آیا شاهد اقدام مشترک نیروهای کمونیست, سوسیالیست, آنارشیست و نهادهای کارگری در خارج کشور و در اول ماه مه امسال خواهیم بود؟

آیا در بر همان پاشنه خواهد چرخید؟

 

برآمد جنبش کارگری در سال گذشته که با دستگیری و شکنجه و سرکوب نمایندگان آنها از جمله اسماعیل بخشی و فعال مدنی سپیده قلیان همراه بود و هست درسهای بسیاری بهمراه داشت که فعالین کارگری و سیاسی تا کنون بدان پرداخته اند. از جمله این درس ها نیاز فوری و عاجل این جنبش به تشکلی سراسری و رزمنده و ضرورت جلب حمایت حداکثری همه نیروهای مدافع حقوق کارگران در داخل و خارج کشور است. با نگاهی به اعتراضات کارگری در سال گذشته در مییابیم که پرشمار وقایع کارگری اما در پراکندگی جریان یافته اند و از پشتیبانی دیگر نهادهای این طبقه محروم مانده اند.

ناگفته پیداست که پیام این روز تاریخی پیش از هر چیز همبستگی بین المللی کارگران است. همبستگی شعار این روز است اما آنچه که در میان فعالین جریانات متشکل در خارج از کشور یافت نمیشود همان همبستگی در دفاع از منافع آنی و آتی کارگران معترض کشورمان است.

اول ماه مه روز جهانی کارگران بزودی فرا میرسد.این روز، یادمانِ اعتراضات گسترده کارگران آمریکایی است که در روز اول ماه مه 1886 فراخوان اعتصاب سراسری دادند. آن‌ها در نظر داشتند که بجای روزی 14 ساعت روزی 8 ساعت کار کنند. در چهارمین روز این اعتصاب در شهر شیکاگو پلیس بر روی تجمع کنندگان اعتصابی آتش گشود و در نتیجه ان تعدادی کشته و زخمی شدند و پس از این واقعه نیز 4 نفر اعدام شدند. از آن پس روز اول ماه مه بیاد این کشته شدگان و آن وقایع مناسبت روز جهانی کارگران یافته است. جالب اینجاست که این روز از سوی دول آمریکا و کانادا برسمیت شناخته نمیشود و این یکی از نقاط اشتراک و همزبانی رژیم جمهوری اسلامی با همتای امریکائی خود میباشد.

اول ماه مه از سویی دیگر کابوس ناتمام سرمایه داران و مالخواران و مال اندوزانی است که در پناه نظم سرمایه داری لانه کرده اند و ازفواید! آن بهره میبرند و از هیچ کوششی برای تحمیق و سرکوب کارگران, پیشروان و تشکل های کارگری کوتاهی نمیکنند.

جنبش کارگری کشورمان اما بی اعتنا به اختلاف نظر های بخشا خود ساخته اپوزیسیون متشکل چپ در خارج از کشور به پیش میرود و تجارب خود را می اندوزد. این جنبش همان است که دیده و میبینیم. با یک جرقه فضای سیاسی کشورمان را تغییر میدهد و به موضوعی بینالمللی تبدیل میشود. همبستگی های پراکنده اما پر تعداد را چه از درون و چه از بیرون کشور بهمراه دارد. صنفی اغاز میشود و بسرعت نور به موضوعی سیاسی مبدل میشود و به سیاسی شدن ان خود ویژگی شرایط هار سرمایه داری در ایران یاری میرساند همانگونه که نیروهای سرکوب و ضد شورش را در مقابل کارگران گرسنه و معترض قرار میدهند. اینجا نه حزب و سازمان و تشکل در آب نمک خوابانده مطرح است و نه از رهبر! بنابر این چنانچه برآنیم که از آنها در داخل دفاع کنیم گفتگو از نشان و پرچم سازمانی و حزبی بیهوده است و انتشار هر ساله اطلاعیه و اعلامیه اول ماه مه و ارشیو آن در تاریخچه خود یاری دهنده آنها نیست.

 

باید اول ماه مه را به پرچمی برای همصدا شدن، بدور از فرقه گرایی ها و خود مرکزبینی ها تبدیل کرد.

بایستی درک و لمس کنیم که دغدغه کارگران و پیشروان انها امروزچیست؟ با کدام ابزار میتوان بیشترین پشتیبانی را از آنان کرد؟

حداقل کاری که میتوان کرد هر چه فشرده تر و گسترده تر کردن صفوف مدافعان حقوق و جنبش کارگری در ایران است.

تشکیل کمیته های مستقل و پایدار برگزاری اول ماه مه  و اقدام گر در سطح بین المللی هنوز دیر نشده است

از تبلیغات حزبی و سازمانی پرهیز شود و پرچم اول ماه مه برافراشته و سیاست های سرکوبگرانه رژیم حاکم هر چه بیشتر افشا شود و اینگونه بخشا صدای ناب و رسای کارگران گرسنه و سرکوب شده کشورمان باشیم.

زنده باد روز اول ماه مه روز همبستگی کارگران جهان

بهروز سورن