چهل و یکسال از حاکمیت فاشیستی رژیم جمهوری اسلامی گذشت.مردم ستمدیده ایران پس از گذشت بیش از یک صد سال از انقلاب مشروطه همچنان برای نیل به آزادی، دمکراسی و عدالت اجتماعی مبارزه می کنند.مانع اصلی پیروزی آنها استبداد سلطنتی و ارتجاع مذهبی بوده است.محمد رضا شاه با جذب روحانیت، اختصاص بودجه های کلان به حوزه های علمیه، آزاد گذاشتن روحانیون در تبلیغ و ترویج مذهب و تاریک اندیشی، سرکوب دگراندیشان و پاسخ ندادن به خواست های میلیون ها تهیدست از ده رانده ودر حاشیه شهرهای بزرگ، حلبی آبادها و مفت آبادها مانده، بستر مناسب را برای خمینی و طرفداران او فراهم ساخت تا در نبود بدیل مترقی سازمانیافته سراسری، توده های به پاخاسته را سازماندهی کنند و انقلاب سال ۵۷ را به انحراف کشانند.آیت الله خمینی بمثابه دشمن سرسخت آزادی، دمکراسی و عدالت اجتماعی و مناسب ترین بدیل علیه خطر کمونیسم در منطقه،از سوی دول امپریالیستی به سرکرد گی امریکا مورد تأیید قرار گرفت. 

 

بر این زمینه بود که خمینی با قول آزادی برای همه و بردن پول نفت بر سر سفره های مردم، به ایران بازگشت. اما از همان روزهای نخست با اعدام بسیاری از سرکردگان رژیم سابق، کشتار خلق های کرد، عرب، بلوچ و ترکمن، دستگیری و اعدام آزادیخواهان در دانشگاهها و مدارس، سنگ بنای استبداد دینی فاشیستی خود را پایه گذاشت. این اعدام ها در شرایطی صورت گرفت که به هیچ کس فرصت داده نشد برای خود وکیل مدافع انتخاب کند و در دادگاهی علنی و با حضور ناظران بی طرف بین المللی محاکمه شود.

 

     جمهوری اسلامی با تکیه بر سیاست راهبردی سرکوب و بی اعتنایی به خواست ها و مطالبات میلیون ها توده ی تشنه آزادی و محروم از زندگی توام با کرامت انسانی و به هدف سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی خود در حل بحران های چند گانه سیاسی ،اقتصادی و اجتماعی موجود، بستر جاه طلبی های ضد بشری خود را بر مولفه هایی چون « امت اسلامی »، « جنگ جنگ تا دفع فتنه از عالم » و ... تدارک دید. از سویی به آیه های قرآن برای توجیه اعدام های فله ای مخالفان در داخل کشور و بسط تروریسم دولتی علیه اپوزیسیون در خارج پرداخت و از دیگر سو، جنگ ویرانگری را با کشور عراق به مدت هشت سال تداوم داد که پی آمدی جز یک میلیون کشته و معلول، نابودی صدها شهر و روستا، میلیون ها آواره وپذیرش قطعنامه ی۵۹۸ شورای امینت سازمان ملل در بر نداشت. قطعنامه ای که خمینی یکسال پس از تصویب آن در پیامی پذیرش آنرا را « نوشیدن جام زهر » نامید و به تلافی این شکست خفت بار دستور کشتار هزاران زندانی سیاسی را در تابستان سال ۶۷ صادر کرد،زندانیانی که اغلب یا سالهای محکومیتشان را پشت سرگذاشته بودند و یا بخش عمده آنرا را به پایان برده بودند. خاوران ها، لعنت آبادها و گور های دسته جمعی پیدا و پنهان بخشی از صفحات تاریخ ننگین رژیم تبهکار جمهوری اسلامی را تشکیل می دهد.

 

اما شکست خفت بار در جنگ هشت ساله مانع پیشبرد سیاست های توسعه طلبانه رژیم نشد. صرف میلیاردها دلار سرمایه ی ملی کشور در عراق، سوریه، فلسطین، لبنان، افغانستان، یمن و سازماندهی و تعلیم گروه های مرتجع شیعی و اسلامی برای مشارکت در جنگ های نیابتی، بجای پرداخت حقوق های معوقه کارگران، معلمان، پرستاران و سر و سامان دادن به وضعیت فلاکت بار میلیونها انسان بیکار، بی آینده،هدفی جز تروریست پروری و حفظ دیکتاتورهای خونریزی چون بشار اسد در قدرت و تعلیم و تامین مالی جریانات مرتجعی چون حزب اللله لبنان، حماس در فلسطین،حوثی ها در یمن، حشدالشعبی در عراق ودیگر گروه های اسلامی تاریک اندیش در بر نداشت.

