسلامی درمانده از جنگ برون مرزی در سوریه، لبنان  و یمن، در ادامه سیاست های ارتجایی تسلیحاتی و نظامی تا کنونی که تشدید تحریم های اقتصادی و مالی آمریکا را در پی داشته،  با ادامه ماجراجوئی در منطقه  زمینه شعله ور ساختن جنگ دیگری را در حوزه خلیج فارس فراهم ساخته، که چه بسا هزینه ای به مراتب سنگین تر از جنگ هشت ساله با عراق را در پی خواهد داشت. 

          در کنار مداخله در کشورهای منطقه، تشدید فشار بر کنشگران مدنی، با صدور محکومیت های سنگین و سرکوب خشن مطالبات کارگری  و کارمندی،  تردیدی باقی نمی گذارد که جامعه ی ما و کشورهای همسایه، در بقای جمهوری اسلامی رنگ آرامش به خود نخواهند دید. 

دانش آموزان، آموزگاران  و دانشجویان عزیز به گونه ای که اطلاع دارید، یک سال پیش از این دانش آموزان مدارس سوئد،  به ابتکار  دختر دانش آموز پانزده ساله ای به نام "گرتا، تونبرگ"، در روز آغاز درس و کلاس،  به جای رفتن به مدرسه در برابر "رایشتاگ"(پارلمان سوئد) اجتماع نمودند و توجه نمایندگان را به مساله  مهم  محیط زیست جلب نمودند که با افزایش دمای زمین، افزایش میزان آلودگی هوا، نابودی جنگل ها  و آلودگی آب ها، خطر نابودی محیط زیست از هر زمانی برجسته تر است.

  در پی این اقدام دانش آموزان سوئدی،  اینک پس از یک سال جنبش دانش آموزی به جنبشی سراسری، فراگیر و جهانی مبدل شده،  ورای دانش آموزان، دانش جویان  و آموزگاران، با پیوستن انبوهی از مردم به  جنبش دفاع از  محیط زیست، دولت ها را برای اقدامات لازم و ضروری برای جلوگیری از آلودگی هوا و گرمای کره زمین، تحت فشار گذاشته اند ، اما در پرتو تداوم حاکمیت ارتجاع اسلامی ورای کنش گران محیط زیست، کنش گران حقوق مدنی و تشکل های مطالباتی کارگران و زنان برابری طلب  که به شدت سرکوب می شوند، کشور ما  با آن چنان بحران همه جانبه ی ساختاری مواجه است که جز برچیدن بساط رژیم خشن و سرکوب گر جمهوری اسلامی چاره ی دیگری در پیش روی نیست و سال تحصیلی تازه، می تواند  سال اعتصاب سراسری آموزگاران و دانش آموزان باشد.

در کشور هشتاد و پنج میلیونی ما، که با  بیش از چهل در صد جمعیت زیر بیست و پنج سال، یکی از جوان ترین کشورهای جهان است. جمهوری اسلامی که با سیاست های نادرست  تلاش میکند جمعیت کشور افزایش یابد آیا توانائی تامین امکانات آموزشی لازم  و شرایط مناسب تحصیلی  برای انبوه دانش آموزان و شیفتگان ورود به دانشگاه و تحصیلات عالی را  فراهم ساخته است؟ آیا سرمایه گذاری کافی برای تربیت کادر آموزشی مورد نیاز موسسات آموزشی اختصاص داده است. بگذریم از این که به سبب سیاست از بنیاد نادرست زن ستیزی اسلامی،  تحمیل اجباری زنان به خانه داری کمبود امکانات برای کودکان، از کودکستان  و آموزش پیش از دبستان و کمبود آموزگاران کلاس های ابتدائی،  انبوه دانش آموزانی که در کلاس های درس امکان نفس کشیدن ندارند، با دشواری  دو چندان رو به رو هستند.

بنا به گزارش معاون آموزشی وزارت آموزش و پرورش امسال بیش از صد و پنجاه هزار نفر از دختران دبیرستانی مدارس را ترک نموده اند که  ناشی از فقر و همچنین ازدواج های زودرس  و نومیدی  و نبود چشم انداز است زیرا با صف میلیونی پشت کنکوری امید چندانی نیست  که  پس از دریافت دیپلم بتوان به دانشگاه راه یافت. اما  کمبود  فضای آموزشی، ناچیز بودن میزان سرمایه گذاری بخش خصوصی و دولتی در امر آموزش و پرورش، نوبتی بودن مدارس در تهران و شهرستان های بزرگ و بر کنار ماندن بیش از ده میلیون کودک و نوجوان دختر و پسر  و بیش از پنج میلیون نفر از  جوانان کشور از آموزش عالی، در عصر تخصص و فن آوری،  زیان های اجتماعی جبران ناپذیری است. 

یکی از دست آوردهای بزرگ اعتصابات سراسری دانش آموزان و معلمان در سال پنجاه  و هفت، پایان دادن به فعالیت بخش خصوصی در همه ی سطوح آموزشی  و به کنترل دولت در آمدن مدارس به اصطلاح ملی  بود، که پس از ده سال با جلوس هاشمی رفسنجانی به مقام ریاست جمهوری و محمدعلی نجفی به سمت وزیر آموزش و پرورش، به بهانه ی کافی نبودن سرمایه گذاری دولتی، دست بخش خصوصی در همه ی سطوح از کودکستان تا دانشگاه  باز شد و سیستم آموزشی کشور هم به نوبه ی خود، جلوه گاه دیگری شده برای اخاذی باندهای حکومتی و مقامات ارشد دولتی، از نظامی، تا امنیتی  و روحانی، به گونه ای که این مساله پس از سه دهه، به مرز فاجعه باری رسیده است.

امروزه همچون دوران پیش از انقلاب،  به ویژه در تهران و شهرهای بزرگ،  دو گونه مدارس خصوصی، یا دولتی سطح بالا، با شهریه های گزاف و مدارس دولتی  و خصوصی سطح پائین با انبوه دانش آموزان، و  ضعف کادر آموزشی و کم بود فضای تنفسی در کلاس ها رو به رو هستیم.  در  رقابت دو بخش خصوصی و دولتی، با  مدارس نمونه،  شاهد و غیر مواجه ایم، مدارسی که اختصاص دارد به وابستگان سپاه، جانبازان، بسیجیان، امنیتی ها، روحانیون و مقامات ارشد دولتی و نظامی، از امکانات بهتر و دبیران و آموزگاران  مجرب تری  برخوردارند و برای خالی نبودن عریضه،  در صد ناچیزی از  دانش آموزان نخبه را هم به این مدارس راه می دهند و  به این ترتیب،  در سیستم آموزشی کشور، یک نظام به تمام معنا طبقاتی بر قرار ساخته اند.

حذف شهریه تحصیلی در همه ی سطوح از دبستان تا دانشگاه ، لغو امتیاز طبقاتی و  یکسانی سطوح آموزشی با مدیریت دولتی  و نظارت شورائی تشکل های صنفی ـ سیاسی گام نخست در این راه خواهد بود. بی جهت هم نیست که طی چند سال گذشته، یکی از خواسته های اصولی کانون صنفی آموزگاران برچیدن مدارس خصوصی و پایان دادن به نظام طبقاتی در آموزش و پرورش است. بر این خواست اصولی کانون های صنفی،  حذف آموزش ایدئولوژی یا عقیدتی و اخراج  جاسوسان و مزدوران حزب الهی  از مدارس ابتدائی تا دانش گاه را باید افزود.     

 

                       سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی!

                       زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم!

                             کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

31  شهریور 1398 

22   سپتامبر 2019