بیش از سه هفته از وقوع باران های سیل آسا و تبدیل آن به فاجعه سیلاب در ایران میگذرد. فاجعه ای که حدود ۲۵ استان کشور را تحت تاثیر خود قرار داده است. تا کنون طبق آمار دولتی، تعداد قربانیان به حدود هشتاد نفر و بیش از هزار نفر مجروح رسیده و تعداد مردم بی خانمان و آواره بالغ بر صدها هزار نفر و غرق شدن چندین نفر از امداد رسان مردمی  شده است. بنا به اعتراف برخی مقامات رژیم، میزان خسارات مالی بین ۳۵ تا ۴۰ هزار میلیارد تومان تخمین زده می شود. آنهم در کشوری که اکثریت مردمان آن بویژه دهقانان فاقد هرگونه بیمه در رابطه با "بلایای طبیعی" هستند و مهمتر از آن با رژیمی بغایت ضدمردمی و غارتگر روبرویند که در چهار دهه گذشته به کرات نشان داده که تلاش چندانی برای جبران خسارات مردم جنگزده و زلزله زده و سیل زده انجام نمیدهد و الویتهای آن چیزهای دیگری است.

 

اگر وقوع باران های بی سابقه تحت تاثیر عملکرد نظام جهانی سرمایه داری در گرمایش زمین و تخریب محیط زیست است و از این منظر، وقوع بارش های سیل آسا اجتناب ناپذیر بود، اما تبدیل شدن آن به فاجعه سیلاب و ویرانی های عظیم در شهرها و روستاها، دقیقا ناشی از عملکرد رژیمی است که هیچ اهمیتی برای حفظ محیط زیست و پیشگیری از فاجعه قائل نیست. اینرا دیگر فقط  مردم تحت ستم و اپوزیسیون و یا فعالان محیط زیست مطرح نمی کنند بلکه خود مقامات و نهادهای رژیم در دعواها و افشاگریهای درون جناحی به آن معترف هستند. اکنون دیگر مشخص شده است که بی توجهی به هشدارهای کارشناسان هواشناسی و طبیعت، سد سازی های غیر استاندارد ممتد در طول چهار دهه گذشته، عدم لایروبی سدها و رودخانه ها، ساخت و ساز در اطراف رودخانه ها و مسیل های آب، از بین بردن  جنگلها و  نابودی مراتع که نقش مهمی در جذب باران و جلوگیری از رانش زمین و گل و لای دارند، خشکاندن تالابها و ... عوامل عمده تبدیل بارش های شدید چند هفته اخیر به فاجعه سیل بوده است. یعنی این رژیم اسلامی و الگوهای توسعه و برنامه ها و بی برنامه گی های اقتصادی آن بوده که سبب این حجم عظیم از ویرانی و آواره گی شده است.

 

اما مسئله به همین جا ختم نمی شود. وقوع فاجعه – اعم از طبیعی یا غیرطبیعی - یک چیز است و مدیریت بحران و اقدام سریع برای امدادرسانی و کمک به مردم سیل زده چیزی دیگر. تعدد مراکز تصمیم گیری و رقابت آنها با یکدیگر و نیز هراس رژیم از اقدامات مستقل مردم برای امدادرسانی سبب شده که حتی بعد از وقوع فاجعه نیز شاهد ادامه درماندگی و سیاستهای ضدمردمی رژیم باشیم. جلوگیری از فعالیت مستقل مردم و نهادهای غیردولتی برای امدادرسانی و حتی دستگیری حداقل ۲۵ نفر از امدادرسانان توسط وزارت اطلاعات و بازداشت ۲۴ شهروند خبرنگار توسط پلیس فتا به جرم اطلاع رسانی درباره فاجعه سیل و بازداشت حدود هفتاد نفر از فعالین عرب خوزستان در دو هفته اخیر نمونه هایی از این برخوردهای امنیتی بوده اند. همین برخوردها و نیز درماندگی رژیم برای کمک رسانی به مردم سیل زده خوزستان بوده که سبب بروز تظاهرات در محله های زحمتکش نشین اهواز و برخی مناطق دیگر خوزستان شده است.