 

سلطه روحانیت و بازار بر اقتصاد در ادامه همان برنامه ی اقتصادی معطوف به واردات دوران شاه سابق، موجب تعطیلی صدها کارخانه و نابودی تولیدات داخلی کشور شد. چپاول و غارت در آمدهای ملی و گذاشتن آنها در اختیار دولت های موازی بیت امام، سپاه پاسداران و نهادهای دست ساخت ولایت فقیه، اقتصاد کشور را چنان به ویرانی و ورشکستگی کشانده که حتی دولت خود معترف است که ۶۰ میلیون جمعیت کشور در مرز فقر قرار گرفته اند. طبق گزارش صندوق بین المللی پول اقتصاد ایران در سال گذشته در رکود کامل بوده است. این صندوق نرخ رشد منفی نه ونیم در صد را برای ایران برآورد کرده است.

     این همه در شرایطی است که وضعیت کار و زیست کارگران و اقشار زحمتکش جامعه در اثر تحقق برنامه های دوران بازسازی وتعدیل اقتصادی و پیروی دولت ها از سیاست نئولیبرالی، دستورات بانک جهانی،خصوصی و خصوصی سازی های گسترده و تعرض دائمی به حقوق ناچیز آنها که چندین برابر زیر خط فقرهستند، سال به سال وخیم تر می شود، بطوریکه شصت در صد طبقه کارگرزیر خط فقرمطلق زندگی می کنند. در شرایطی که خط فقر هشت میلیون است، بخش گسترده ای از زنان پرستار با حقوق ماهانه ۴۸۰ هزار تومان و فقط برای ۸۹ روز استخدام می شوند و کارگران را با قرار داد های سفید امضا، نیمه وقت و حتی بعضا با قرار دادهای چند ماهه به شدید ترین شیوه ها استثمار می کنند. فقط در استان تهران ششصد هزار نفر از کارگران بخش صنایع و خدمات، فاقد هر نوع بیمه هستند.

رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی خشونت وتبعیض علیه اقلیت های قومی- ملی،اقلیتهای مذهبی، نوکیشان دینی، دگر جنس گرایان و آپارتاید جنسیتی علیه زنان را نهادینه کرده است.  کلیه حقوق از جمله حق طلاق،حق نگهداری فرزند، آزادی پوشش،حق کار و حق مسافرت را به مردان واگذار کرده است. سنگسار، ازدواج دختران در سنین کودکی حتی زیر ده سال، تفکیک جنسیتی، به حاشیه راندن زنان از بازار کار،بطوریکه زنان تنها چهار ده در صداز پنجاه و چهار میلیون نیروی کار را تشکیل می دهند، بیگاری کشیدن از زنان زندانی با دستمزد ماهانه صد هزار تومان برای سخت ترین کارها و نابودی جسم و روح آنها با اسید پاشی و ... بخشی بنیادی از فرهنگ زن ستیز جمهوری اسلامی را تشکیل میدهد.

 

اما بیش از چهار دهه سرکوب، کشتار، نادیده گرفتن قوانین بین المللی، حقوق بشر و حقوق شهروندی، نتوانسته است مانع مبارزه توده های محروم و ستمدیده کشور شود. هرساله بیش از دو هزار اعتصاب و تجمع اعتراضی کارگران، معلمان، پرستاران، دانشجویان، بازنشستگان و جوانان بیکار و بی آینده را در سراسر کشور شاهد بوده ایم. زنان طی چهار دهه مقاومت، رژیم را در همه صحنه ها به چالش کشیده اند و سکوهای خیابان ها را به سنگر مبارزه علیه حجاب اجباری تبدیل کرده اند. آنها باشرکت در همه عرصه های مبارزه در کنار کارگران، معلمان، دانشجویان و دیگر اقشار کار و زحمت ایستاده اند و سلولهای زندان را به سنگر ایستادگی در برابر حجاب اجباری، شکنجه، تجاوز و بی قانونی های حاکم بر زندگی خود تبدیل کرده اند.

بنا به گزارش عفو بین الملل تنها در  سال گذشته حدود هفت هزار فعال سیاسی، مدنی و صنفی در ایران دستگیر شده اند. رژیم جنایت پیشه جمهوری اسلامی حتی به انتخابات مدیریت شده خود پایبند نیست، اعتراض میلیونی سال ۸۸ علیه تقلب در انتخابات را با دستآویز « فتنه » و خیزش توده های محروم و بی آینده دی ماه ۹۶ را با دستگیری هزاران نفر و کشتاردهها انسان بی گناه و نسبت دادن « اشرار» به آنها پاسخ داده است.

 

