امروز اطلاعیه یی را دیدم که ، در مشهد دختران را به صیغه زواران در میآورند ، تحت پو شش ایدیولوژی مذهبی و با استدلال بر آن ، چند لحظه به اطلاعیه خیره شدم به ذهنم آمد که این اطلاعیه با فرم دیگری حدود دوسال قبل در ارتباط با همین مضمون دیده بودم که به دنبال آن ، اعتراضات مردمی و واکنش مردم مشهد را به همراه داشت . به طوری که علم الهدی مجبور شد در نماز جمعه به انکار آن بپردازد و بعد از آن ، فیلمی که توسط مسافران عراقی پخش شد و در کنار آن ، دوربین مخفی به عنوان مسافر با یکی از بنگاهها جهت آگاهی از چگونگی قضیه میپردازد و سایت آن موجود است که در آن صیغه برای مردان خارجی ۴۰۰۰ تومان و برای مردان ایرانی۱۰۰۰ تومان البته این مبلغ فقط برای جاری شدن عقد صیغه مطرح است و بر مبنای آن اطلاعیه شرایط سنی برای تعیین نرخ مطرح شد و در این ارتباط روزنامه گاردین به عنوان( سکس توریسم در ایران ) و اینکه مردان عراقی مشتری پر وپاقرص این مسَله هستند ، پرداخته است

دوستی که این اطلاعیه را فرستاد گفت میدانم که اطلاعیه قدیمی است ولی الان با اوضاع اقتصادی کنونی جامعه ، زن به عنوان منبع درامد زایی در همه شهرهای ایران به خصوص در مشهد تبدیل شده است

در شهری که هتل های آن برای مسافرینی که خانواده هستند و فراموش میکنند شناسنامه با خود به همراه بیاورند جایگاهی ندارند ، چون قانون این مجوز را به آنها داده است اما حاکمان این قانون برای پیشبرد اهداف سرمایداری تجاری سنتی به قوانین اسلامی خود روی میاورند که نمونه یی از آن ، صیغه است . آنها در کنار پوپولیستهای راست گرای جهانی حامی نقش جنسیتی «سنتی»هستند . سرمایه داری جهانی برای کاهش فشار توده یی ، در در یایی که خود ساخته و پر داخته آن است دست و پا میزند و برای اینکه چند صباحی بیشتر بماند به تجارتهای غیر انسانی وسیع روی آورده که یکی از آنها پورنوگرافی است ، که به یک بازار اصلی تبدیل شده است . در جامعه ایران قبل از انقلاب این بازار شیوع پیدا کرده و بعد از انقلاب با دیدگاههای سنتی سرمایه داری و ایدیولوژی مذهبی به شنیع ترین شکل خود و با ابعادخشونت بیشتر که روسپیگری علنی است روی آورده ، سن روسپیگری در ایران بسیار پایین است و در واقع این افراد برای امرار معاش خود و خانواده جهت کسب در امد در برابر پول ، جسم خود را به عنوان کالایی ارایه میدهند و در ایران با سن پایین ، این افراد به عنوان بردگان جنسی محسوب میشوند . فقر اقتصادی عامل اصلی این پدیده است . در شرایطی که آخوندها و آقازاده های آنها با پول نفت و گاز و مالیات مردم در ماشینهای میلیاردی خود در شهرها ویراژ میدهند و اختلاس و فساد در آن جامعه بیداد میکند و هر روز شاهد اخبار تازه ای از این دست از اختلاس ها هستیم از طرفی فقر اقتصادی در کنار فقر فرهنگی و گاها اعتیاد والدین و گرایشات مذهبی والدین که توسط فاشیستهای حکومتی دامن زده میشود ، آن دختران و زنان ترور شخصیت و به سوی مرگ تدریجی فرستاده میشوند . این دختران و زنان در واقع آزادی و جنسیت خویش را طی قراردادی به دیگری واگذار میکنند این دختران و زنان قربانی تبعیض و فاصله طبقاتی هستند . بی سرپرستی، وضعیت بد اقتصادی همسران و والدین و فاصله طبقاتی از سویی و تمکن مالی عده ای دیگر عرصه را هر روز بر زنان تنگ تر میکند ، به خصوص با ایدیو لوژی مذهبی ، یک طیف مردانی هستند که به دلیل تعصبات مذهبی و فرهنگی زنانشان باید طبق الگو ی آنان رفتار کنند اما همین مردان هوسران مشتری این قربانیان فقر و فلاکت که چنین دختران نوجوان و زنان هستند .

