• بعد از انقلاب شکست خورده،حکومت مرتجعی به قدرت رسید که صف انقلاب را از روزهای عاشورا و تاسوعا با صف خود جدا کرده و در آن مقطع بعلت ضعف نیروهای داخلی که بدلیل اختناق سیاسی بیش از دو دهه،و عدم تجربه ی سیاسی اپوزیسیون،نیروهای ضد انقلاب به رهبری خمینی قدرت را در دست گرفت.و زمانیکه نیروهای چپ و انقلابی در جستجوی خود بودند آنها ارگانهای سرکوب خود را شکل دادند،دوم اسفندارگان سپاه پاسداران را ایجاد کرد ه و دهم اسفند خمینی در قم سکنی گزید،و فردای آن روز برخلاف سخنرانی های خود در خارج،از طلاب و علمای دینی خواست که در همه ی امور دخالت کنند.
  • و در 14 اسفند،از جدایی دختران و پسران در مدارس سخن گفت و زنان که هنوز در هیجان انقلابی بر آن بودند که بیست و پنج سال بعد از کودتا و بیست و پنج روز بعد از انقلاب،آزادانه هشت مارس را جشن بگیرند.با سخنان خمینی «15اسفند» درجمع طلاب روبرو شدند که گفت:شنیده ام وزارتخانه ها همانطور هست که در زمان طاغوت بود.و هفده اسفند گفت زنان با پوشش اسلامی باید سر کار بروند و حجاب پیوندی شد بین اوباش و آخوند ،و مشتی که برای کوبیدن شیطان بزر گ آمریکا گره شده بود بر سر زنان ایران فرود آمد.و در واقع هنوز بهار آزادی روح و جان خسته ی زنان را نوازش میداد که از پستو خانه ی ارتجاع،قوانینی مشروعیت یافت که زنان را از ابتدایی ترین حقوق شهروندی محروم ساخت،اما زنان بیکار ننشستند و روز پنجشنبه 8 مارس تصمیم میگیرند در برابر واپسگرایان شیعی سرفرود نیاورند،چون میدانستند که سر فرود آوردن نشانه ی پاگیری استبداد دینی است،پرستاران،معلمین،پزشکان،مهمانداران هواپیما،کارمندان وزارتخانه ها و دانش آموزان بعضی از مدارس تهران با شعارهای"در بهار آزادی جای آزادی خالی"،"مرگ بر استبداد،زنده با د آزادی"،"ما انقلاب نکردیم تا به عقب برگردیم"،"نه روسری نه تو سری" به خیابان می آیند.اوباشان خمینی با تظاهر کنندگان در گیر میشوند.مهاجمین پلاکارد ها را پاره میکنند و دشنام می دهند.تظاهر کنندگان فردا در راهپیمایی بسمت کاخ دادگستری میروند و قطعنامه هشت ماده ای را میخوانند که هنگام سخنرانی بلندگوی آنان را برداشته و برق را قطع میکنند.
  • در 20 اسفند زنان بدلیل پخش گزینشی اخبار تظاهراتشان و سانسور در مقابل جام جم(صداوسیما) تظاهرات کردند.و عده ای از کارکنان زن تلویزیون از آنان حمایت میکنند.چماقداران به زنان حمله ور میشوند و زنان متفرق شدند.سازمانهای سیاسی وارد مسئله ی حجاب نمیشوند،آنها با این تحلیل که "سناریوی شیلی تکرار خواهد شدو زمینه برای تدارک ضد انقلاب مهیا میگردد.جریان تروتسکیست اعتقاد داشتند که حکومت اسلامی در ساختن دستگاه سرکوبگریست.شبیه همان که در رژیم شاه وجود داشت «اما بعد به دفاع از ژریم به عنوان حاکمیت ضد امپریالیست برخاستند» و هما ناطق تاریخ شناس ،خمینی را مدافع زحمت کشان میداند و در سخنرانی خود قانون حمایت از خانواده را یکی از ارتجاعی ترین قوانینی مینماند که در زمان پهلوی وضع شده،و مسئله ی زن در این برهه از مبارزه را یک مسئله ی انحرافی میداند و میگوید نباید درگیری ایجاد کنیم،حتا اگر روسری بر سر کنیم و جریانهای سکولار هم تماشاگران ساکت و بی تفاوت صحنه ی پایمال شدن ابتدایی ترین حقوق زنا ن شدند و در مواردی توجیه گر و تطهیر واپسگرایان حاکم،همانطور که احمد حاج سید جوادی در روز بزرگداشت دکتر مصدق از ضرورت تاسیس وزارت امر به معروف و نهی از منکر سخن گفت و نوید داد:که وظیفه ی این وزارتخانه آن است که به افراد نا مطلع،آگاهی داده و هرگز در اجرای وظایف خود متوسل به زور و فشار نمیشود و تیمسار مدنی وزیر دفاع در اجتماع استادان در دانشگاه کرمان گفت:«دستور دادم دختران از خدمت نظام معاف شوند»درس خوانده های جاه طلب و انقلابی دست در کار بودند تا انقلاب را در جهاتی هدایت کنند که خواست جناح مذهبی انقلا ب بود و مهندس بازرگان نخست وزیر در شب 23 اسفند تظاهرات با شکوه زنان آزادیخواه ایران را جیغ بنفش خانمها خواند.
  • اما پس از موضع گیری اکثریت مقامات دولتی و نیز خمینی در مور د"عدم اجبار زنان به حجاب" زنان معترض به دو گروه تقسیم شده،عده ای فکر میکردند ادامه تظاهرات آب به آسیاب دشمن ریختن است «افرادی که گروه را ترک کردند زنان چپی بودند که خود شروع کننده وگرداننده این تظاهرات بودند وحتی تهیه قطعنامه هشت ماده ای وخواندن آن توسط زنان چپ صورت گرفته بو د ولی از آنجایی که این زنان وابستگی تشکیلاتی به سازمانهای چپ داشتند پس از بحثهای تشکیلاتی به این نتیجه رسیدند که ممکن است نیروهای ضد انقلاب از این حرکت بهره برداری کنند و زمانی که حاکمیت عقب نشینی کردبه دلیل عدم تجربه کافی که ناشی  از استبداد حاکم در رژیم گذشته و سرکوب تشکلها توسط آن  و  تجربه تلخ ازحرکت زنان ضد انقلاب در شیلی بود».عده ای از زنان به تظاهرات ادامه داده.
