در شرایط بحران شدید اقتصادی، افزایش تحریمها و محاصره اقتصادی کشور، تعطیلی کارخانجات وواحدهای اقتصادی و تولیدی، گسترش بیکاری، فقر و مسکنت توده ای، جنبش کارگری در تلاشی سخت برای مقابله با بحران و سیاستی است که رژیم اسلامی حامی سرمایه در حال اجرای آنست.

    سیاست نئولیبرالی خصوصی سازی و خودمانی سازی ها، که معنایی جز ویران سازی سازمان یافته و غارت ثروت عمومی ندارد، نابسامانیهای اجتماعی را به شکل بسیار وحشتناکی گسترش داده و میلیونها خانوار کارگری وزحمتکش را با فقری فراگیر روبرو ساخته، هزاران خانوار کارگری را در بی حقوقی مطلق قرار داده و دستمزدهای ناچیزشان را از سفره های آنان ربوده است. در این شرایط نابسامان است که جنبش کارگری به بزرگترین جنبش اعتراضی و مطالباتی کشور در ابعاد کمی و کیفی تبدیل شده است. 

        گزارشات مربوط به اعتراضات کارگری در چند سال گذشته روند رو به افزایشی را نشان می دهد. بی شک طبقه کارگر ایران توانسته است با  تلاش و فداکاریهای فراوان فعالان جنبش کارگری، گامهای بلندی به پیش بردارد و به تکیه گاهی برای جنبشهای اجتماعی مردم ایران تبدیل شود. 

در سال گذشته اعتصابات و اعتراضات، با وجود افت و خیز، نسبت به سال پیش افزایش یافت و گسترده تر شد. اعتصابات طولانی به یک هنجار تبدیل شد و گاه تا یکماه ادامه و بعضا به خیابانها کشیده شد. کارگران هفت تپه، فولاد اهواز، آذر آب و هپکو  اعتراضات و اعتصابات را به خیابان کشاندند. کارگران فولاد چهل روز در خیابان بودند. شعارها سیاسی تر و افشاگرانه تر شده است. کارگران فولاد اهواز شعار « استثمار، بیکاری پرچم سرمایه داری » یا « درود بر کارگر، مرگ بر ستمگر » را در خیابانها سردادند و کارگران هفت تپه شعار « کار ، نان آزادی ، اداره شورایی » را فریاد زدند. کارگران هپکو فریاد میزدند « زیر بار ستم نمیکنیم زندگی ».

     این اعتراضات فضای سیاسی جامعه را تحت تاثیر قرار داد و به عنوان اصلی رسانه ها تبدیل شد. دانشجویان، معلمین و باز نشستگان در کنار این اعتراضات ایستادند و قشر وسیعی از جامعه به این اعتراضات پیوستند. در همین رابطه، شاهد سردادن شعار " فرزند کارگرانیم، کنارشان می مانیماز سوی دانشجویان بودیم. همبستگی ها گسترش یافت، تشکل های بازنشستگی با دادن بیانیه ها و اطلاعیه ها از مبارزه کارگران حمایت کردند.

       اعتصابات سراسری هم، بویژه از سوی معلمان و بازنشستگان، در سالهای اخیر به یک هنجار تبدیل شده است. چندین نوبت اعتراضات سراسری معلمان و بازنشستگان و همچنین اعتراضات سراسری مکرر کارگران خطوط ابنیه فنی راه آهن را شاهد بودیم. رسانه های اجتماعی مانند فیس بوک، تلگرام، اینستاگرام و ... برای سازماندهی اعتراضات و متشکل شدن کارگران وسیعا مورد استفاده قرار گرفته است  

      کارگران علیه دستمزدهای پرداخت نشده و زیر خط فقر خود، علیه خصوصی سازیها، اخراج ها، شرایط  بد کاری، برای امنیت شغلی و بیمه، برای آزادی زندانیان سیاسی و کارگران زندانی، جهت آزادی تشکل، اعتراض و اعتصاب، مبارزات خود را به پیش بردندبخش زیادی از این مطالبات خواست دیگر اقشار جامعه نیز هست. رژیم اسلامی از ادامه و تاثیر این اعتراضات در میان تهیدستان، حاشیه نشینان، زنان و مردم تشنه آزادی، مردمی که خواستار عدالت و یک زندگی انسانی اند، از جرات و اعتماد به نفس مردم در دفاع از حقوق حقه خود به شدت وحشت کرده است.

       از دیگرسو، جمهوری اسلامی در چنبره  بحران همه جانبه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی گرفتار شده، راهی برای خروج از بحرانهایش ندارد و قادر به پاسخ گوئی به خواستهای برحق گارگران نیستماجراجوئی های منطقه ای، تشدید تحریمهای بین المللی، محاصره هرچه شدید تر اقتصادی ، کاهش صدور نفت و در آمد های ارزی، بحران اقتصادی کشور را ژرف تر  کرده است. ورشکستگی اقتصاد خود را در ابعاد عظیم افول صنعت، تعطیلی صدها واحد صنعتی و نابودی بسیاری از صنایع مصرفی، غیرفعال شدن و پایین آمدن ظرفیت تولیدی بسیاری از واحدها و موسسات صنعتی و کشاورزی، بیکارسازیهای گسترده، شکافِ طبقاتی فاحش و نرخِ تورم دورقمی نشان میدهد.

