سوال اول :

جایگاه هشت مارس روز حهانی زن چیست ؟ چرا یک روز؟

 

روز هشت مارس روز مبارزه زنان علیه تبعیض و نا برابری است . این روز ریشه در مبارزه زنانی دارد که در جامعه از یک طرف برای آزادی و برابری و از طرف دیگر برای برابری با مردان مبارزه کرده اند. این روز فرصتی است برای باز بینی حقوق زنان .

برای درک بهتر جایگاه هشت مارس  شاید لازم باشد به تاریخچه این روز نظری هر چند کوتاه بیندازیم.

منشااین رو زبه تظاهرات  زنان کارگر امریکایی در سال1875 بر می گرددوایده انتخاب روزی به عنوان روز مبارزه برای حقوق زنان در جریان مبارزه زنان در نیویورک  در 23 فوریه 1909 و با شعار حق رای برابر مطرح شد. پیشنهاد انها یک شنبه اخر فوریه بود.

ابتکار روز هشت مارس اما  در کنفرانس جهانی زنان در سال 1910 در کپنهاک به وسیله   کلارا زتکین خبرنگار سوسیالیست المانی مطرح شد. روز جهانی مبارزه برای حقوق زنان و صلح.

در سال های مقارن با جنگ جهانی اول  به خاطر کمبود نیروی انسانی، زنان به جای مردان که به جبهه فرستاده شده بودنددر کارخانه ها به کار گمارده شدند. ( در ان زمان نیروی انسانی تنها به مردان اتلاق می شد )   ازاین رو در این سال ها مبارزه زنان  در مبارزه برای بهتر شدن شرایط کار وصلح  تجلی یافت. در چنین شرایطی  الکساندرا کولنتای تظاهرات بزرگی در نزدیکی اسلو علیه جنگ سازمان داد که زنان در ان شرکت فعال داشتند. کار بیرون از خانه و حضور دایمی درصحنه باعث اشنایی بیشتر زنان با حقوق خود شد. کمی پس از جنگ دولت های اروپایی  تلاش داشتند که انها را به خانه برگردانند.  این تلاش نه تنها با مقاومت زنان روبرو شد بلکه به مبارزه بیشتر برای احقاق  حقوقشان شدت داد. زنان با بسیج نیرو و تظاهرات گسترده اولین خواسته خودشان در راه برابری یعنی حق رای را بدست اوردند. لهستان 1918 و المان 1919 و بعدها بقیه.

و بالاخره پس از سال ها تظاهرات در روز هشت مارس عمدتا در کشورهای غربی و شوروی سابق ،سازمان ملل در سال1975 این روز را به عنوان   روز جهانی زن به رسمیت شمرد.

در ادامه و همان طور که در بالا هم اشاره کردم این روز روزی است برای دفاع از حقوق زنان و برابری کامل با مردان روزی برای مطرح کردن مبارزه جمعی زنانی که هر چند همه در یک شرایط یکسان زندگی نمی کنند اما روزانه قربانی خشونت و تبعیض هستند.

در همین راستا است که فمنیست های فرانسه  که من هم با آنها موافقم و حتی  نهادهای رسمی تلاش زیادی یرای برای به کار بردن  روز جهانی حقوق زنان به جای ترم روز زن دارند.  از نظر انها اصطلاح روز زن برای این روز  به ان یک وزن  کلیشه ی می دهد در حالیکه هدف، مقوله زن، مرد  نیست. سوال محوری اکتول برابری کامل زن و مرد در تمامی سطوح است. از طرف دیگر این روز از طرف بعضی در حد گل دادن به زنان تقلیل یافته و از ان مهمتر استفاده تجاری می شود  زن ابژه ، در حالیکه درست هشت مارس برای خارج شدن از این کلیشه است.

و اما چرا یک روز؟ ایا این به آن معناست که تنها یک روز باید به ان پرداخت؟

می توان امیدوار بود زمانی برسد که تنها یک روز به زنان اختضاص نداشته  بلکه کل جامعه بشری اعم از زن و مرد همدوش برای جامعه ای آزاد و برابر مبارزه کنند.اما تا از بین بردن ستم جنسیتی راه درازی در پیش داریم.

