چاپ

خیزش دیماه مردم اعماق

دستاوردها  و درس های آن

حسن حسام

این مقاله را در روز های پس از  خیزش دی ماه سال پیش نوشته بودم که  پایه سخنرانی ام در واشنگن شد . اما همانطور که پیش بینی می شد ، از آنجا که خیزش دی ماه تداوم یافته و سیمای طیقاتی روشن تری پیدا کرده است، انتشار آن را برمبنای تحلیلی از مبارزه عمومی که آشکارا بسمت شکوفایی مبارزه طبقاتی و در راسش مبارزات طبقه کارگر فرا روئیده است ، یک وظیفه دانسته ام  . ح ح

 

بخش اول :

این ادعا ابدااغراق آمیز نیست که قیام سراسری  دی ماه در صد شهر توسط مردمان  ِ اعماق بی سابقه بوده است . نه تنها در چهل سال گذشته یعنی  از فردای شکست انقلاب توسط ضد انقلاب حاکم و سلطه استبداد مذهبی سرمایه داری بجای استبداد سرمایه د اری ِ شاهی در بهمن پنجاه و هفت ، نظیر نداشته است و  نمی توان آن را  با هیچ یک  از شورش ها و رویداد ی مردمی و حتی کارگری جنبش های مدنی و اجتماعی دیگردر این چهار دهه مقایسه کرد.و حتی می توان تاکید کرد که  از کودتای بیست و هشت مرداد تا به امروز هم چنین خیزش عمیق طبقاتی ، خیزش مردم اعماق در این حد از گستردگی سابقه نداشته است. جنبش ده روزه دیماه ،مُهر ش را بر تاریخ جنبش طبقاتی معاصر ایران حک کرده است واکنون چند ماه پس از خیزش دیماه، ما به روشنی شاهدیم که شرایط سیاسی ایران و موقعیت نیروها ـ چه در میان بالایی ها و چه در   میان پایینی ها ـ ، به قبل از دیماه نود و شش باز نخواهد گشت.اکنون اگر چه جنبش سرتاسر در خیبان دیه نمی شود اما در اشکال مختلف و با حضور لایه های مختلف طبقاتی ، بویژه طبقه کار گر و جنبش مدنی تداوم یافته است

در زیر نگاهی می اندازیم به چرایی این مدعا :

   بر خلاف چهل سال گذشته ،شورش مردمی درده روزی که ایران را تکان داد قبل از هر چیزماهیت خودش را درضدیت با تلاش های ارتجاعی  و همه جانبه تمام جناح های رژیم مذهبی و سرمایه داری حاکم بر ایران  نشان داد و آشکارا به همه ترفند های سیاسی وفرهنگی و اقتصادی رژیم  « نه » گفت.

و به روشنی جنبشی بود ، نه در درون سیستم ، که آشکارا در بیرون سیستم و علیه سیستم. مضمون  این خیزش سرتاسری مردم اعماق ،پیش ازهراچیز  دارای سه موئلفه اساسی بوده و هست :

1 ـ در هیچ شکلی اسلامی نبود ؛ یعنی از الله و نمایندگانش  سخنی به میان نیامد.

۲ ـ خیزش از نان خواهی آغاز شد و بلا فاصله با آزادی گره خورد

 ۳ـ این خیزش سراسری که صد شهر ایران را پوشش داد ، در همان یکی دوروز اول وبه سرعت به رویارویی با کلیت نظام جمهوری اسلامی فرا رویید و کلیت نظام را نشانه گرفت.

 در یک کلام جنبش نان و آزادی، حاکمیت استبداد دینی و سرمایه داری نئولیبرال  را در تمامیتش هدف قرار دادوپیش ار هر چیزمثل مرغان دریایی در هنگامه پیش از توفان ،خبر آورد  طوفان بزرگی در راه است.

خیزش دیماه که چنین ارزشی بجای گذاشته ، اما یک رویداد خلق الساعه و بدون پیش زمینه نبود. عناصر و موارد زیادی  را می توان فهرست کرد که علل و زمینه های این انفجار توده ای را توضیح می دهد و نشان  می دهد که خیزش دیماه حاصل انباشت بیزاری چهار دهه استبداد دینی ، اقتصای وسیاسی بوده است که در زیر موارد مهم و تعیین کننده آن رافهرست می کنیم :

نابودی آب و کندن چاه های عمیق بی رویه و سد سازی ها یی که تنها و تنها براساس  منافع  اقتصادی وابسته به حکومت  ؛بویژه سپاه پاسداران و بنیاد های دولتی واطرافیان و سرمایه داران وابسته به حکومت بویژه آقازاده ها صورت گرفته است .

