مشاهده انسانی که تا کمر در سطل زباله به دنبال رزق و روزی خود است، بسیار دردناک است، اما از آن تلخ‌تر مشاهده کودکانی است که بر نوک پا ایستاده و به سختی گونی‌های بزرگ کنار دست خود را برای سودجویایی پر می‌کنند که اشتهایشان برای مال‌اندوزی سیری ناپذیر است. کودکانی که نه تنها حضورشان از دید نهاد‌های رسمی پنهان نمانده بلکه به طور سازماندهی شده مورد استثمار دلالان زباله و شهرداری‌ها قرار می‌گیرند…/

*****

رویداد۲۴ شادی مکی: سازمان بین‌المللی کار ILO که به تنظیم و مدیریت دنیای کار می‌پردازد در سال ۲۰۰۲ و پس از تصویب کنوانسیون حداقل سن کار در سال ۱۹۷۳ تصمیم گرفت روزی جهانی را برای مبارزه با کار کودکان تعیین کند تا توجه و تلاش مردم سراسر جهان را به این موضوع مهم جلب کند. بر همین اساس روز ۱۲ ژوئن (۲۲ خرداد) به این منظور وبا هدف جلوگیری از کار کودکان به هر شکلی انتخاب شد.

حقیقت آن است که کودکان کار به دلیل اشتغال زودهنگام و غیر مناسب برای سن و نیاز‌های روحی و جسمیشان، از آموزش و پرورش مناسب، بهداشت، تفریح، و آزادی‌های اولیه بی‌بهره‌اند. در این بین، اما برخی از کودکان شرایط بدتری را تجربه می‌کنند. درمیان بدترین اشکال کار کودک، زباله‌گردی جایگاه ویژه‌ای دارد، زیرا نه تنها سلامت کودک به دلیل مواجهه شبانه‌روزی با انواع زباله‌های عفونی و غیرعفونی و استشمام بوی مشمئزکننده با خطر مواجه می‌شود، که کرامت و عزتت نفس او را نیز می‌گیرد. این کودکان همچنین معمولا در دام مافیای طلای کثیف گرفتار می‌شوند.

سوالی که به ذهن متبادر می شود این است که چرا شهرداری به جای استفاده از دستگاه‌های جمع‌آوری و تفکیک زباله، همچنان اصرار بر طی شدن فرایند بازیافت پسماند به صورت دستی و با استفاده از کارگران دارد؟ کارگرانی که یا کودکند یا مهاجران افغانستانی بدون کارت هویتی که قادر نیستند حقوق و مزایای قانونی شان را طلب کنند.

شرایط وخیم کودکان زباله‌گرد که در بین آن‌ها ایرانیان فاقد شناسنامه و با شناسنامه نیز وجود دارند باعث شد در آذرماه سال گذشته محمود عباسی دبیر مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک نسبت به استفاده از کودکان در زباله‌گردی «به پیمانکاران طرف قرارداد با شهرداری‌ها» هشدار دهد که «به بساط بهره‌کشی از کودکان که یکی از شنیع‌ترین نوع سوء‌استفاده از کودکان است، پایان دهند، زیرا به زودی باید پاسخگوی رفتار‌های غیرقانونی خود باشند.»

عباسی همچنین از شهردار‌ها به ویژه شهرداری تهران خواست سریعا به قرارداد‌های پیمانکارانی که از کودکان بهره‌کشی می‌کنند، پایان دهند و از این نوع سوء‌استفاده‌ها جلوگیری کنند.

کامیل احمدی پژوهشگر حوزه آسیب‌های اجتماعی درباره پدیده کودک زباله گرد با رویداد۲۴ گفتگو کرده است.

او با بیان اینکه ایران هم مانند بسیاری دیگر از کشور‌ها به کنوانسیون بین‌المللی حقوق کودک پیوسته و بسیاری از قرارداد‌های بین‌المللی درباره کارکودک و حمایت از کودکان و نوجوانان را امضا کرده است می گوید: این قوانین در کشور ما لازم‌الاجرا هستند.

