روز 8 مارس را زمانی برگزار میکنیم که جنبش زنان ما در زمینه های اجتماعی و سیاسی و مدنی گامهای بزرگی به پیش برداشته است و پرچم استقامت و پی گیری را در برابر رژیم بس جبار و آدمکش جمهوری اسلامی چنان به احتزاز در آورده  است که اکنون ، تاثیر این حرکتها و اعتراضات در سطح جامعه بر هیچ کسی پوشیده نیست.

و این درحالی است که، رژیم جمهوری اسلامی تمام تلاش خود را جهت تحقیر زنان و پائین آوردن نقش آنها در سطح جامعه به کار برده است.

واقعیت اما این است که ، حضور زنان ما در صحنه انقلاب  ازابتدا در تناقض آشکار با سا ختار سیاسی و ایدئولوژیک رژیم تازه به قدرت رسیده بود و این را میتوان در اولین حرکت اعتراضی زنان در 17 اسفند 57 یعنی درست یک ماه بعد از انقلاب بهمن که با شعارهای آزادی جهانی است نه  شرقی است ، نه غربی ، ما انقلاب نکردیم تا به عقب برگردیم وهمجنین شعار نه روسری ، نه توسری  به میدان آمده بودند، آشکارا مشاهده کرد.  ازآن پس جنگ هر روزه زنان با رژیم جمهوری اسلامی شروع شد که هر روزه با  صدور فرمانی جدید و من در آوردی و ابداع محدودیتی تازه ، سعی در خانه نشین کردن زنانی کرد که اغلبشان در انقلاب 57  به امید به دست آوردن آزادی و حقوق برابر، فعالانه شرکت کرده بودند.    

حجاب برگرفتن از چهره د ختران خیابان انقلاب  در واقع، دنباله فریاد زنان آزاده ای بود که در اوج انقلاب 57 به خیابانها ریختند تا آزادی حتک حرمت شده از سوی حاکمان جدید را نجات بخشند. دختران خیابان انقلاب تنها با این حرکت خود در حقیقت، قلب ایدئولوژی رژیم را نشانه رفتند چرا که این رژیم، اسلامی بودن  چهره خود را به دنیا، تنها با تحمیل حجاب بر زنان جامعه میتواند نشان دهد.

 اما آن چه که در فضای کنونی مبارزات زنان ایران بسیار چشمگیر است شیوه های متنوع و دلیرانه  ایست که زنان ما در مسیر حرکتهای اعتراضیشان نسبت به جنایات رژیم جمهوری اسلامی در زمینه حقوق مدنی شان در پیش گرفته اند که شاید، کمپین یک میلیون امضاء را بتوان نقطه آغاز آن نامید که با مطرح کردن حقوق زنان در قانون حمایت خانواده که توسط رژیم لغو شده بود، سعی در جلب توجه زنان نسبت به حقوق از دست رفته شان دراین قانون را نمود.  

البته باید  بیاد داشته باشیم که این شیوه حرکت، درست در اوج توهم ایرانیان نسبت به مردمی بودن اعمال و رفتار حاکمان جدید، تحت عنوان اصلاح طلبی شکل گرفت که به همین دلیل نیز، ظرفیت جذب و پذیرش زنان بیشتری را در صفوف  خود پیدا کرد.  با این همه استقبال ازاین کمپین، با روشدن دست خاتمی در حمایت از رژیم برای سرکوب خونین اعتراضات دانشجویان دانشگاه تهران، به سرکردگی محمد باقر قالیباف در تیر ماه سال 68 و همچنین ، رسوائی به بار آمده از نحوه برگزاری دور دوم نامزدی انتخاباتی محمود احمدی نژاد و سرکوب شدید جنبش بر آمده از آن، با عنوان رأی من کو که اکثر شرکت کنندگان آن توسط طیف اصلاح طلب و در چهارچوب رژیم رهبری میشد رو به افول گذاشت، چرا که، توهم مردم در رابطه با اصلاح طلب بودن رژیم و گشایش سیاسی درسطح جامعه، ترک برداشته بود. اما ار آنجائی که هر جامعه ای محیطی زنده و پویاست و در صورت بسته شدن راه حرکتش سعی در یافتن راه دیگری برای پیش رفتن میکند در جامعه ایران هم، با گسترش فشارهای بی امان حکومت، بدتر شدن روزبروز وضعیت اقتصادی مردم و دخالتهای بی جای رژیم در کشورهای همسایه که همراه با تحمیل هزینه های گزاف و بیهوده بسیار- مانند ساختن بقعه و گنبد برای مراکز زیارتی در شهرهای شیعه نشین و یا تشکیل گروه های شبه نظامی چون حزب اله لبنان، حشت الشعبی عراق و فاطمیون و زینبیون در سوریه- اما به قیمت فقر بیشتر برای سفره های خالی مردم بود و همچنین ، غارت گسترده رژیم و وابستگانش از جیب مردم ، حرکات اعتراضی آنها هم کم کم رنگ دیگری به خود گرفت و این بار به جای قشرهای متوسط جامعه که خواهان بعضی تغییرات اقتصادی و سیاسی در چهار چوب مناسبات رژیم اسلامی بودند،  کارگران واقشار و لایه های پائینی جامعهُ بجان آمده از فقر و فلاکت و بی چیزی، به حرکت در آمدند.سال 96 با اعتصابات کارگری مانند: هفت تپه،آذر آب اراک،گروه ملی صنعتی فولاد اهواز،سیمان کارون و... شروع و در ادامه اش، اعتصاب وسیع کامیون داران  را به دنبال داشت و بالاخره در دیماه همان سال، شورش گرسنگان  بالای 80 تا 100 شهر از شهرهای کوچک ایران را به لرزه درآورد که  با شعار مرگ بر خامنه ای و یا اصلاح طلب- اصول گرا دیگه تمومه ماجرا، مرزهای عبوراز خط قرمزرژیم را درهم شکستند  و اخیرا نیز جنبش آبان 97 که درحقیقت مهرتاییدی بود بر شکست قطعی تزاصلاح طلبی.

در حقسقت با فروریزی گام به گام توهم مردم است  که ما شاهد رادیکالیزه شدن حرکتهای کارگری، زنان، معلمان، پرستاران و بازنشستگان و مال باختگان هستیم. حضور نسرین ستوده ها، نرگس محمدی ها، آتنا دائمی ها و سپیده قلیانها و بسیاری دیگر از زنان مبارز و شجاع ما در عرصه حرکتهای اجتماعی و مدنی را باید درچهارچوب گسترش و رادیکالیزه شدن همین جنبش همگانی مردم مشاهده کرد که هر کدام به شیوه ای و در حوزه ای متفاوت ، هم در رابطه با حقوق عمومی مردم و هم حقوق خاص زنان،  اعمال و رفتاررژیم ایران را به چالش می کشند.

اکنون ورق دیگری از تاریخ مبارزات زنان ما و مردم ایران گشوده شده است که اگر چه ممکن است چالشی خونبار بین مردم و حکومت کننده گان را به دنبال داشته باشد اما، با قطعیت میتوان گفت که پایان عمراین رژیم را رقم خواهد زد. به امید آن روز.

 

ناهید ناظمی   چهارم مارچ 2020