رژم الله حاکم در ایران در بند اما ، با همه این شیوه ها و ترفند ها و تلاش ها و و سرمایه گذاری های کلان نتوانست اهداف ارتجاعی ، جنایتکارانه و کثیف وضد انسانی اش را جا بیاندازد وارزش های ضد ارزش خود را  به باوراکثریت مردمان تبدیل وآن را نهادی کند و مقاومت مدنی را در هم بشکند.

 

  در یک کلام خیز ش ده روزه دیماه حاصل عملکردرژیم

مذهبی وسرمایه داری ایران بود . خیزش بزرگی که بر تلی از بیزاری عمومی و نفرت انباشته شده رخ داد و جلوه نمود:

خانه خرابی روستائیان ، خشکسالی ناشی از بی آبی، رشدبی مهارتورم ، گسترش فقرهمه گیر،و رفتن زیر خط فقر روزافزون بیش از چهل در صد از کارگران، مزدو حقوق بگیران و ملیون ها مردم لگد مال  شده و سرکوب شده و بدون چشم اندازی روشن ، زندان و شکنجه و قتل و اخراج کار گران ، معلمان و بازنشستگان ،غارت پس اندازهای مردم ، بی حقوقی نهادی شده عمومی ، نهادی کردن نابرابری بین زنان و مردان و بی آیندگی جوانان و تبعیض درتقسیم امکانات عمومی بین ملیت های ساکن ایران و تحمیل ِهمراه با خشونت و سبعیت ِ یک ایده ئولژی عهد شبانی و برده داری و الزامات ارتجاعی و قرون وسطایی ِ آن به مردم و  همه وهمه موارد ریزودرشت ِ دیگری است  که فهرست کردنش از حوصله  این نوشتارخارج است و برای جلوگیری از اطناب کلام وارد موارد متعدد دیگر و اجزائ آن نمی شوم.

 بر اساس داده هایی که شمه ای از آن در یالا فهرست شده این حکم بی پایه نیست که اعلام کنیم: خیزش ده روزه ی که ایران را تکان داد ، ریشه در چهل سال سرکوب و غارت اکثریت مردمان ایران از هر نحله و گروه و طبقه ـ به جز گروه اندک طبقه ممتازه و وابسته به حکومت الله ـ داشته است !

 

بخش دوم :

         دستاوردهای خیزش دیماه ، ضعف ها و قوت هایش

   هشتمین نقطه قوت خیزش ده روزی که ایران را تکان داد ، مصادره خیابان ها بود توسط مردم اعماق و جوان هایشان با بر خورداری از ظرفیت و امکانات ارتباطی شبکه های ماهواره ای ، انترنتی و مجازی ، بصورت بسیج افقی که پدیده ای نو و امکانی است تازه به مدد تکنولژی جدیداما شکننده در امر بسیج خیابانی. این امکان مدرن اگر با سایر اشکال بسیج افقی و صد البته باسازماندهی عمودی تکمیل نشود ، می تواند عواقب نا کارآیی داشته باشد و امر ادامه کاری و بسیج خیابانی  را بشدت مشکل کند که در بخش  «موانع خیزش دیماه »   به آن پرداخته خواهد شد

موانع و مشکلات تداوم جنبش دی ماه

۱ـ   استفاده از شبکه های فضای مجازی و همه امکانات ناشی از آن در خدمت بسیج جنبش خیابانی اگر چه داده ای  بسیار ارزشمند است و در مقاطع اولیه بشدت کارآ . اما اگر با شبکه های طبیعی و سازماندهی عمودی پیوند نخورد ، فرصت های بسیاری را برای ادامه کاری از دست خواهد داد . آن هم وقتی شما بایک استبداد فراگیر طرف هستید که هیچ میزان و پرنسپی را بر نمی تابد، باید منتظر باشید که دستگاه سرکوب و امنیتش ،تمام امکانات ارتبا طی را قطع و کورکند. کاری که دستگاه امنیت رژیم در دی ماه انجام دادو شبکه های مجازی را قطع کرد . درفرایندخیزش دیماه روش شد همانقدر که امکانات انترنتی و ماهواره ای می تواند نقطه قوت باشد و ظرفیت بسج را بالا ببرد ، همان قدر هم بدون تقویت آن با شبکه های طبیعی وسازمان دهی عمودی در محیط های کار و زندگی در ساختاری مخفی و علنی ، می تواند کار آیی اش را درامر بسیج نیرو بطور کلی و جنبش خیابانی بطور اخص را ازدست بدهد.

