از زمان انقلاب کوبا در سال ۱۹۵۹، دولت ایالات متحده همواره در پی تغییر حکومت در این کشور بوده است. آمریکا بهویژه از این واقعیت خشمگین بود که تنها در ۹۰ مایلی سواحل فلوریدا، رژیمی بر سر کار آمد که دیکتاتوری مورد حمایت واشنگتن را سرنگون کرد، شرکتهای خارجی را ملی ساخت و خواهان گذار به سوسیالیسم شد و برای مقابله با فشارهای آمریکا به اتحاد شوروی روی آورد.
انقلاب کوبا ضربهای جدی به امپریالیسم و گامی رو به جلو برای مردم این کشور بود. کوبا برای دههها الهامبخش جنبشها و دولتهایی در سراسر آمریکای مرکزی و جنوبی بوده است که در برابر سلطه و مداخلهگری ایالات متحده مقاومت کردهاند.
این انقلاب از حمایت گسترده مردم کوبا و همچنین همبستگی بینالمللی بخشهایی از طبقه کارگر و نیروهای سوسیالیست برخوردار بود و دستاوردهای مهمی برای تودههای مردم به همراه آورد. با این حال، انقلاب نه بر پایه اقدام مستقل و سازمانیافته طبقه کارگر، بلکه توسط یک ارتش چریکی نسبتاً کوچک رهبری شد. چریکها به نمایندگی از تودهها قدرت را در دست گرفتند و این امر به استقرار یک نظام بوروکراتیک و تکحزبی انجامید، نه یک دموکراسی کارگری.
رهبری جنبش ۲۶ ژوئیه در مسیر برچیدن نظام زمینداری و ایجاد اقتصادی برنامهریزیشده قرار گرفت و تحت فشار تودههای مردم و دشمنی سرسختانه امپریالیسم آمریکا، به مدار اتحاد شوروی کشیده شد. با وجود این، رژیم جدید از محبوبیت گسترده و پایگاه اجتماعی عمیقی برخوردار بود؛ عاملی که نقش مهمی در بقای آن پس از فروپاشی اتحاد شوروی ایفا کرد.
پیش از انقلاب ۱۹۵۹، کوبا به نوعی زمین بازی ثروتمندان آمریکایی و محلی برای فعالیت باندهای مافیایی و صنعت فحشا تبدیل شده بود. پس از انقلاب، این پدیدهها از میان رفتند. یکی از مهمترین دستاوردهای انقلاب، ایجاد نظام بهداشتی فراگیر بود که زمانی مورد تحسین جهانی قرار داشت. دولت کوبا حدود ۲۰ درصد بودجه عمومی را ــ تقریباً دو برابر میانگین جهانی ــ به خدمات بهداشتی اختصاص میداد. در نتیجه، تا پیش از همهگیری کووید-۱۹، شاخصهایی مانند امید به زندگی و مرگومیر نوزادان با کشورهای سرمایهداری پیشرفته قابل مقایسه بود. در سال ۲۰۱۸، نرخ مرگومیر نوزادان در کوبا، با چهار مورد در هر هزار تولد، حتی از ایالات متحده نیز پایینتر بود.
فیدل کاسترو در سال ۱۹۶۱، با پشتوانه حمایت گسترده مردمی، داراییهای آمریکایی را ملی کرد، سرمایهداری را لغو نمود و اقتصاد کوبا را بر اساس الگوی اتحاد شوروی به یک اقتصاد برنامهریزیشده تحت کنترل بوروکراسی غیرمنتخب تبدیل کرد.
کوبا همواره کشوری فقیر نبود. در دوران جنگ سرد، این کشور دارای کشاورزی صنعتی و مکانیزهای بود که شکر را در ازای سوخت و مواد شیمیایی به اتحاد شوروی صادر میکرد. دولت نیز از درآمدهای حاصل از صادرات شکر برای تأمین مالی برنامههای اجتماعی و رفاهی استفاده میکرد. نرخ باسوادی از ۲۳ درصد به ۹۶ درصد افزایش یافت و امید به زندگی از ۶۴ سال در ۱۹۶۰ به ۷۵ سال در ۱۹۹۰ رسید.
فروپاشی اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۱ منبع اصلی سوخت و مواد اولیه کوبا را قطع کرد و این کشور وارد دورهای از بحران عمیق اقتصادی شد که به «دوره ویژه» شهرت یافت. در همان حال، تداوم تحریمهای آمریکا موجب شد کوبا ۸۰ درصد تجارت خارجی، ۳۵ درصد تولید ناخالص داخلی، ۴۷ درصد تولیدات کشاورزی، ۷۴ درصد تولیدات ساختمانی و ۹۴ درصد تولیدات صنعتی خود را از دست بدهد.
