حزب رستاخیز جواب نداد، انجمن پادشاهی جواب نداد، مشروطه خواهان خط مقدم جواب نداد، حزب مشروطه ایران جواب نداد، شورای ملی ایران جواب نداد، مرز پرگوهر جواب نداد، فرشگرد جواب نداد، اما شاهزاده رضا پهلوی مفتخر است که از خاکستر همه آنها ققنوس را برای بازسازی ایران به پرواز درآورد. این پروژه جدید قرار است زیر نقاب دوری از سیاست، فقط دغدغه علمی داشته باشد.

شاهزاده به کمک دکتر فیزیک الهیار کنگرانی در امریکا شماری عمدتا مجذوب نظام موروثی و انگلی پادشاهی که دارای مدرک دکترا یا فوق لیسانس میباشند را گرد آورده است تا "محصولات صرفا علمی" خود را برای بازسازی ایران عزیز که در شرف نابودیست ارائه کنند. هر یک از این افراد سرپرستی یک بخش را به عهده دارند و قول داده اند که به شیوه ای علمی و با پرهیز از گرایشات سیاسی ، فقط اندیشه های ناب تولید کنند!؟

در اولین کنفرانس اعلام موجودیت ققنوس که همزمان با تولد جورج واشنگتن ( اولین رئیس جمهور امریکا و بزرگترین زمین دار و برده دار زمان خود) در پایتخت امریکا ( تنها ناجی عالم بشریت!! ) برگزار شد این حضرات "غیرسیاسی" تا توانستند به اقتصادیات سوسیالیستی فحش دادند و همزمان به تمجید از ابتکار نبوغ آسای رضا پهلوی دوم ( تنها مدعی تاج و تخت در ایران) پرداختند. اما اگر از این شوخی بی مزه غیرسیاسی بگذریم پرسش اساسی همانا این است که این اتاق فکر - این دولت علمی در تبعید - بازسازی ایران را در همین رژیم استبدادی - سرمایه داری جمهوری اسلامی میخواهد به پیش ببرد و یا بعد از سرنگونی این رژیم؟ در این رابطه هر یک از حضرات دارای دکترا و فوق لیسانس حرفهای گوناگونی میزدند. عده ای میگفتند کشور دارد از دست میرود و بنابراین ما ا زهر فرد و یا نهادی که بخواهد از تولیدات علمی ما بهره ببرد استقبال می کنیم. خوب فورا این پرسش ساده مطرح می شود که آیا این نوع کمکهای علمی سبب تداوم و تقویت حاکمیت رژیم اسلامی نمی شود ؟ عده ای اما معتقد بودند لازمه تحقق پروژه های علمی وجود فضای باز سیاسی است. خوب، فورا این پرسش مطرح می شود که پس الویت روز برای نجات کشور ایران نه ارایه طرحهای بازسازی برای تقویت این رژیم، بلکه کمک به سرنگونی جمهوری اسلامی از طریق یک انقلاب مردمی است. و وقتی برخی خبرنگاران حاضر در محل کنفرانس، همین پرسش ساده را طرح کردند بالافاصله گردانندگان ققنوس پاسخ دادند : نه نه ما فقط یک اندیشکده علمی هستیم و کاری به سیاست و استراتژی سیاسی نداریم .

اما اگر هیچکس نداند ما میدانیم که شاهزاده میانسال که چهل سال منتظر بازگشت به کاخ نیاوران بوده است بیخود نمی آید وقت خود را صرف پروژه ای صرفا علمی کند که میخواهند طرح های بازسازی به داخل کشور - از جمله رژیم ایارن - صادر کنند؟!

نه! نباید ساده باشیم. این پروژه بنام فعالیت علمی دارد مقدمات یک دولت یا کابینه در تبعید را کلید میزند. اینها میخواهند چیزی آماده و حاضر داشته باشند تا اگر به کمک انقلاب مردم و یا حمله امریکا و متحدینش، رژیم ایران سرنگون شد از مجاهدین خلق که هم رئیس جمهور و هم دولت در تبعید دارند عقب نمانند.

بدین ترتیب مشخص می شود که این پروژه به اصطلاح علمی، قبل از آنکه به پرنده افسانه ای: ققنوس شبیه باشد که بعد از سوختن، از خاکسترش دوباره متولد می شود و پرواز رهایی بخش خود را آغاز میکند، بیشتر به کرکس شبیه خواهد بود که از حاصل شکار دیگران به شیوه ای لاشخورانه بهره میبرد و میخواهد حاصل زحمت انقلابی مردم ایران و در راس آنها طبقه کارگر را مال خود کند.

مردم ایران ضروری است در جریان تدارک انقلاب نوین خویش با درسگیری از انقلاب نافرجام ۵۷ مواظب کرکس ها باشند که با نقاب ققنوس به میدان آمده اند.

24 فوریه 2019