  • روز"21 اسفند"در تظاهرات اعتراضی در دانشگاه تهران ،خواهان"لغو صیغه"،"آزادی و حقوق مساوی زن و مرد"و"تامین حقوق زنان " شدند.ولی این تظاهرات توسط چماق بدستان به خشونت کشیده شد.وجمهوری اسلامی بدلیل اینکه در آستانه فروردین 58 و برگزاری رفراندوم(در مورد جمهوری اسلامی آری یا نه قرار گرفته بود) موقتا عقب نشینی کرد.اما به تجهیز جریانهای خود برای سرکوب بر آمدو ما در خیالات خودمان به ضذ انقلاب دیگری فکر میکردیم و سازمانهای زنانی که وجود داشت در واقع ضمیمه سازمانهای سیاسی مردانه(حزب توده و جبهه ملی)بودند فعالیتهای صنفی شان برای بهبود وضعیت زنان مثبت و مهم بود و به زن امکان حضور اجتماعی میداد اما در اساس زائده ای بودند در خدمت سازمانها و احزاب سیاسی که به آن وابسته بودند.و حزب توده و سازمان انقلابی حزب توده ایران دو جریانی بودند که بعد از فرو افتادن آن جنبش در دفاع از حزب اللهی های هوادار حجاب اجباری که به خیابان آمده بود اطلاعیه دادند در واقع .نه تنها حمایت نکردن بلکه آنها را محکوم کرذنذ.همانطور که گفته شدارتجاع به رهبری خمینی بیکار ننشستند وبعد از برپایی ارگانهای سرکوب مجددا به دنبال حمله ی شدید الحنی خمینی به نوع اداره "وزارتخانه ها و ادارات "پرداخت و 8 تیر 1359 "انقلاب اداری" رسما به جریان افتاد.
  • از 11 تیر مسولین ادارات و وزارتخانه ها با صدور بیانه هایی یکی پس از دیری زنان کارمند را به رعایت پوشش اسلامی ملزم کردند و در 16 تیر 1359 شورای انقلاب ورود زنان بدون پوشش اسلامی به ادارات را ممنوع اعلان نمود و منتظری مردم را به راهپیمایی برای حمایت از طاغوت زدایی فراخواند.علیرغم سرکوب که بر کشور حاکم بود حرکت اعتراضی به شکل پوشیدن لباس سیاه انجام شد که عده ای دستگیر و بعضی از آنها از ادارات اخراج شدند و در واقع حمله به حقوق زنان سر آغاز حمله به آزادی در جامعه بود.
  • اکثر زنان آگاه در تشکلهای گوناگون همگام با مردان برای دموکراسی از دست رقته مبارزه میکردند .حمله همه سویه واپسگرایان به تتمه های آزادی در پایان بهار 1360 با سرکوب نهادهای دموکراتیک همراه بود و بازداشت هزاران تن از مخالفان شناخته شده در سراسر ایران و اعدام تعداد بیشماری از آنان و خفقان بی سابقه ی نیمه ی دهه شصت،جنبش زنان را هم در امان نگذاشت.هر صدای مخالفی در گلو خفه شد.و انجمن های زنان و تشکلها یکی پس از دیگری از میان رفتند،با این حال ایستادگی زنان در برابر جمهوری اسلامی بشکلهای گوناگون از مقاومت زنان در شکنجه گاههای دهه شصت گرفته تا کم حجابی وجود داشت .اما تا دو دهه از جنبش زنان خبری نبود.حضور زنان در فعالیتهای اقتصادی که بواسطه ی سرکوبها،اخراجها و پاکسازیهای دهه 60 کاهش یافته بود و درسالهای 60 تا 75 شرایط جنگ ایران و عراق بهترین فرصت را در اختیار نظام قرار داد تا بطور کامل نیروهای چپ و سکولار را از صحنه ی جامعه تصفیه کند.با سرکوب شدید ،همه ی نیروهای انقلابی حذف شدند.
  • مطبوعات انقلابی احزاب و تشکلهای صنفی تعطیل شدند و جنبش زنان دچار افول شد و علت آن:1)وابستگی تشکلهای زنانه و مبارزات آنها به جریانهای اپوزیسیون بود،2)رژیم با دیدگاه "ایدئولوژی ارتجاعی سنتی"از بدو سرکار آمدن دیدگاه خانه نشین کردن زنان را دنبال میکرد و نماد آن در حجاب اجباری،پاکسازی زنان از ادارات،رد صلاحیت قضات زن بود.البته این دو دهه فرصتی شد تا زنان در صدد موقعیت خود برآیند و این مرحله با اعدام زندانیان سیاسی در سال 67 و آزادی بازماندگان از این جنایت در سالهای 69 الی 70 و پیوند خانواده های سیاسی است .
  • خانواده های زندانیان سیاسی و اعدام شدگان تحت عنوان دوره های زنانه گردهمایی و در واقع اولین قدمها را بعد از سرکوب برداشتند و توانستند علیرغم فضای شدیدا امنیتی راهی برای فعالیت جمعی زنانه فراهم کنند و حرکتهای آنها بطور دوره ای،کوهنوردی و پیاده روی بود.و کم کم افراد همدیگر را یافته،هسته های مطالعاتی تشکیل دادند.و در این هسته ها شعرخوانی و بازگو کردن خاطرات گذشته که خود نوعی انتقال تجارب بود.و با روی کار آمدن رفسنجانی که دور اصلاحات نامگذاری شد اوضاع کمی نرمتر شد  در این دوره پس از سپری شدن جنگ ،مردم مطالبات خود را مطرح و جنبشها اعتلا پیدا میکند.علت عقب نشیتی دولت ،به تغییر الگوی توسعه و آغاز روابط سیاسی و اقتصادی با غرب ایجاد شد و تشکلهایی که ایجاد شده بود بیشتر شرکت کنندگان،پیشینه ی چپ داشتند.عملکرد تشکلها علنی تر شد.که نمونه ی آن را میتوان در نمایشگاه علنی زنان ناشر بمناسبت 8 مارس 77 و بزرگداشت 8 مارس در سال 78 در شهر کتاب تهران بود که در آن قطعنامه صادر شد و در واقع گذار از محفلهای زنانه به تشکل زنانه شد.

