در اول ماه مه، کارگران با برپایی میتینگها، تظاهرات و راهپیماییها، قدرت متحد و همبستهٔ خود را در برابر دنیای ستم و استثمار سرمایهداری به نمایش میگذارند. در عین حال، محتوای این روز هر سال تا حدی متفاوت است و بازتابدهندهٔ فوریترین مطالبات و مبارزات کارگران و ستمدیدگان است.
برای نمونه، نخستین اول ماه مه که در شیکاگو برگزار شد، بر مبارزه برای هشت ساعت کار در روز و همبستگی با کارگرانی که با سرکوب مرگبار دولتی روبهرو بودند تمرکز داشت. با این حال، همزمان با فرو رفتن جهان در وحشت جنگ جهانی اول توسط سرمایهداری و امپریالیسم، اول ماه مه بهتدریج به حامل میراثی غنی ضد جنگ بدل شد. این روز به نقطهای کلیدی در مبارزه علیه کشتارهای سالهای ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ و نیز در مبارزهٔ موفق برای پایان دادن به جنگ امپریالیستی آمریکا علیه مردم ویتنام در دهههای بعد تبدیل شد. اول ماه مه ۲۰۲۶ باید بر پایهٔ همین میراث غنی بنا شود.
دههٔ ۲۰۲۰ تحت تأثیر تشدید رقابت میان قدرتهای امپریالیستی و افول نسبی امپریالیسم آمریکا قرار دارد. طبقات حاکم در سراسر جهان، در واکنش به بحران عمیق نظام سرمایهداری، بهسوی یک چرخش شتابگرفتهٔ ملیگرایانه و ارتجاعی حرکت کردهاند. این روندها بشریت را بهسوی جنگهای هرچه خونینتر سوق میدهند. ماشین جنگی اکنون در هر قارهای خود را نشان داده است-با هزینهای انسانی که بهویژه در آفریقا ویرانگر بوده-و تاکنون جان میلیونها نفر را در این دهه گرفته است. در چارچوب این نظام، باید انتظار تشدید این روندها را داشت.
جنگها هم خونینتر و هم بههمپیوستهتر میشوند و رد پای قدرتهای بزرگ امپریالیستی در هر درگیری بهروشنی دیده میشود. اول ماه مه ۲۰۲۶ در میانهٔ یک جنگ منطقهای تمامعیار در خاورمیانه، پس از تجاوز ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، و همزمان با یک جنگ نیابتی امپریالیستی چهار ساله در اوکراین برگزار میشود. در واقع، هیچ قارهای نیست که صدای طبل جنگ در آن به گوش نرسد.
نسلکشی در غزه و آمار تکاندهندهٔ تلفات آن – که توسط رژیم اسرائیل با حمایت کامل آمریکا و امپریالیسم غربی انجام شد- جهان را شوکه کرد، در حالی که همزمان کشتار صدها هزار نفر در سودان و کنگو بازتاب بسیار کمتری در رسانهها داشت.
اما دو سال و نیم پس از آغاز این نسلکشی مداوم، آنچه رخ داده نه یک انحراف، بلکه تبدیل شدن به یک الگو و روش است. تاکتیکهای بهکاررفته در غزه اکنون توسط ایالات متحده و اسرائیل در قلب بیروت و تهران نیز بهکار گرفته میشود- در جنگی که با کشته شدن ۱۶۰ دختر دانشآموز آغاز شد. بیمارستانها، مهدکودکها و زمینهای بازی بهعنوان «اهداف مشروع» تلقی میشوند. دونالد ترامپ، در رأس جنگطلبان امپریالیسم آمریکا، آشکارا از چشمانداز نابودی تمدنها سخن میگوید.