قوانین زن ستیز جمهوری اسلامی در حالی به این مسَله دامن میزند که ابراز عشق دختر و پسری در خیابان به عنوان نامزدی ، به شلاق و جریمه محکوم میشوند . آری ،کشوری که از آمار بالاترین اعدام کودکان در جهان برخوردار است و بخشی از آن مربوط به رابطه جنسی است و در آن ، آمار ازدواج کودکان زیر هیجده سال بیداد میکند آثار مخرب روسپیگری که تحت پوشش صیغه در ایران نامگذاری شده است ، یک آسیب شخصیتی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی بر دختران و زنان وارد میکند و انحرافاتی است که همه ابعاد جامعه را تهدید میکند و پیامدهای منفی آن ، سطح جامعه و خانواده را در بر میگیرد . ادامه و رواج آن ، افزایش بیماریهای مقاربتی و ایدز ، کم شدن آمار ازدواج ، افزایش طلاق و تولد کودکان خیابانی است . مسَولین در شرایطی به این مسَله دامن میزنند که سقط جنین و وسایل جلوگیری از حاملگی در جامعه به علت دستور خامنه یی بر مبنای زاد و ولد بیشتر ، ممنوع اعلام شده است ، او به افزایش جمعیت به این دلیل نیاز دارد که انسانها را توپ خمپاره جنگ افروزی منطقه یی خود قرار دهد و این فرمان ، زنان را به سقط جنین های نا امن سوق میدهد و سقط جنین های پی در پی برای زنان خطر آفرین است ، در واقع جامعه به سمت یک جامعه بیمار سوق داده میشود . در چنین شرایطی زنان جامعه ما ، مجبورند هزینه گزافی بپردازند در حالی که از داشتن وکیل واقعی محروم هستند و چنانچه وکیلی به دفاع از آنان بر خیزد چون نسرین ستوده به حبس های طویل المدت و شلاق محکوم میشود در چنین شرایطی ، ضرورت مقاومت در مقابل نیروهای تاریک اندیش،کینه ورز و عوام فریب جمهوری اسلامی که افکار پلید آنها بر زمینه فاجعه های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی گسترش می یابد ، همبستگی نیرو های آگاه جامعه را میطلبد

جمهوری اسلامی با دیدگاه سرمایه داری سنتی ارتجاعی ، فکر میکند با خفه کردن آزادی عمومی ، بستن دهان سندیکا ها و شوراها حمله به حقوق زنان ، تعقیب نیروهای مترقی و زندان و شکنجه کردن رهبران کارگری و نیرو های آگاه ، چون اسماعیل بخشی ها و سپیده قلیان ها ، سر کوب معلمان و به زندان انداختن رهبران کانون ها ، میتواند از تاریخ انتقام بگیرد و جامعه را به نفع الیگارشی عوام فریب خود به پیش ببرد و دوام حکومت خود را بیشتر کند. اما تحول جامعه ایران با کار شکیبانه مبارزان و مردم و با پیشبرد آگاهی سیاسی مردم و افشاگری فساد حکومتی ، با اتحاد نیروهای آگاه جامعه‌ و استقرار سوسیالیسم امکان پذیر است در چنین جامعه یی آزادی زنان از دگم هاو از سلطه فاشیست برای دستیبابی به عدالت و پیشرفت عمومی امکانپذیر میگردد