 

رژیم اسلامی در حالی از صدها هزار نفر از ساکنان خوزستان میخواهد که مزرعه و کاشانه خود را ترک کنند که هیچ تلاشی برای فراهم آوردن امکان اسکان آنها در پناهگاها و تامین غذا – پوشاک و بهداشت آنها انجام نداده است و هیچ ضمانتی هم برای جبران کامل خسارات مردم توسط رژیم وجود ندارد. مردم خوزستان به چشم خود دیده اند که چگونه شرکتهای حفاری نفتی متعلق به سپاه برای کسب درآمدهای هنگفت از منابع نفتی موجود در تالابهای خوزستان بویژه تالاب هورالعظیم ، سبب خشکاندن آن شده و حتی در اوج سیلاب اخیر به جای هدایت آبهای سرگردان برای احیای این تالاب، سد بندهای موقت مردم را تخریب و سیل را به طرف مناطق مسکونی عمدتا زحمتکش نشین عرب سوق داده است. تالاب مهمی که خشکانده شدن آن در سالهای گذشته یکی از عوامل شدت گیری بحران ریزگردها در اهواز و دیگر مناطق خوزستان بوده است.

 

حال درست در شرایطی که صدها هزار انسان خسته و گرسنه دار و ندار خود را در خوزستان از دست داده اند، رژیم با سازماندهی متحدین فاشیست خود در عراق یعنی حشد الشعبی را دسته دسته برای کنترل اوضاع به خوزستان و غرب کشور سرازیر میکند. این نیروها و نیز رژیم ایران ادعا میکنند که آنها و نیز گردانهای فاطمیون فقط برای امدادرسانی از عراق به ایران آمده اند و اینکه قصدشان جلوگیری از سرریز شدن سیلاب به سوی عراق است. اما مردم با چشمان خود دیده اند که این دستجات با اسلحه و تجهیزات نظامی کامل به خوزستان سرازیر شده اند. چند ماه قبل یکی از فرماندهان سپاه در واکنش به مبارزات و خیزشهای مردم ایران برای نان و آزادی، هشدار داده بود که اگر نیروهای امنیتی و نظامی خود رژیم ایران کفاف ندهند، نیروهای شیعی وابسته به این رژیم نظیر حشد الشعبی عراق و حزب الله لبنان و گردانهای فاطمیون در سوریه حاضرند این رژیم غارتگر و درمانده را در کنترل اوضاع یاری رسانند. جمهوری اسلامی میلیاردها دلار در عراق و یمن و سوریه و افغانستان و لبنان و ... برای صدور بنیادگرایی اسلامی شیعی صرف کرده است  و اکنون با آوردن این مزدوران میخواهد حمایت دست نشاندگانش را در مقابله با مردم تحت ستم به نمایش بگذارد.

 

اما هدف هر چه باشد فقط اوج وحشت و در عین حال درماندگی رژیم ایران را به نمایش میگذارد که از یکطرف جلوی فعالیت مستقل مردم برای کمک رسانی به سیل زدگان را میگیرد و از طرفی دیگر دهها تن از امدادرسانان، فعالان محیط زیست و فعالان خلق عرب را بازداشت میکند و صدای حق خواهی مردم خوزستان را با گاز اشک آور و گلوله پاسخ میدهد.

مبارزه برای اسکان فوری و تامین مایحتاج کامل سیل زدگان و جبران خسارات مردم، مبارزه برای حفظ محیط زیست و افشای سیاستهای رژیم برای نابودی طبیعت و بالاخره مبارزه برای نان ، آزادی و کرامت انسانی، اکنون بیش از هر زمان به آماج مبرم جنبشهای کارگری و اجتماعی تبدیل شده است. با تمام قوا، به این جنبش یاری رسانیم!

 

 

                                      سرنگون باد رژیم اسلامی سرمایه داری ایران

                                            زنده بادآزادی ، زنده باد سوسیالیسم

                                     کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

                                                   ۲۶ فروردین ۱۳۹۸

                                              www.rahkargar.com