توهمات دربارهٔ «حقوق بینالملل» بهعنوان مانعی در برابر جنایات جنگی، بهسرعت در حال فروپاشی است. این دروغ که گویا گروهی از «آدمهای خوب» به رهبری واشنگتن وجود دارند که از روشهای جنایتکارانه به دورند نیز در حال رنگ باختن است. چهرهٔ واقعی و زشت امپریالیسم بار دیگر آشکار میشود. حقیقت این است که «قوانین» سرمایهداری و امپریالیسم توسط ترامپ، پوتین یا نتانیاهو نقض نمیشود؛ بلکه همانطور که استفن میلر، دستیار نژادپرست ترامپ، پس از ربودن نیکولاس مادورو بهدرستی بیان کرد، «قوانین آهنین» این نظام بر پایهٔ پیگیری بیرحمانهٔ قدرت و سود توسط میلیاردرها عمل میکند. در اول ماه مه امسال، طبقهٔ کارگر باید نهتنها علیه جنگ، بلکه علیه نظامی که جنگ از آن سرچشمه میگیرد بسیج شود.
جنگ به نقطهٔ عطفی جدید در بحران هزینههای زندگی تبدیل شده است.
این موج عظیم نظامیگری یکی از عوامل اصلی تشدید بحران هزینههای زندگی است که امسال فشار شدیدی بر کارگران وارد میکند. آثار تورمی جنگ تجاوزکارانهٔ ترامپ و نتانیاهو علیه ایران تازه در حال گسترش در سراسر جهان است. میلیونها نفر، بهویژه در کشورهای جنوب، که پیشتر نیز در مرز بقا زندگی میکردند، به فقر شدید کشیده خواهند شد. گرسنگی نهتنها نتیجهٔ قحطیهای ساختهٔ دست بشر در مناطق جنگی است، بلکه ناشی از «بحران جهانی غذا» بهدلیل اختلال در صادرات مواد غذایی و کود نیز خواهد بود.
صندوق بینالمللی پول نسبت به تورم شدید هشدار میدهد، اما همزمان دولتها را از اتخاذ حتی اقدامات محدود حمایتی – مانند آنچه پس از بحران کرونا انجام شد – بازمیدارد. دولتها و کارفرمایان تلاش خواهند کرد هر امیدی به بهبود واقعی سطح زندگی را پس از سالها کاهش دستمزدهای واقعی از بین ببرند.
ماشین جنگی همچنین آغازگر دورهای تازه از ریاضت اقتصادی است. برای تأمین بودجههای نظامی سرسامآور، هزینههای رفاه و خدمات عمومی با فشار بیشتری کاهش مییابد. روز کاری هشتساعته – که روز کارگر برای آن متولد شد – اکنون در چندین کشور، از جمله آلمان، هدف حمله قرار گرفته است. بودجههای نظامی اروپا در سال ۲۰۲۵ چهارده درصد افزایش یافت، زیرا دولتهای اروپایی نهتنها در برابر خواستههای آمریکا تسلیم شدهاند، بلکه بیهوده در تلاشاند تا در چارچوب ناتو، و در شرایطی که ترامپ خود ناتو را تهدید میکند، قدرت نظامی مستقل ایجاد کنند.
در رأس این روند، دولت آمریکا خواهان تشدید آن است: بودجهٔ نظامی ۱.۵ تریلیون دلاری در کنار کاهش ۱۰ درصدی هزینههای غیرنظامی که به معنای ریاضت گسترده برای کارگران است.
هیچ دولتی در جهان پیشنهاد نمیکند که میلیاردرها سهم قابلتوجهی از این هزینهها را بپردازند، در حالی که سود شرکتهای بزرگ همچنان افزایش مییابد. برای نمونه، شرکت بریتیش پترولیوم از دو برابر شدن سود خود در سهماههٔ نخست سال ۲۰۲۶ خبر داده است. معنای این وضعیت برای کارگران روشن است: «انتخابهای سختتر برای تأمین نیازهای اولیه» و «فداکاریهای بیشتر».
