اینک در جایی گردآمده ایم که برای اولین بار در تاریخ دادخواهی مردمان ایران، بیش از یکصد تن اززندانیان سابق اسارتگاههای رژیم اسلامی، خانواده های جانباختگان جنایتهای سیاسی در ایران، در دادگاهی مردمی علیه رژیم اسلامی و  آمران وعاملان جنایات دهه خونین ۶۰ شهادت دادند. اینجا محل آشنایی ، دوستی و رفاقتی پایدار مابین بسیارانی از ماشد که از نحله های فکری متفاوت آمده بودیم واینک نحله بزرگ حقیقت جویی ،دادخواهی و عدالت مارا بهم پیوند داده بود. این موقعیت مرا بیاد خانواده هایمان می اندازد که مدام در مقابل این سوال قرار داشتند که چگونه شما با دیگر خانواده ها آشنا شده اید؟ جوابی صریح و روشن ، زندان های شما ، محل آشنایی و پیوند های ماست. محلی که مقاومت و همبستگی و حمایت از فرزندان وعزیزان را با مقاومت اسیران پیوند میزد تا زندان و شکنجه و بیداد را درهم شکند.   این مقاومت و بیداری ، این وفاداری و ایستادگی از زندانهای قزل قلعه و قصر و اوین و قزل الحصار و عادل آباد و گوهردشت و...تا خاورانهای ایران ادامه یافت. سالها سرکوب ،سانسور ، تهدید ،سکوت ، انکار ، دروغ  نتوانست شعله روشن داد خواهی را در خانواده های ما خاموش کند. این ایستادگی، این وفاداری بیدریغ وبی شائبه ،درخت تناور دادخواهی را سبز وسرفراز نگه داشت. علیرغم  زخمها ورنجهای بسیار  خانواده ی خاوران در تاریخ ایران ثبت شد. آری باید تاکید کنیم  که مادران ما، در کنار پدران و فرزندان ، تاریخی از ایستادگی ، همبستگی و حقیقت خواهی را علیه فراموشی و انکار و سانسور ودروغ حکومت اسلامی ،  برای دادخواهی مردم ایران ثبت کردند. در این ثبت تاریخی نام حاجیه خانم سجودی ، مادر صادق و جواد قائدی ماندگار شده است. نامی که مرا بیاد این شعر می اندازد:

 یاد بعضی نفرات 

روشنم می دارد

قوتم می بخشد،

راه می اندازد،

و اجاق ِکهن ِسردِ سرایم

گرم می آید از گرمی ِعالی دم شان

 آری ، گرما بخش زندگی ها ویکی دیگر از مادران خاوران از میان ما رفت. با درد وتاسف فراوان ، مادر قائدی عزیزمان جهان مارا واگذاشت ورفت، پیش از آنکه سرنگونی رژیم آدمخواران را به جشن بنشیند. مادر قائدی ، تجسم وفاداری و مقاومت وتلاش انسانی  زنانی بود که در رنج عظیم خانواده های زندانیان سیاسی و جانباختگان راه آزادی سهیم بودندو وتجربه شان را از زندانهای شاه ،از زندان قصر آغاز و و تجربه ی وحشتناک دوره خونین شصت و سیاهچالهای اسلامی و خاوران  وجانباختن عزیزانشان تجربه کردند. مادر قائدی مادر صادق وجواد بود که در دهه ۶۰ تیرباران شدند وعروس عزیزش منیر هاشمی را اعدام شده یافت و دختر دلبندش مرسده را سالها در پشت میله های زندان، دید و رنجهای فراوان را در برپایی مقاومت و دادخواهی مادران خاوران بر دوش کشید. خانه اش هماره میعادگاه دوستی و مهربانی و میزبانی یاران جواد وصادق و مبارزین برجای مانده و خانواده های خاوران بود. تا آخرین لحظه ی حیات بر دادخواهی وبرپایی یادمان جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم تاکید داشت و در آخرین روزهای حیاتش ، بیانیه مشترکی با خانواده های جانباختگان چهاردهه از جنایت اسلامی انتشار داد که کشتار خونین آبانماه را حنایت علیه بشریت خواند و خواستار همبستگی مردم و ایستادگی شان در مقابل حاکمان اسلامی شد.  حاجیه خانمی که   هرگز فراموشی را باز نتافت ، اینک در کنار مادر  آبکناری ،مادر ریاحی ، مادر رضایی جهرمی ، مادر لطفی ، مادر معینی و مادران و پدران ما آرام گرفته است . اما وظیفه سنگین دادخواهی وحقیقت جویی همچنان بر دوش همه ما سنگینی میکند. 

به مرسده عزیزم ،به محمود و خانواده بزرگ قائدی وسجودی و  همه ی مادران وخانواده های خاوران درگذشت این شیرزن شجاع ووفادار را تسلیت میگویم وپیمان میبندیم که یاد هماره شادمانه و عزیز مادران خاوران ، پرچم ماندگاری دادخواهی و عدالت ، پرچم جانباختگن راه ازادی و سوسیالیسم را همچنان تاپای جان نگه داریم.

علی ابراهیم زاده از طرف خانواده دکتر غلام ابراهیم زاده –قتل گاه اوین ،خفته در خاوران تیرماه ۱۳۶۲