با این وجود، حفظ اقتصاد برنامهریزیشده این امکان را فراهم کرد که مزارع بزرگ و مکانیزه نیشکر به مزارع کوچکتر تولید مواد غذایی متکی بر نیروی کار انسانی و حیوانی تبدیل شوند. این تغییر اگرچه از نظر توسعه اقتصادی گامی به عقب محسوب میشد، اما به بقای بخش بزرگی از جمعیت کمک کرد. «دوره ویژه» سرانجام در حدود سال ۲۰۰۰ و با روی کار آمدن هوگو چاوز در ونزوئلا و ازسرگیری صادرات نفت به کوبا پایان یافت.
در همین دوره، دولت کاسترو اقتصاد کشور را به سمت جذب گردشگران خارجی سوق داد و درآمدهای گردشگری از اواسط دهه ۱۹۹۰ از درآمد صادرات شکر پیشی گرفت. با وجود پیامدهای ویرانگر فروپاشی شوروی و قطع یارانههایی که از آن کشور به کوبا سرازیر میشد، رژیم کوبا توانست بقای خود را حفظ کند. برای مقابله با انزوا و بحران اقتصادی، اقداماتی همچون خصوصیسازی برخی بخشهای اقتصادی، جذب سرمایهگذاری خارجی و گسترش صنعت گردشگری در دستور کار قرار گرفت؛ اقداماتی که در عین حال به کاهش بخشی از دستاوردهای رفاهی گذشته انجامید.
سیاست آمریکا برای تغییر حکومت در کوبا در سال ۱۹۶۰ در یادداشتی محرمانه از سوی وزارت خارجه این کشور تدوین شد. در این سند بر اتخاذ سیاستی «ماهرانه و نامحسوس» تأکید شده بود که بتواند از طریق قطع منابع مالی و تدارکاتی، کاهش دستمزدهای واقعی، ایجاد گرسنگی و ناامیدی، زمینه سرنگونی دولت کوبا را فراهم کند.
در ادامه همین سیاست، آمریکا تحریمهایی را علیه کوبا اعمال کرد که به مرور به یک محاصره اقتصادی همهجانبه تبدیل شد و تا امروز نیز ادامه دارد.
در سال ۱۹۶۱، سازمان سیا عملیات ناموفق خلیج خوکها را سازماندهی کرد. در این عملیات، گروهی از تبعیدیان کوبایی آموزشدیده توسط سیا در ساحل جنوبی کوبا، در پلایا خیرون، پیاده شدند اما ظرف دو روز توسط نیروهای مسلح کوبا شکست خوردند. در سالهای بعد نیز سیا صدها طرح برای ترور فیدل کاسترو و اقدامات خرابکارانه و تروریستی متعدد علیه کوبا را پشتیبانی کرد.
گروههای راستگرای ضدکوبایی مستقر در میامی نیز در چارچوب تلاش برای سرنگونی دولت کوبا، به اقدامات تروریستی متعددی دست زدند. از جمله این گروهها میتوان به «برادران نجات»، «آلفا ۶۶»، «کماندوهای اف-۴»، «بنیاد ملی کوبایی ـ آمریکایی» و «کوبای مستقل و دموکراتیک» اشاره کرد. این سازمانها سالها در خاک آمریکا و با آگاهی و با حمایت نهادهایی مانند افبیآی و سیا فعالیت کردهاند.
یکی از این اقدامات، بمبگذاری در هواپیمای مسافربری کوبایی در سال ۱۹۷۶ در نزدیکی سواحل باربادوس بود که به کشته شدن هر ۷۳ سرنشین آن انجامید. بعدها مشخص شد که سیا از احتمال وقوع چنین حملهای آگاه بوده، اما به دولت کوبا هشدار نداده بود.
تحریم تجاری آمریکا علیه کوبا نخستین بار در سال ۱۹۶۲، یک سال پس از شکست عملیات خلیج خوکها، اعمال شد و در سال ۱۹۹۶ با تصویب قوانین جدید تشدید گردید؛ قوانینی که شرکتهای خارجی طرف معامله با کوبا را نیز هدف قرار میداد. این اقدامات درست در اوج «دوره ویژه» و همزمان با فروپاشی شوروی صورت گرفت؛ زمانی که کوبا مهمترین شریک اقتصادی خود را از دست داده و با بحران کمبود مواد غذایی و خاموشیهای گسترده مواجه بود.
دولتهای مختلف آمریکا در دهههای بعد بارها فشارها را افزایش دادهاند؛ از محدود کردن تراکنشهای بانکی و جلوگیری از دسترسی به دارو و تجهیزات پزشکی گرفته تا جریمه شرکتهای کشتیرانی و اعمال فشار بر متحدان برای قطع روابط اقتصادی با کوبا. نتیجه این سیاستها تلاشی مستمر برای تضعیف اقتصاد کشور و بهرهبرداری از نارضایتیهای اجتماعی با هدف تغییر حکومت بوده است.