به گفته احمدی، براساس قوانین کار ایران و تا حدودی طبق منشور سازمان جهانی کار، نوجوانان از سن ۱۵ سالگی می‌توانند به صورت پاره‌وقت و تحت شرایطی خاص کار کنند؛ مثلا کار آنها نباید شب کاری و شرایط سخت کاری فیزیکی داشته باشد. در قوانین وزارت کار ایران تبصره‌هایی گنجانده شده است که براساس آن افراد در سنین نوجوانی می‌توانند به صورت قانونی کار کرده و از امتیازات قانونی مانند بیمه برخوردار باشند.

این پژوهشگر آسیب‌های اجتماعی با اشاره به اینکه رویکرد پیمان‌نامه حقوق کودک نسبت به کار کودک و سن کودکی متفاوت از قوانین جاری ماست، اظهار می‌کند: آنچه ما در ایران با آن مواجهیم وجود کودکان کاری است که تحت حمایت جدی این قوانین نیستند؛ مانند کودکان کار در خیابان، کودکان کار در زباله‌گردی، کودکان کار در کارگاه‌های زیرزمینی که بدترین اشکال کار کودکان است.

او می‌افزاید: عمده کودکان کار که آمار دقیقی درباره آن‌ها در دسترس نیست، کودکانی هستند که در کار‌های خانگی مانند دامداری، کشاورزی و مزارع و بنگا‌های کوچک خانوادگی از قبیل فرش بافی کار می‌کنند. درباره این موضوع هم نظر‌های متفاوتی وجود دارد که آیا این کودکان نیز کودک کار محسوب می‌شوند یا بخشی از نیروی انسانی رایج هستند؟ در بیشتر جوامع، کودکان پا به پای والدین کار کرده و به درامد خانوار کمک می‌کنند.بیشتر بخوانید: یک روز با زباله‌گردها/ مردمانی که میان زباله‌ها زندگی می‌کنند و می‌خوابند!
احمدی خاطرنشان می‌کند: آنچه مسلم است این است که گروه بسیار آسیب‌پذیری از این کودکان، درگیر کار روزمره و سیستماتیک هستند که در بدترین اشکال کار کودک به شکل سازماندهی و حتی مافیایی به کار گمارده شده‌اند. در مواردی نیز این کودکان قاچاق شده و از آن‌ها سوءاستفاده‌های کاری می‌شود. در واقع این کودکان به شکل سازمان یافته استثمار می‌شوند.

او به نتیجه تحقیقات خود در زمینه کودکان کار اشاره کرده و گفت: کودکان زباله‌گرد و حتی بدتر ازآن‌ها کودکان کار در کارگاره‌های زیرزمینی، بدترین نوع بهره کشی از کودکان هستند که به صورت خاموش و پنهان و به شکل ساختارمند استثمار شده و به کار‌های سنگین در ساعات طولانی گمارده می‌شوند.

احمدی با بیان اینکه تحقیقات جامع و کاملی درباره آمار کودکان کار وجود ندارد، عنوان می‌کند: بر اساس آمار‌های رسمی تعداد این کودکان در کشور حدود ۲ میلیون نفر است که در آمار‌های غیررسمی این عدد به ۴ و یا ۵ میلیون نفر نیز می‌رسد، اما درباره اینکه این جمعیت متعلق به کدام گروه کودکان کار است و آیا کودکان کار در کارگاه‌های خانگی نیز در این جمعیت محاسبه شده‌اند یا خیر اطلاعات و پژوهش معتبر و دقیقی در دست نیست.