در ساهای 77 الی 78 در دوران اصلاحات همانطور که گفته شد،دوره ی مطالبات بود.در این دوره با تلاش تشکلهای حامی کودک سن ازدواج از 9 سالگی به 13 سالگی رسید و سن حضانت کودک از 3 سال به 7 سال رسید و فشار دانشجویان و تشکلها ممنوعیت اعزام دانشجویان دختر به خارج از کشور لغو شد.در این مقطع زنان توانستند حضور بیشتری در عرصه ی علمی داشته باشند.در سال 83 رشد 47 درصدی را نشان میداد.هرچند بعلت منع قانونی برای دختران،پسران در مراکز فنی و حرفه ای و کارو دانش سهم بیشتری داشتند.مشارکت فرهنگی،هنری و ورزشی زنان رشد چشمگیری داشت و نرخ رشد زنان نویسنده بیش از سیصد درصد بود.کمیته مشارکت امور زنان به ریاست زهرا شجاعی تشکیل شد.در این دوره شاهد رشد ان جی او ها هستیم که بیشتر در جهت کانالیزه کردن مطالبات زنان بود.و هر ان جی او که د رجهت رشد و تشکل گسترده تر گام برمیداشت به تجربه ثابت شد که سریع یا بسته میشد یابه کنترل نظام در می آمد.اما قوانین زن ستیز بر قرار ماند.از جمله،ارث،مجازات اسلامی،طلاق،تابعیت زن،فسخ ازدواج توسط زن،مهریه و نفقه مقرارات تبعیض آمیز بر علیه زنان باقی ماندند .