۲ ـ در خیزش دی ماه ، پایتخت کشور همگام و هم سطح نزدیک به صد شهردیگر با جمعیت ملیونی اش نتوانست به صورت ملیونی در کف خیابان حاضر شود. و این نکته هم که کثرت طبقه متوسط در پایتخت و ظرفیت محدود این لایه ، با رادیکالیسم مردم اعماق موجب شده تا ما شاهد حضور جمعیت انبوه در تهران نباشیم هم به هیچ وجه  دلیل قانع کننده ای نیست . در همین تهران بزر گ کارخانه ها و دانشگاه ها و تشکل های زنان و جنبش های طبقاتی و مدنی دیگربه وفور وجود داشته و دارندکه ظرفیت و آمادکی لازم را در هماوازی با توده اعماق دارا بوده وهستند تاخیابان ها ی تهران توسط مردم مصادره شود.بنا بر این این پرسش باقی می ماند که چرا تهران در خیزش دیماه به نسبت جمعیتش حضور چشمگیری  نداشته است هرچند تمرکز دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی و شبکه های رنگارنگ و

سازمان یافته  سرکوب در پایتخت بصورت آماده اش دائمی هستند که به نوبه خودمی تواند به عنوان یک مانع ،حضور میلیونی مردم نا ممکن کند؟ اما همین تهران در جریان جنبش سبز در سال هشتاد و هشت با وجود همین مانع ، شاهد حضور ملیونی مردم بودهاست. بنابراین نمی توان این مشکل را مانغ اصلی قلمداد کرد . میماند ضعف و پراکندگی جنبش کارگری ، زنان ، دانشجویی و مدنی و نبود تشکیلات هماهنگ کنند ه این جنبش ها در همه اشکالی که امر بسیج را ممکن سازد

۳ ـ اما و بیش از همه کمبود ها ، و بزرگترین ضعف خیزش دیماه ، عدم حضور طبقه کار گر به مثابه « طبقه »  ، نه افراد درخیابان بود . طبقه کارگری که در ده سال گذشته رکورد دار جنبش مطالباتی بوده و با دادن هزینه های سنگین همچنان جلو صحنه در مقابل رژیم سرمایه داری قامت افراشته است ، چرا و به چه دلایلی به اندازه کافی وتمام قد به صفت خود در خیزش دیماه حاضر نبوده است ؟چه پیش آمده و چه دلایلی موجب شد ه که کارگران به صفت کارگران با مردم اعماق هم آواز نشده اند؟ .حد اقل در همان سطحی که جنبش دانشجویی به میدان آمد و کوشید برخی شعار های خود بخودی و نسجیده را کنار بزند و بطور نسبی در راستای اوج گیری و رادیکالیزه کردن شعار ها نقش ایفا کند هم ، جنبش مطالباتی کارگری که دو دهه گذشته پیشتاز بوده وهست ، نتوانست به جنبش اخص سیاسی فرا روید هر چند جنبش مطالباتیکارگران در ذات خود جنبشی سیاسی هم بوده وهست . اما  این جنبش نتوانست بصور تی حضوری ومادی و مسنقیم با پرچم مطالبات سیاسی حضور پیدا کند

4  ـ پاسخ این گره اصلی را باید در پراکنندگی و عدم تشکل سراسری کارگران و مزد و حقوق بگیران ، فقدان تلفیق کار مخفی با کار نبمه علنی و علنی ، وجود سکتاریسم و فرقه گرایی عموما میان فعالین سر شناس کارگری و جداسری ها  ، فقدان پیوند ارگانیک محل کار و زندگی کار گران ، فقدان ارتباط مخفی وعلنی میان کارگران کارخانه ها با سایر مزدو حقوق بگبران ، فقدان رابطه ارگانیک کارگران مختلف مراکز کارگری و معلمان و باز نشسته گان و بیکاران و پرستاران ...وسر انجام فقدان رابطه ارگانیک وسازمانیافته طبقه کارگر با تهی دستان و نیروهای دکلاسه آواره در حاشیه شهر ها و ...دانست .موضوع مهمی که گفتاردیگری را لازم دارد. بحثی زیر نام :  سازمانیابی طبقه کارگردر موقعیت کنونی و وظایف چپ کمونیست در کار زار پیش رو که به عنوان بخش بعدی، به تفصیل به آن خواهم پرداخت

                                                 10/04/2018حسن حسام