او با اشاره به نتیجه تحقیقاتی درباره زباله‌گردی کودکان که در خرداد ماه سال گذشته برای انجمن حمایت از حقوق کودکان انجام گرفته و منتشر شده، اظهار می‌کند: تقریبا به روزترین آمار که زوایای پنهان و آشکار زباله‌گردی را در تهران مشخص می‌کند، تحقیق «یغمای کودکی» است. بر اساس اطلاعات این پژوهش می‌دانیم که حدود ۱۴ هزار زباله‌گرد سال‌گذشته در تهران وجود داشته است که از این تعداد حدود یک سوم کودکان زیر ۱۸ سال هستند. این ۴۷۰۰ کودک زباله‌گرد تقریبا ۶ تا ۱۰ ساعت در روز در نواحی مختلف تهران در کنار زباله‌گردان بزرگسال که گاهی اعضای درجه یک خانواده و فامیل آنها نیز هستنند، مشغول زباله‌گردی اند.

این محقق آسیب‌های اجتماعی با بیان اینکه براساس این پژوهش بالغ بر ۹۰ درصد کودکان زباله‌گرد را کودکان مهاجر غیرقانونی تشکیل می‌دهند، می‌گوید: عمده این کودکان اهل استان هرات افغانستان هستند. درآمد نسبی زباله‌گرد‌ها در سال گذشته بین یک میلیون تا یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بوده است. به عبارت دیگر زباله‌گرد‌ها تنها ۱۵ درصد از درآمد حاصل از پسماند را دریافت می‌کنند و در این بین کودکان تنها ۲.۴ درصد از این درآمد را کسب می‌کنند و ۵۴ درصد از این درآمد به پیمانکاران زباله‌گردی، ۹ درصد آن به شهرداری‌ها و حدود ۲۱ درصد هم نصیب اربابان می‌شود. پس می‌توان دید که این تجارت سیاه به شدت سودآور است.

وی ادامه داد: شهرداری زباله‌های مناطق ۲۲ گانه تهران را به مبلغ ۲۰۰ میلیارد تومان به پیمانکاران حوزه پسماند اجاره می‌دهد. گردش مالی پسماند در تهران ۲ تا ۳ هزار میلیارد تومان در سال است.

افزایش زباله‌گردی کودکان ایرانی در شهرستان‌ها

کامیل احمدی با بیان اینکه مشاهدات میدانی من در طول پروسه انجام پژوهش «یغمای کودکی» در تهران درباره کودکان ایرانی زباله‌گرد مشهود به موارد متعددی نبوده است، خاطرنشان می‌کند: علت این موضوع نیز آن است که بیشتر نواحی تهران توسط پیمانکاران به اربابان که همان سرکارگران افغانستانی بوده و آشنایان خود را وارد این کار می‌کنند واگذار شده است. یعنی اگر فردی غریبه وارد این مناطق شده و زباله جمع کند به عنوان زباله‌دزد شناخته شده و با وی به شدت برخورد می‌شود. به همین دلیل زباله‌گردی کودکان ایرانی در تهران چندان مشهود نیست.

این پژوهشگر آسیب‌های اجتماعی تصریح می‌کند: در مناطق حومه‌ای شهر تهران خانواده‌های ایرانی پدر و پسر یا برخی از اعضای خانواده با یکدیگر اقدام به زباله‌گردی می‌کنند که عمدتا به دلیل فقر مالی یا اعتیاد ناچار به چنین کاری شده‌اند، اما در بیشتر موارد، خانواده‌های ایرانی در شهرستان‌ها و سایر کلان‌شهر‌ها به‌ویژه در شهر‌های نزدیک به تهران مانند کرج، ورامین، شهرری به چرخه زباله‌گردی ورود کرده‌اند. با این وجود آمار دقیقی در اینباره در دست نیست، زیرا پژوهشی بعد از پژوهش یغمای کودکی در این زمینه انجام نشده است.

وی توضیح می‌دهد: جدا از ۱۴ هزار زباله‌گردی که در تهران کار می‌کنند، حدود ۲ هزار نفر نیز به صورت رسمی و از سوی شهرداری به کار زباله‌گردی و تفکیک زباله مشغولند. این افراد استخدام شهرداری بوده و ایرانی هستند. افرادی که با وانت زباله جمع می‌کنند یا شماری از افرادی که در مراکز رسمی بازیافت زباله کار کرده و در آنجا اسکان داده می‌شوند نیز ایرانی هستند. در میان این افراد افغانستانی‌هایی که مجاز به کار هستند نیز دیده می‌شود. اما درصد عمده زباله‌گرد‌ها در ایران، زباله‌گرد‌های غیرقانونی هستند که در گود‌ها، گاراژ‌ها و خانه‌های اجاره‌ای حاشیه تهران یا کوره‌های آجرپزی از کارافتاده ساکنند.

