🔹هم راه کارگران: از شروع آخرین دور اعتراضات کارگران شرکت معادن زغال سنگ کرمان بیش از 10 روز می گذرد.  کارگران خواستار اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل با اعمال دقیق ضرائب سختی کار، افزایش دستمزد متناسب با عنوان شغلی و سابقه کار و پرداخت دیگر مزایای شغلی و در راس همه لغو خصوصی سازی شرکت زغال سنگ کرمان هستند. از روز دوشنبه گذشته 22 اردیبهشت هم خانواده های کارگران به اعتراض پیوسته اند.

🔹در سه سال اخیر اعتراضات زیادی به خصوصی سازی واحدهای تولیدی و صنعتی صورت گرفته است. اعتراضات در هپکو و آذرآب در اراک با درگیری و ضرب و شتم کارگران، بازداشت و سرکوب و وعده های مسئولان برای لغو خصوصی سازی همراه بوده است اما نقشه خصوصی سازی این شرکت ها همچنان پیگیری شده است. در تازه ترین نمونه، در همین هفته جاری واگذاری هپکو به ۶ پیمانکار معدن زیرمجموعه ایمیدرو در جلسه‌ با رئیس قوه قضاییه و مسئولان استانی و مدیران شرکت هپکو و نمایندگان کارگران مطرح شد که موجبات نگرانی مجدد کارگران را فراهم کرد. در نیشکر هفت تپه اعتراضات کارگری به خصوصی سازی دامنه وسیعی گرفت؛ چنانکه توانست مطالبه لغو خصوصی سازی واحدهای تولیدی را با همسو کردن مجموعه نارضایتی های موجود کارگران واحدهای مختلف تولیدی به مطالبه ای سراسری و خواستی عمومی تبدیل کند و همدلی گسترده ای برانگیزد. در هفت تپه مطالبه لغو خصوصی سازی به جبهه گیری سراسری و قطب بندی نیروها منجر شد و همراه با اعتراضات کارگران فولاد اهواز سیمای یک نبرد موضعی طبقاتی میان کل جبهه کار و حامیانش و دولت و سرمایه از سوی دیگر به خود گرفت.

🔹البته روشن است که همه نبردهای طبقاتی میان نیروهای کار و جبهه واحد سرمایه و حاکمیت نبردهایی سراسری نیستند. برخی از آنها از دامنه کمتری برخوردارند. تجربه واقعی اعتراضات کارگری از هپکو تا هفت تپه و فولاد اهواز نشان می دهد که شمار شرکت کنندگان در اعتراضات و توانایی پیگیری اعتراض، شکل های کنشگری اعتراضی، دامنه حمایتگری، میزان سازمانگری و وسعت اطلاع رسانی مستقل، پنج ویژگی مهم و حائز اهمیت کلیدی در جنگ های موضعی طبقاتی از نظر فرجام هر نبرد مجزاست. از این مجموعه در ارتباط با اعتراضات کارگران شرکت معادن زغال سنگ کرمان دو ویژگی اول و دوم اکنون تحصیل حاصل است اما تاسف بارتر از هر چیز نقش منفعل نظاره گرانه فعالان مستقل کارگری و فقدان حداقل پیوندهای سازمانگرانه لازم برای شکل دادن به جریان اطلاع رسانی مستقل از اعتراضات این کارگران است. این دو ویژگی برای شکل دادن به جریان حمایتگری مستقل از اهمیت حیاتی برخوردار است. کسانی که فقط به درد طرح معادلات چند مجهولی برای ناممکن اعلام کردن تشکل یابی مستقل کارگری می خورند تا راه تسلیم به ایده سخیف آویزان شدن به گروه کارگری برگماشته همین دشمنان قسم خورده تشکل مستقل در شورای عالی کار را به نام تقدس یک لقمه نان بیشتر برای کارگران توجیح می کنند در برابر این جنگ نابرابر 3500 کارگر معدن و خانواده هایشان با کارفرمایان و دولت که بیش از ده روز است در برابر دیدگان شان ادامه دارد چه می گویند؟ جز نظاره مقاومت کارگران حرف دیگری ندارند؟ خیلی ضرر می کنند اگر خطاب به این کارگران یک تومار امضا کنند و نظر آنها را به اهمیت حیاتی ایجاد تشکل مستقل برای رسیدن به مطالبات شان ترغیب کنند؟ هزینه اش زیاد است؟ آسمان به زمین می آید به شکل جمعی از این کارگران اعلام حمایت کنند و به آنان یادآور شوند که بدون حداکثر سازماندهی و شکل دادن به اراده جمعی؛ بدون برخورداری از همبستگی سایر کارگران؛ معلمان، بازنشستگان، دانشجویان و همه مطالبه گران اردوی بزرگ کار و زحمت و بدون آمادگی قطعی برای پیکاری بسیار سخت و طولانی و پرهزینه علیه دولت و سرمایه  نمی توانند جلوی خصوصی سازی را بگیرند؟

🔹جنبش های مطالباتی را به زور اراده نمی توان به پا داشت، اعتصاب و اعتراض را صرفا با شعار و حرف نمی توان بوجود آورد، اما وقتی 3500 کارگر و خانواده هایشان با وجود خطر کرونا جان شان را در دست گرفته اند و اعتراض می کنند، انفعال و نظاره گری صرف به هیچ رو از طرف هیچ کس قابل دفاع نیست. یادمان باشد که طبقه خاموش نمی تواند خود را از زنجیرهای اسارت رها کند. تنها از طریق مجموعه ای از جنگ های موضعی طبقاتی است که می توان مبارزات کارگری را سراسری کرد، تشکل های مستقل کارگری را گسترش داد، همگرایی های بزرگ ایجاد کرد و توازن قوا را به سود اردوی کار علیه اردوی سرمایه و حاکمیت تقویت نمود.