اتحادیههای کارگری و سازمانهای کارگری باید مستقیماً با این سیاستها مقابله کنند و همزمان در برابر دستور کار نظامیگرایانهٔ طبقهٔ حاکم موضعی روشن بگیرند. در تظاهرات امسال باید با صدایی رسا اعلام شود: رفاه، نه جنگ! پول برای آموزش، بهداشت، غذا و افزایش دستمزدها نه برای مرگ و ویرانی.
اول ماه مه ۲۰۲۶ در ایالات متحده
از برخی جهات، اول ماه مه امسال یکی از مهمترین روزها در تاریخ معاصر خواهد بود، زیرا در بحبوحهٔ تهاجم ارتجاعی ترامپ، این روز به عرصهٔ مبارزهٔ جمعی در «شکم هیولا» تبدیل میشود. در برخی شهرها اعتصابهای گسترده در جریان خواهد بود و بخشهایی از رهبران اتحادیهها و جوامع از فراخوان «نه کار، نه مدرسه، نه خرید» حمایت میکنند. همین فراخوان بود که به اعتصاب عمومی در مینهسوتا انجامید و حملهٔ ادارهٔ مهاجرت و گمرک آمریکا را در ژانویه شکست داد. این تجربه، همچون اعتصابهای عمومی تاریخی در ایتالیا، نشان میدهد که تنها راه مقابله با جنگ، نژادپرستی و ارتجاع، بسیج قدرت طبقهٔ کارگر است.
در بریتانیا، اول ماه مه امسال مصادف با صدمین سالگرد اعتصاب عمومی ۱۹۲۶ برگزار میشود- رویدادی که قدرت طبقهٔ کارگر را به نمایش گذاشت. این روز باید به احیای سنتهای مبارزاتی جنبش کارگری کمک کند. سالهای پیشرو باید دورهای از اعتصابهای گسترده، اعتصابهای عمومی و حتی اعتصابهای بینالمللی علیه جنگ، امپریالیسم و ارتجاع سرمایهداری باشد.
ضرورت ساختن احزاب کارگری در مبارزه برای سوسیالیسم
اول ماه مه امسال همچنین در ادامهٔ موج قدرتمند شورشهای نسل «زد» برگزار میشود که دولتها را سرنگون کرده و دیکتاتوریها را در جنوب جهانی به لرزه درآورده است. این جنبشها نشان دادهاند که جوانان و طبقهٔ کارگر از انرژی، قدرت و پایداری عظیمی برخوردارند، اما در عین حال ضعفهای سیاسی و سازمانی نیز وجود دارد.
درس اصلی روشن است: انرژی و فداکاری ضروریاند، اما کافی نیستند. برای دستیابی به پیروزیهای پایدار، جنبشهای تودهای باید در یک جنبش کارگری دموکراتیک، قدرتمند و مبارز ریشه داشته باشند و از رهبری سیاسی آگاه، با برنامهای سوسیالیستی و رادیکال برای عبور از بحران سرمایهداری برخوردار باشند.
بنابراین، اول ماه مه ۲۰۲۶ باید نهتنها پرچم اعتراض و اعتصاب، بلکه پرچم مبارزهٔ سیاسی را نیز برافرازد. طبقهٔ کارگر باید مستقل و سازمانیافته عمل کند. احزاب تودهای باید در مبارزات روزمره ریشه داشته باشند و هدفشان نه وصله پینه کردن نظام سرمایه داری، بلکه دگرگونی بنیادین آن باشد.
جنبش کارگری جهانی باید برای چشمانداز یک جهان سوسیالیستی عاری از جنگ، استثمار و ستم مبارزه کند؛ جهانی که در آن انسانها و کرهٔ زمین بتوانند بر پایهٔ برنامهریزی عقلانی، و با مالکیت جمعی و دموکراتیک بر منابع و ثروت، شکوفا شوند.
برگرفته از اتحاد سوسیالیستی بین المللی