این پژوهشگر با بیان اینکه در چند سال گذشته مبلغ اجاره زباله از سوی شهرداری به پیمانکاران بسیار کمتر از ۲۰۰ میلیارد تومان بود، تصریح می‌کند: در واقع زباله‌ها با قیمت ارزانی به پیمانکاران اجاره داده شده بودند. اما امروز این مبلغ چندین برابر بیشتر شده. این مساله از یک سو نشاندهنده آن است که پیمانکاران همچنان از این تجارت سود کلان می‌برند و از سوی دیگر نشانگر آن است که قدرت اجرایی شهرداری‌ها برای اینکه بخواهند شرایط قرارداد‌ بهتر کنند بسیار ضعیف است.

وی ادامه می‌دهد:‌ بخشی از مشکل و شاید تعلل به دلیل نیازی است که شهرداری‌ها به زباله‌گردان و پیمانکاران دارند، زیرا سیستم پسماند زباله و تفکیک در تهران مدرنیزه و مکانیزه نیست و این موضوع شهرداری‌ها را متوسل به نیرو‌های یدی و کارگران انسانی، یعنی همان زباله‌گرد‌ها یا کتفی‌هایی میکند که با گاری یا بر دوش خود بر سر سطل‌های زباله می‌روند. شهرداری‌ها به خوبی می‌دانند که قرارداد‌های حوزه پسماند به سودشان نیست و می‌توانند بسیار بیش از این مبالغ از گردش مالی پسماند به دست بیاورند.

احمدی می‌گوبد: اما سیستم ناکارآمد شهری و عدم تفکیک زباله به وسیله دستگاه‌ها، سبب ایجاد رابطه ناسالمی شده که باعث شده شهرداری‌ها با وجود مطلع بودن از این تخلفات قانونی پیمانکاران، همچنان به همین روند ادامه دهند، از سوی دیگر شهرداری‌ها مایل هستند که به صورت سالانه سهم خود را از سود سرشاری که نصیب پیمانکاران زباله می‌شود به دست بیاورند و قوانین و آئین‌نامه‌ها را به نفع خود اصلاح کنند.

او عنوان می‌کند: شهرداری همواره در خطوط رسمی و خبری همواره اعلام کرده‌اند که کار کودکان در زباله‌گردی در دستور کار نیست و مواردی که وجود دارد تخلفاتی است که خارج از حیطه آنهاست، اما حقیقت آن است که این نهاد قدرت چندانی در برابر پیمانکاران ندارند و ما در بسیاری مواقع مشاهده کرده‌ایم که جریمه‌هایی اتفاق افتاده یا رفتار‌های سختگیرانه‌ای نسبت به پیمانکاران از سوی شهرداری رخ داده است، اما چون شهرداری‌ها نیاز به پیمانکاران و زباله‌گردی آنان دارند به همان نسبت هم از بسیاری از تخلفات پیمانکاران حوزه پسماند چشم‌پوشی می‌شود.

این انسان‌شناس می‌افزاید: در حقیقت اگر پیمانکاران و زباله‌گرد‌ها نباشند فرایند جمع‌آوری و تفکیک زباله در تهران فلج می‌شود و شهرداری قدرت و امکانات لازم را برای جمع‌آوری زباله ندارد. از طرف دیگر هم سود سرشار زباله برای پیمکانکاران و شهرداری‌ها رابطه‌ای را ایجاد کرده که باعث چشم‌پوشی از چنین تخلفاتی می‌شود.