        حکومت چشم انداز جنبش عظیم توده ای و عروج اعتصابات کارگر ی را می بیند، از تکرار دی ماه دیگری این بار وسیعتر و کوبنده  تر از سال ۹۶ میترسد. قدرت کارگران را خوب میشناسد و میداند که اگر این قدرت متحد، آگاه، سرمایه ستیز و طبقاتی وارد میدان شود، پایه های نظام جمهوری اسلامی و سرمایه داری را به لرزه خواهد افکند. اما جلوی این روند را نمی تواند بگیرد. تلاش میکند با دستگیری و فشار بر فعالین وقفه ای در سیر این پیشروی ایجاد کند. از اینرو، ترفند های متعددی برای جلوگیری از طغیان خشم و قهر سراسری توده کارگر و مردم زحمتکش بکار گرفته است. از یکسو، ارعاب و تهدید را دامن میزند و هر نوع مبارزه ی خواهان مطالبات کارگران را با سرکوب فیزیکی، زندان، شکنجه و اتهامات امنیتی و سیاسی پاسخ میدهد و از دیگر سو، ایجاد شکاف و دودستگی در میان کارگران را دامن میزند

      در اوایل سال ۹۸ شاهد افت و فروکش کوتاه مدت اعتراضات و اعتصابات، خصوصا پس از سیل گسترده در کشور و شروع تحریمهای جدید دولت ترامپ، بودیم. این در حالی بود که همچنان شاهد صدور احکام شدید و حبس های دراز مدت برای کارگران مبارز هفت تپه، فولاد و فعالان و حامیان جنبش کارگری و یورش قوای سرکوب و ضرب و شتم کارگران فولاد، هپکو و  آذر آب و...بودیم. اما این سیاست وحشیانه ارعاب علیه کل جنبش کارگری هم نتوانست از گسترش این جنبش  و پیوستن خانواده های کارگری و بسیاری از مردم زحمتکش به این حرکتها و همبستگی با اعتصابگران جلوگیری کند. حمایت بی نظیر کارگان فولاد اهواز از اعتصاب هفت تپه، شرکت هزاران نفر از مردم شوش و اهواز در حمایت و همبستگی با اعتراضات کارگران فولاد وهفت تپه، حمایت عملی کارگران آذرآب و دیگر واحد های کارگری در اراک از کارگران هپکو و... نشانه درخشانی از این همیاری طبقاتی است. در این دوره است که شاهد پیوستن نیروهای تازه به جنبش اعتراضی کارگری و همبستگی های طبقاتی هستیم. دوره ای که  پیشروان و فعالین جدید به میدان آمده و جای خالی رفقای در بندشان را پر میکنند

       واقعیت اینست که کارگران اعتماد بیشتری به خود و نیروی طبقاتی خویش پیدا کرده اند. تلاش برای همبستگی و ایجاد نهادهای مستقل ، مجامع عمومی  و مشورتهای جمعی افزایش یافته واین خود باعث همیاری های گسترده تر و مقاومت های طولانی تر شده است.  از دل این ها نقد نظام سرمایه محور و غارتگر و ضدیت با سیستم سرمایه داری در مبارزات واعتراضات کارگری به امری آشکار تبدیل میشود. در همین راستاست که جنبش کارگری با پیشتازی کارگران هفت تپه با خواست " نان، کار، آزادی، اداره شورائی" به میدان آمده و آلترناتیو عملی خود را در مقابل این ویرانسازیها وغارتگریها، علنا اعلا م میکند. هر چند این شعار هنوز به شعاری همگانی در جنبش تبدیل نشده و درک کاملا روشنی از ان وجود ندارد، اما نویدگر روند دیگری در اوضاع کنونی است.

     به نظر می رسد که زمینه برای تشکل های وسیع و توده ای بیش از هر زمان دیگری فراهم شده است، از اینرو جنبش کارگری باید با هوشیاری به  شناخت ضعفها و قوتهایش اقدام کند، راههای پیشروی و گسترش و تداوم مبارزات را ممکن سازد، تلاش کند در سطوح محلی و سراسری خود را متحد کند، درهماهنگی با دیگر تشکلهای کارگران و مزد بگیران ، خصوصا تشکل های سراسری معلمان، پرستاران، بازنشستگان، کارگران بیکار، تشکلها و نهادهای مستقل مدافع حقوق انسانی و زیست محیطی، زنان و... به تقویت جنبش اجتماعی کارگران علیه سرمایه داری و حول شعار « نان، کار، آزادی واداره شورایی » بپردازد. در این راستاست که میتوان به  گسترش اتحاد و همبستگی اکثریت عظیم مردمان ایران برای درهم شکستن رژیم سرمایه داری اسلامی امید داشت و شاهد گامهای بلند و استوار جنبش کارگری بسوی سازمانیابی مستقل و سراسری آن بود.