 به نظر من این روز برای شنیدن و برجسته کردن مبارزه زنان برای جلب  افکار عمومی لازم است.به عبارتی تا زمانی که زنان تنها به خاطر جنسیت شان مورد خشونت خانگی و اجتماعی قرار میگیرند به قتل می رسند سوزانده می شوند به انها تجاوز می شود با کار برابر حقوق نا برابر در یافت می کنند در محیط کار مورد ازار جنسی و ازار روحی قرار می گیرندو...............

این روزمی تواند علاوه بر همبستگی همه زنان جهان ، کمکی برای برجسته کردن مبارزه روزانه انها  یعنی مبارزه برای برابری کامل  باشدو نشان دادن اینکه بدون ازادی و پیشرفت زنان هیچ جامعه ای ازاد نخواهد شد.

 

سوال دوم:

 

تبعیض جنسینی در ایران که در سطح اپارتاید عمل می کند امر زن را به یکی ازشاخص های شناسایی رژیم اسلامی سرمایه داری در ایران تبدیل می کند.به نظر شمااز چه رهگذری می تواند این جنبش به عرصه ها و دیگر جنبش اجتماعی ایران گره زد ؟

 

جنبش زنان  در ایران از همان فردای قیام آغاز شدو در چهل سال گذشته با وجود افت و خیرها ادامه داشته و به نظر من از دی ماه96 وارد مرحله جدیدی شده است.

حضور گسترده و خود جوش زنان در اسفند 57 علیه حجاب اجباری  نخستین واکنش در برابر یورش جمهوری اسلامی بود.خیزشی خود جوش که حدوا شش روز طول کشید و همگان را غافل گیر کرد.

این تظاهرات اعتراضی بی شک آغاز راه طولانی و پر پیچ و خم مبارزات زنان ایران را رقم زد و هر چند ناکام، باعث شد که نخستین رویکردجنسیتی آنها به فعالیت اجتماعی هدف دارو سازماندهی شکل بگیرد. روندافزایش و خود آگاهی جنسیتی و شکل گیری جنبش زنان در سال های بعدبه خوبی قابل مقایسه است.

جمهوری اسلامی در این چهار دهه قدم های بی شماری در بی حقوقی هر چه بیشترزنان برداشته و سعی در خانه نشین کردن آنها داشته است.

اما زنان هرگز تسلیم نشدند و به عنوان نیروهای اجتماعی مقاومت و نا فرمانی به اشکال مختلف از حقوق خود به دفاع بر خاسته اند.

این جنبش ازسال 96 با گذشتن از سد حکومت دینی وارد فاز جدیدی شدو با هدف قرار دادن حجاب اساس جمهوری رابه زیر سوال برد.. در سال98 با قدرت زیاد در خیزش مردمی در کنار دیگر نیروها حضور یافت.

جنبش زنان از پتانسیل بالایی برخوردار است.این جنبش به خاطر جایگاهش در چالش با جمهوری اسلامی وتجربه از افت و خیزها باید دو گفتمان سیاسی و جنسیتی را با هم پیش ببردو مسئله زنان را به مسئله کل جامعه گره زند.

انقلابات وقیام های مردمی نه فقط اعتراض یک جنبش به نظم موجود بلکه اساسا برای برپایی یک روابط اجتماعی  جدید است و طبعا جنیش زنان  برای این تغییرنیاز یه همراهی با دیگر جنبش ها دارد.

به نظر من جنبش زنان می تواند در دو محورکار و نان و ازادی ازیک طرف و به چالش کشیدن سیستم پانریاکال  با دیگر جنبش ها همراه شود.

همانطور که در بالا توضیح دادم واقعیت این است که هشت مارس ریشه در تظاهرات کارگری و مبارزات سوسیالیستی دارد.زنان کارگری که برای بهبود کار و منع کار کودکان اعتراض و تظاهرات کردند.زنان در انقلاب فرانسه پس از به رسمیت نشناختن حق شهروندی راه پیمایی عظیمی به طرف کاخ ورسای راه انداختند که رهبری آن با زنان تهیدست بود. زنان در کمون پاریس در خط مقدم جبهه و اولین دولت کارگری شرکت کرده و مطالبات زنان را علاوه بر حکومت کارگری با صدای بلند اعلام کردند. در امریکا هم زنان برای لغو برده داری و حق رای ودستمزد و منع کار کودکان دست به مبارزه زدند. زنان در روسیه، شعارشان نان صلح و نه به استبداد بود.  در ایران  زنان در جنبش مشروطیت همراه با مردان در جنبش ضد استبدای و عدالت خواهی شرکت کردند.و در عین حال خواسته های زنان را فراموش نکردند.