او می‌افزاید: بعد از انتشار ویروس کرونا شهرداری تصمیم گرفت به دلیل وجود زباله‌های آلوده به ویروس کرونا زباله‌گردی را د رتهران ممنوع اعلام کرد. این امر باعث بازگشت بخش عمده‌ای از مهاجران افغانستانی به کشور خود شد یا اینکه کودکان جذب کار در کارگاه‌های زیرزمینی شدند که به مراتب خطرات و آسیب‌های بیشتری داشت، زیرا این نوع کار از بدترین اشکال کار کودک و مخفی است. در این زمان به دستور دادستانی زباله گردی ممنوع و شهرداری اقدام به جمع‌آوری زباله‌های ترو خشک با هم کرد و از منفعت خود در این زمینه برای مدتی گذشت.

احمدی اظهار می‌کند: بعد از مدتی با وجود پایداری انتشار ویروس کرونا، ولی گشایش در عرصه رفت و آمد عمومی در کشور به تدریج زباله‌گرد‌ها بازگشتند و این کار را در نواحی و مناطق از سر گرفته شده و جمع‌آوری زباله را با وجود خدمات و صدماتی که در انتظار زباله‌گرد‌ها و کودکان زباله‌گرد است ادامه دادند. بعد از بازگشایی مراکز و اصناف و فاصله‌گذاری اجتماعی توسط دولت انجام شد زباله‌گرد‌های بیشتری دوبار به چرغه کار بازگشتند حتی نیرو‌های جدید نیز به آن‌ها ملحق شدند. یعنی درحال حاضر زباله‌گردی با همان شیوه پیش از کرونا در حال انجام است.

وی تصریح می‌کند: آنچه در این میان جدی گرفته نشده و به آن پرداخته نمی‌شود نوع خطراتی است که یک فرد زباله‌گرد با آن روبه روست. زباله‌ها و مواد ضدعفونی کننده، ماسک و دستکش‌هایی که روزانه در شهر تهران بدون تفکیک از مبدا تولید می‌شود وارد سطل‌های زباله شده و کودکان و بزرگسالان زباله‌گرد این زباله‌ها را جمع‌آوری می‌کنند؛ لذا به نظر می‌رسد این افراد در خط مقدم ابتلا به ویروس کرونا قرار دارند و گرم شدن هوا نیز سطل‌های زباله و بوی ناخوشایتد آن را خطرناکتر هم می‌کند.

این مردم‌شناس با اشاره به اینکه ممکن است کودکان کمتر در خطر آلودگی به ویروس کرونا قرار داشته باشند، عنوان می‌کند: کودکان می‌توانند به عنوان ناقل عمل کرده و در درون این جمعیت زباله‌گرد و در ارتباطاتی که با شهر تهران دارند تبدیل به یکی ازعوامل گسترش ویروس در تهران شوند. به عبارت دیگر زباله‌گردی به جز آسیبی که به کرامت و حقوق انسانس کودکان می‌زند موضوع سلامت آن‌ها و بزرگ‌ترهایشان نیز مطرح است.

شاید بهتر بود به جای یک روز در سال یک روز در هر ماه به یادآوری مصائب کودکان کار اختصاص می‌یافت تا شاید دولت‌ها کمی بیشتر به فکر حمایت از اقشار آسیب‌پذیر خود باشند اقشاری که برای کسب روزی کودکان خود را راهی مشاغلی می‌کنند که می‌تواند صدمات جبران‌ناپذیری به روح و جسم این کودکان وارد کند. همچنین به دولت‌ها باید یادآوری کرد تا وقتی سودجویان ثروتمند و پرقدرت از سوی نهاد‌های عمومی و دولتی همچنان برمدار احترام بوده و هیچکس به تخلفات آن‌ها رسیدگی درستی نمی‌کند قطعا کار نیروی ارزان‌قیت و بی‌پناه کودکان بهترین ابزار برای پر کردن جیب‌های گشاد و بی‌انت‌های این افراد است.

 

۲۳ خرداد ۹۹

برگرفته از سایت ما زنان