در سال 82 13جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی در واقع نوعی حمایت و تشویق غرب به سیاستهای رشد آمارها به نفع زنان بود اما نه تنها به مطالبات زنان پاسخ ندادند شاهد حذف عناصر رادیکال جنبشها چون قتلهای زنجیره ای ومحدود کردن کار ان جی او ها هستیم. تشکیل مادران پارک لاله 8 مارس 1382 که از سوی مرکز فرهنگی زنان برگزار شد اولین حضور خیابانی زنان پس از جنگ بود.در سال 1385 مبارزه برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان کمپین یک میلیون امضا است که تشکیل شد.و بدنبال آن تعدادی از فعالین آن احضار و بازداشت شدند،که این کمپین بدنبال تجمع فعالان حقوق زنان در 22 خرداد 1384 چند روز قبل از انتخابات نهم ریاست جمهوری بود و کمپین یک میلیون امضا از نتایج عملی این تجمع بود.

در سال 1385 تظاهرات زنان در میدان 7 تیر که اعتراض به قوانین زن ستیز جمهوری اسلامی بود که با برخورد سرکوبگرانه و دستگیری زنان همراه بود.در همین دوره نظام جمهوری اسلامی سیاست دور کردن زنان از جامعه را سزسختانه دنبال میکرد،طوریکه در دوره احمدی نژاد کاهش ساعت کار زنان،افزایش مرخصی زایمان زنان از سه ماه به نه ماه،به علاوه دو هفته مرخصی برای پدران که تصویب شد بر اساس آن دولت "مجاز" به افزایش مرخصی زایمان به نه ماه است نه اینکه مکلف به انجام ای کار باشد.و رهبری در سخنرانی خود از جوانان خواست که جمعیت را با "آوردن فرزند بیشتر" افزایش دهند.و دولت سیاست کنترل موالید را در پیش گرفت و وسایل پیشگیری از حاملگی محدود و سپس به صفر رسید و ساعت کار زنان از 44 ساعت به 36 در هفه تقلیل یافت و شرط رضایت همسر در ازدواج و سهمیه 40 درصدی برای پسران در رشته ی پزشکی در نظر گرفته شد و چهارده رشته دانشگاهی برای زنان حذف شد.و سال 87 حذف زندان برای مهریه های بالا 110 سکه تصویب شد.