    رژیم در خیزش آبان ماه ۹۸ با کشتار هزار و پانصد انسان تهیدست معترض به سه برابر شدن قیمت بنزین و موج فلاکت و خفقان و دستگیری ده هزار نفر، ربودن معترضین، قتل و انداختن آنها در  رودخانه ها،عمق جنایت پیشگی خود را به اثبات رساند. تلاش خامنه ای برای سرپوش گذاشتن بر شکافی که بین نظام و مردم در پی این جنایات هستی سوز بوجود امد و زمینه سازی برای احیای مشروعیت از دست رفته اش با بسیح چند صد هزار نفر برای مراسم تدفیق قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس، که با موشک پهباد امریکایی کشته شد، چند روز بعد در اثر سقوط هواپیمای مسافربری اوکراینی بوسیله پرتاب دو موشک از سوی پدافند سپاه پاسداران و کشته شدن ۱۷۶ انسان بی گناه نقش بر آب شد. اشک تمساح ریختن مسئولین سپاه و دروغپردازی های ماموران دولتی و شخص خامنه ای پس از این جنایت هولناک نه تنها مرحمی بر زخم خانواده های داغدار نگذاشت بلکه  انزجار بیشتر مردم را دامن زد و همدردی و همبستگی آنها با خانواده جانباختگان را به همراه داشت. مردم در مراسم چهلم کشته شدگان اعتراض های آبان ماه با شعار : « کشته ندادیم که سازش کنم، رهبر قاتل رو ستایش کنیم.» و « مرگ بر استبداد، فقر و فساد و بیداد »نفرت عمیق خود را پس از فاجعه ی سقوط هواپیما ، همبستگی و همدردی گسترده خود با خانواده های جان باختگان را نشان دادند.

 

     نگاهی به شعار های چند ماهه گذشته نشان می دهد که توده های ستمدیده در هر خیزشی علاوه بر کسب تجربه، به درجه بالاتری از آگاهی طبقاتی دست یافته اند. این فرارویی آگاهی، جسارت و از خود گذشتگی مردم به جان آمده از فقر و فلاکت و خفقان را میتوان درمولفه های زیر بخوبی مشاهده کرد:

 

__ نفرت عمیق از کل نظام: « مرگ بر دیکتاتور. »، « ایرانی بیدار است از سپاهی بیزار است.» « قاتل جان ملت، سپاهی بی غیرت »، « مرگ بر بسیحی، مرگ بر بسیحی »،« نظام معترض کش، نمی خوایم، نمی خوایم »،« خامنه ای قاتله، ولایتش باطله »، "اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا" ، جمهوری اسلامی نمیخواهیم، نمیخواهیم" و ...

_موضع گیری در رابطه با بدیل های ضد انقلابی: « مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه، چه رهبر.»« نه شیخ می خوایم، نه شرخر، لعنت به هرچه رهبر.»، « نه تاح نه عمامه، آخوند کارت تمامه. »

_ ارائه بدیل: « نان، کار، آزادی، اداره شورایی ».

_ شعار راه بردی در مقابل اصلاح طلبان: « نه رفراندوم، نه اصلاح، اعتصاب ، انقلاب. »

_ صف بندی طبقاتی : "فرزند کارگرانیم، کنارتان می مانیم"، «کارگر، دانشجو،معلم، اتحاد اتحاد »

 

   جمهوری اسلامی در حالی چهل و یکمین سال تاسیس خود را برگزار می کند که نا کارآمدیش در حل بحرانهای انباشت شده اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ، کشور را به سرازیری سقوط سوق داده است. راهکار نخ نمای سرکوب مردم به پا خاسته دیگر اثر خود را از دست داده است. توده های به جان آمده از استبداد دینی، فقر، نابرابری طبقاتی، بیکاری و بی آیندگی را دیگر سر ایستادن نیست. آنها در اعتراضات سراسری اخیر خواست عبور از این رژیم استبدادی و سرمایه داری را با خون خود بر سنگ فرش خیابان ها نوشتند و همیاری و همبستگی خود را با خانواده های قربانیان سرکوب های اخیر در هر فرصتی نشان دادند.

 

ما ضمن پشتیبانی از جنبش های حق طلبانه کارگران، معلمان، پرستاران، زنان، دانشجویان،جوانان، فعالین محیط زیست، اقلیتهای جنسی و ملیت های تحت ستم، افشای مداوم بدیل های بورژوایی، ارتجاعی،مذهبی و موروثی و همه نیروهایی که برای تغییر رژیم به دول امپریالیستی و ارتجاع منطقه دخیل بسته اند را وظیفه خود میدانیم. ما هرگونه سرکوب و حمله به توده های به پاخاسته را محکوم می کنیم و از همه نیروهای مترقی و مدافع حقوق بشر و ارزش های انسانی می خواهیم تا ضمن اعتراض به اعمال جنایت کارانه رژیم حاکم آنرا تحت فشار قرار دهند تا کلیه زندانیان سیاسی را بدون هیچ قید و شرطی آزاد کنند. گذر از جمهوری اسلامی به جامعه ای فارغ از سرکوب، خفقان و استثمار، همبستگی و اتحاد همه نیروهای کار و زحمت و جنبش های اجتماعی را می طلبد. در راستای این همبستگی و اتحاد باید همه نیرو و توانمان را به کار گیریم و بیش از پیش بر اهمیت سازماندهی و تشکل یابی در محیط کار و زندگی تاکید کنیم .

 

 

لغو شکنجه، اعدام

زندانی سیاسی بی قید و شرط آزاد باید گردد

پیش به سوی اعتصابات عمومی و سراسری

 پیروز باد جنبش های اعتراضی وانقلابی مردم

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی

   زنده باد آزادی ، زنده باد   سوسیالیسم 

 

کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

فوریه 2020 -  بهمن ۱۳۹۸

 

www.rahkargar.com