علیرغم اینکه ترامپ ضرب العجل برای سه شنبه ساعت هشت شب به وقت واشنگتن (بامداد چهارشنبه به وقت ایران) تعیین کرده است تا در صورت عدم توافق با رژیم ایران، به ویژه برای باز کردن تنگه هرمز، همه پل ها، نیروگاههای برق و زیرساخت های اقتصادی ایران را بمباران کند، رژیم اسرائیل معطل نمانده و هر روز بخشی از زیرساخت های صنعتی حساس ایران را مورد حمله قرار می دهد. امروز دوشنبه دو بخش از مجتمع پتروشیمی عسلویه در پارس جنوبی و نیز پتروشیمی مرودشت بمباران شد. دو روز پیش هم مجتمع عظیم پتروشیمی در ماهشهر و بندر امام بمباران شده بود. در پی این دو حمله گفته می شود که بیش از هفتاد درصد صنعت پتروشیمی ایران از کار افتاده است. حدود سی هزار کارگر در ماهشهر و حدود 25 هزار کارگر در پتروشیمی عسلویه مشغول کار بودند. در عین حال حدود هفتاد درصد صنعت فولاد ایران به ویژه در اصفهان و اهواز نابود شده است. از آغاز جنگ، نیز گزارش شده بود که هشتاد درصد کارگران ساختمانی شغل دائمی یا فصلی و یا روزانه خود را از دست داده اند.
صنعت پتروشیمی و فرآورده های متعدد آن بعد از درآمدهای نفتی و گازی، دومین منبع درآمد ارزی ایران بوده است. سالی بیست میلیارد دلار. تولیدات صنایع فولاد نیز ضمن تامین نیازهای داخل کشور، صادر نیز میشد و جزو صنایع ارز آور بوده است. از سویی دیگر با از کار افتادن بخش مهمی از صنایع پتروشیمی و فولاد، سایر صنایع به ویژه صنایع خودروسازی، قطعه سازی، پلاستیک سازی ، نقاشی ساختمان (انواع رنگ ها)، کشاورزی (کود شیمیایی) و غیره نیز آسیب جدی می بینند و قادر به ادامه کار نخواهند بود. برای نمونه گفته می شود در صنایع خودروسازی و شرکت های پیمانی قطعه سازی ، سرویس، فروش و … حدود یک میلیون نفر شاغل هستند. اگر جزیره خارک هم که نود درصد نفت صادراتی ایران از آنجا صادر می شود نابود شود، شاهد یک رکود تورمی عظیم در ایران خواهیم بود. ضمن اینکه با حذف شدن نفت و گاز و پتروشیمی و فولاد ایران از بازارهای جهانی و بسته ماندن تنگه هرمز، شاهد گسترش شتابان بحران اقتصادی در کلیه کشورهای جهان خواهیم بود.
یکی از اثرات نابودی زیرساخت های اقتصادی و حیاتی ایران، ضربه هولناکی است که بر پیکر طبقه کارگر ایران به ویژه در صنایع بزرگ و کلیدی وارد می شود. تا پیش از جنگ ، شاهد دو تا سه هزار حرکت اعتراضی و اعتصاب کارگران و مزد و حقوق بگیران در بخش های مختلف اقتصاد ایران بوده ایم. اگر به موضع گیری های کارگران پیشرو و تشکل های مستقل کارگری نگاه کنیم، به روشنی گفتمان ضدسرمایه داری و چپ را در مواضع آنها مشاهده میکنیم که در قبال جنگ نیز از موضع صدای سوم حرکت میکنند یعنی هم با جنگ و تهاجم امپریالیستی – صهیونیستی به ایران مخالفند و هم با رژیم استبدادی و سرمایه داری و ماجراجوی جمهوری اسلامی.
از اینرو از بین رفتن زیرساخت های اقتصادی و صنایع بزرگ و کلیدی ایران، ضربه دهشتناکی بر پیکر طبقه کارگر و نیز جنبش چپ ایران خواهد بود که خاستگاه طبقاتی خود را کارگران میداند و معتقد است انقلاب اجتماعی نوین ایران تنها با رهبری طبقه کارگر مجهز به آگاهی طبقاتی و انقلابی است که میتواند پیروز شود. کارگران به همراه خانواده هایشان بیش از 55 میلیون نفر از جمعیت کشور را تشکیل می دهند. بنابراین جنگ ویرانگر جاری، بیش از هر قشری به طبقه کارگر ضربه میزند که اکثریت عظیم جامعه را تشکیل می دهند. از اینرو مخالفت و مبارزه با این جنگ ارتجاعی و تلاش برای توقف فوری آن، جدا از معیارهای انسانی، قدمی است برای حفظ شاکله طبقه کارگر و از این طریق پایه طبقاتی بالقوه جنبش چپ و سوسیالیستی ایران.
آرش کمانگر
17 فروردین 1405