و در سال 1388 جنبش زنان،جنبش سبز،از وابستگان حاکمیت تا گروههای ضد سیستم را در برگرفت.این جنبش به مسائل زنان بی توجه بوده و رهبران آن یا سرکوب یا زندانی شدند یا به خارج گریختند.این بود که بسیاری از زنان دریافتند که رژیم از دادن حداقل مطالبات نیز خودداری میکند و توان پرداخت آن را ندارد.و در این مرحله مادران عزادار با خانواده هایی که در دهه های قبل شکل گرفته بود همراه شده و جنبش دادخواهی سه دهه از جانباختگان را تشکیل دادند.و این گروه با رفتن بر سر خاک عزیزان و دیدار از خانواده های داغدار  به حرکت جنبش ادامه دادند.در سال 1392 نرخ بیکاری زنان 65درصد و سیر صعودی داشت و در تمام مشاغل متوسط حقوق زنان در رده های شغلی یکسان پایینتر از مردان بود و سن تن فروشی از 29 به 16 سال و گاهن به 12 سال میرسد.زنان اکثرا در کارگاههای تولید پوشاک و یا در مطبها با حقوق 100 الی 250 هزار تومن در ماه مشغول کارند و بعضی از زنان صرفا در پایان ماه بدون حقوق فقط حق بیمه برایشان ارسال میشود و اکثریت آنها بیش از 10 ساعت در روز کار میکنند و از خدمات پزشکی و بیمه برخوردار نیستند.اشتغال زنان در مهر 1393،پنجاه درصد کاهش یاقته و سن بازنشستگی به 50 سال کاهش یافت.در سال 1394 بودجه ی اختصاصی زنان خانوار از 100 میلیارد به 15 میلیارد کاهش یافت.در رکود اقتصادی زنان اولین گروههایی هستند که از بازار کار بیرون رانده میشوند.این کار در جمهوری اسلامی در پوشش تقدیس خانواده صورت میگیرد.و زنان اجازه کار در کافی شاپ و قهوه خانه های سنتی را ندارند.

در سال 1393 طرح "امر به معروف و ناهیان از منکر در مجلس تصویب شد"،آن هم زمانیکه عده ای از دختران اصفهان از طرف عده ای مرتجع در انتقاد به حجابشان مورد اسید پاشی قرار گرفتند و قانون غیر انسانی و ارتجاعی ازدواج سرپرست خانواده با فرزند خوانده در همین دولت به تصویب رسید.و زمانیکه ساعت کار از 44 ساعت به 36 ساعت کاهش یافت هیچ کارفرمایی حاضر به استخدام پرسنل زن نمیشود که 36 ساعت کار کند و 44 ساعت حقوق دریافت کند.و طرح دولت در تیر 1392 بصورت تفکیک جنسیتی در محل کار و محدود کردن بازار کار برای زنان در دولت حسن روحانی اولین بار در تیر سال 1392 از سوی شهرداری تهران مطرح شد.در واقع با تصویب قوانین زن ستیز حتی آنانی که به اصطلاح به اصلاح طلبان حاکمیت دلخوش کرده بودند فهمیدند که در توان این رژیم ضد زن نیست.

همانطور که دیدیم در سرکوب خیزش دی ماه 1396 همه باهم یکصدا بودند و این حرکت مردمی در بیش از ده ها شهر کشور را به عربستان سعودی نسبت دادند و در این خیزش بر خلاف 88 بخشهای اصلاح طلب،لیبرال در این خیزش شرکت نداشتند.در این خیزش بسیاری از زنان به مرز عصیان رسیده شرک داشتند.ویدا موحد در یک حرکت نمادین چند روز قبل از خیزش دی ماه 1396 روسری خود را چوب بست و پرچم مبارزه را به اهتراز درآورد.که همان زمان بازدداشت و سپس آزاد شد،او مجددا در روز 7 آبان 1397 با تعدادی بادکنک رنگی بالای گنبد فیروزه ای در میدان انقلاب رفت که منجر به بازداشت و زندانی شدن او شد،بعد از او گروهی از زنان ایرانی در اعتراض به حجاب اجباری در همان نقطه روسری هایشان را برداشتند.این گروه از افراد به "دختران انقلاب"مشهور شدند،و در واقع موجی در ارتباط با نه به حجاب اجباری بود و با نه گفتن پاشنه ی آشیل نظام مذهبی ارتجاعی را نشانه گرفتند.اشتباه جنبش زنان در این حرکت به جای حمایت،آن را بی اهمیت و انحرافی جلوه داد و در واقع اشتباه سال 57 به نوعی تکرار شد.اما گرایشهای اصلاح طلب و لیبرال که عملا پس از خیزش دیماه شکست خورده بودند سعی کردند این حرکت را منتسب به خود بدانند و به بازسازی دوباره برآمدند و تا آبان 98 ما در تمام حرکتها زنان را در صف جلو می بینیم.