مبارزه زنان هرگز به خاموشی نگراییده است اما زنان در مقطع تاریخی بسیار حساسی قرار دارند.

امروزه واقعیت این است که خواست زنان برای بدست آوردن حقوق برابر در تمامی حوزه ها در یک جامعه پدر سالار با جهانی شدن سرمایه و بحران اقتصادی در تصادم قرار گرفته و حتی دست آوردهای زنان را تهدید می کند.

 به روشنی شاهدیم که در عصر نئولیبرالیسم زنان در چنبره مناسبات اقتصادی سیاسی سرکوب کننده گیر کرده و در حال فقیر تر شدن هستند.زنان به دلیل نا برابری جنسیتی خصوصا در بازار کار جایگاه یکسانی با مردان ندارند.

زنان اغلب در کارهای غیر رسمی با دست مزد کم اشتغال دارندو به سرعت در معرض اخراج قرار گرفته و به دایره فقر و تبعات آن پرتاب می شوند.زنانی هم که به کارهای دائمی مشغولند به کارهای موقتی وغیر رسمی و با حقوق پایین رانده می شوند.

و اما در این جا این سوال مطرح است که ایا جبنش زنان می تواند صرفا خواسته های جنسیتی مطرح کند بدون اینکه به مسئله طبقاتی ،  مسئله فقر اقتصادی ،توجه نداشته باشد.

به نظر من جنبش زنان ایران به دلیل خصلت برابر طلبی ونفی هر گونه تبعیض جنیسنی نهادینه شده می تواند با جنبش های دیگر به ویژه جنبش کارگری همراه ودر روندخود متحد شود.

در عمل تا زمانیکه زنان از حقوق کامل اجتماعی فرهنگی اقتصادی سیاسی برخودار نباشند ما نمی نوانیم فقر را ریشه کن کنیم.توجه داشته باشیم که در ایران در سال های اخیر فقر بشدت زنانه شده است. به دلیل تبعیض جتسیتی زنان روز به روز فقیرتر می شوند.محدودیت در استخدام، عدم فرصت های برابر شغلی، کارهای موقتی ، دستمزد نا برابر،خشونت جنسی و روحی تقریبا گریبانگیر تمامی زنان ازطبقات مختلف است و در نتیجه این نا برابری نهادی  آنهارا به جنبش کارگری نزدیک می کند.

شاید با کمی خوش بینی بتوان گفت ما شاهد این روند هر چند کند از سال 96 و به خصوص در 98  هستم . اثر متقابل این دو جنبش بر روی هم دارد خود را نشان میدهد . اعتصابات هفته تپه و نقش زنان در کنار کارگران ،به ویژه نقش سپیده قلیان ها،ندا ناجی ها، عسل محمدی ها،پروین محمدی هاو....... حضور پر رنگ و فعال زنان در تظاهرات گارکری و گاهی در نقش لیدر . این حضور به نظر من باعث شکسته شدن دیوار میان جنبش کارگران و جنبش زنان است و اثر مثبتی به روی جنبش اساسا مردانه کارگری داشته است.

اخیرا ما شاهد طرح خواسته های زنان در بیانه ها و مطالبات کارگری هستیم که نشان از اهمیت و پی بردن به ضرورت مسئله زنان از طرف جنبش کارگری است

.چرا که جنبش روشنفکری ،چپ ، کارگری ی ما یا به مسئله زنان بی اهمیت بوده یاحل مسئله زنان را به حل مسئله طبقاتی حواله داده است.اما این درک که به نظر پاره ای ستم طبقاتی است یا زنان تحت ستم با لغو کار مزدی ستم بر آنها از بین می رود ستم بر زنان را به جایگاه طبقاتی انها تقلیل می دهدو ستم بر زنان دیگر مخصوصا در یک ساختار قدرت، پدر سالارانه جمهوری اسلامی نادیده می گیرد.این نگاه به شدت غالب تا قبل از دی ماه96 مانع بزرگی در راه نزدیکی این دو جنبش بود اما ما با نسل جوانی رو به رو هستیم که توانسته است در بطن مبارزات اجتماعی و متاثر از آن به این ضرورت رسیده هر چند هنوز راه دارزی در پیش دارد.   

 

اینجا کلیک کنید لینک نشریه جهان امروز : نشریه سیاسی حزب کمونیست ایران ویژه نامه روز جهانی زن