در واقع با وجود و حضور نیرومند آنان،آزادی و عدالت به یک خواسته تبدیل شد و زنان در حوزه ی فعالیتهای صنفی از جمله فعالیتهای دانشجویی،معلمان،پرستاران،بازنشتگان و کارگران تبدیل به یک رکن اساسی شدند.و با اعتراضات دانشجویی ، اعتراضات بازنشستگان و تجعمات مال باختگان صندوقهای مالی نبض امور را در دست گرفتند.

همانطور که شاهد حضور آنها در اعتصابات کارخانه ها بودیم همانند هفت تپه و حضور آنها در جشن اول ماه مه که عده ای از آنان دستگیر و حکمهای سنگین گرفتند.بدنبال آن اعتراضات 98 که به بهانه ی بالا رفتن قیمت بنزین جرقه خورد،زنان نیمی از اعتراضات خیابانی را به خود اختصاص دادند.و دگر بار با شعار"اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا"و ما فرزندان کارگرانیم ،از هفت تپه تا تهران زحمتکشان در زندان ،پایگاه و پیوند طبقاتی خود را در بدست آوردن خواسته های خود بیان کردند و  تعداد زیادی از زنان کشته و دستگیر شدند و خیزش با سرکوب شدید رژیم همراه بود که بالای 1500 کشته و 7000 دستگیری داشت.

سپس در دی ماه 98 با شلیک موشک زمین به هوا از سوی نیروهای سپاه پاسداران به هواپیمای غیر نظامی اوکراین و کشه شدن مسافران این هواپیما حرکت اعتراضی دانشجویان شروع شد که در آن زنان نقش بسیار اساسی داشتند و در روز یکشنبه زنان با جسارت وصف نشده علیرغم دستگیریهای آبان در حضورنیروهای مسلح ایستادند و بیش از صد شهر مراسمی برپا و بعد به راهپیمایی بر عیه نظام پرداختند.جسارت آنها در عرصه هایی برای رهایی مردان از چنگ پلیس با نظامیها درگیر میشدند و به  جرأت میتوان گفت،نطفه ی بالقوه جنبش زنان را میتوان در سازمانهای سیاسی دهه 60 دید که پس از سرکوبهای خونین،ریشه های آنان مجددا ساقه زده و از ساقه ها جوانها روییدند،و زنان با کسب آگاهی جنسیتی دست به تشکلهای مستقلی زدند که بر علیه مناسبات نظام سرمایه جهانی و کلیه ساختارهای آن و بر علیه نظام و ایدئولوژی های مرد سالاری در تمامی اشکال آن به پا خواستند.هر تحولی تحت تاثیر خواسته های زنان و انقلاب آتی،انقلابی زنانه خواهد بود که مناسبات سرمایه داری را همراه با ایدئولوژی مرد سالاری از بین خواهد برد.

 منابع:

از فصل زنان نوشین احمدی خراسانی

انقلاب مشروطه در ایران(آقاری)

ایدِ ئولوژی نهضت مشروطیت   ایران جلد دوم  فریدون آدمیت

خاطرات سردار مریم( بی بی مریم بختیاری)

هدفهای مبا رزه زن ایرانی(خسرو پناه

خیزش زنان در اسفند 57مهناز متین/ناصر مهاجر)

تاریخ ایران مدرن(آبراهامیان)

ایران بین دو انقلاب(آبراهامیان)

قیام آذربایجان(اسماعیل امیرخیزی)

کودتا آبراهامیان