در سالهای اخیر نیز تشدید تحریمها پیامدهای سنگینی بر اقتصاد بحرانزده کوبا بر جای گذاشته است. همانند بسیاری از موارد مشابه، هزینه اصلی این سیاستها را مردم عادی پرداختهاند. کمبود دارو، فرسایش نظام سلامت، تأخیر در درمانهای حیاتی، افزایش سوءتغذیه و شیوع بیماریها از جمله نتایج این وضعیت بوده است.
کمبود مواد غذایی نیز بهطور گسترده گزارش شده و هزاران نفر در معرض خطر سوءتغذیه قرار گرفتهاند. خاموشیهای طولانیتر شده و صنعت گردشگری، که در سالهای اخیر نقش مهمی در اقتصاد کشور ایفا میکرد، با مشکلات جدی مواجه شده است. دولت کوبا برای جبران بخشی از کمبود انرژی به توسعه انرژی خورشیدی، عمدتاً با کمک چین، روی آورده است.
کیفر خواست رائول کاسترو، جدیدترین مورد از مجموعهای از اقدامات تهاجمی و ارعاب آمیز باج خواهی امپریالیستی توسط ایالات متحده است .
حادثهای که رائول کاسترو و پنج نفر دیگر به خاطر آن متهم شدهاند، سرنگونی دو هواپیمای کوچک توسط نیروی هوایی کوبا است که حریم هوایی کوبا را نقض کرده بودند. این حادثه ای منفرد نبود، بلکه اوج یک کمپین مداوم تحریک آمیز توسط سازمان ضد انقلابی کوبایی-آمریکایی «برادران نجات» بود. این سازمان توسط خوزه باسولتو، تروریست آموزش دیده توسط سیا، رهبری میشد که در حملهی ناموفق خلیج خوکها که توسط سیا در سال ۱۹۶۱ تأمین مالی شده بود، شرکت کرده بود و شکست خورد.
سیاست تحریمها که در ابتدا به عنوان ابزاری برای تغییر حکومت طراحی شده بود، به مرور به شکلی از مجازات جمعی تبدیل شده است. افزون بر پیامدهای اقتصادی، این وضعیت آثار روانی و اجتماعی عمیقی نیز برجای گذاشته است. نگرانی دائمی درباره دسترسی به کالاهای اساسی، اضطراب اجتماعی را افزایش میدهد، احتکار را تشویق میکند و احساس ناامنی و بیثباتی مداوم را در جامعه تقویت میسازد.
امروز نیز دونالد ترامپ، با حمایت چهرههایی چون مارکو روبیو، گام به گام به سوی تحقق تغییر حکومت در کوبا به پیش میرود. هدف این سیاستها، تحمیل شکستی تاریخی به کشوری است که نماد مقاومت در برابر قدرت امپریالیستی ایالات متحده بود. مردمی که با وجود محدودیتهای غیرقابل انکار و شکست های بعدی در مقابل همه دسیسه های امپریالیستی ایستادگی کردند. کشوری کوچک که در همسایگی بزرگترین قدرت امپریالیستی جهان، راه مستقلی را در پیش گرفت و دههها در برابر فشارهای خارجی ایستادگی کرد.
کوبا در خطر است. همبستگی بینالمللی گسترده، وسیعترین بسیج تودهای در سراسر آمریکای لاتین، ایالات متحده، و همچنین در اروپا و سراسر جهان با کارگران، دهقانان، جوانان، زنان، مورد نیاز است. تنها راه ممکن برای پیشرفت، در سازماندهی و مبارزه مستقل طبقه کارگر در کوبا و سراسر آمریکای لاتین، نهفته است. این نه به معنای صرفاً دفاع از رژیمی فرسوده و بوروکرات ، بلکه مبارزه برای گسترش دموکراسی کارگری و مشارکت مستقیم مردم در اداره اقتصاد و جامعه، بخشی از مسیر آینده این کشور به شمار میرود. پروژه ای که آرمانهای واقعی انقلاب کوبا و یک چشمانداز سوسیالیستی را احیا میکند و ریشه در قدرت دموکراتیک واقعی طبقه کارگر به عنوان یک جزء اساسی در ساختن سوسیالیسم دارد.
منابع :
1- A Manufactured Crisis: US Imperialism’s War On Cuba- March 31, 2026, March 31, 2026
Tony Gong, Socialist Alternative (ISA in the US)
2- Stop the Imperialist Offensive Against Cuba!- March 3, 2026
André Ferrari – ISA International Political Committee
3-Cuban drones threaten Florida? Axios fabricates pretext for US imperialist attack- Jorge Martín18 May 2026
4- CIA director visits Havana as US imperialism ramps up blackmail against Cuban Revolution- Jorge Martín15 May 2026
5- Cuba – Threatened with counter revolution- May 2, 2026, Tony Saunois, CWI secretary Cuba
6- Resisting Regime Change in Cuba- Marjorie Cohn May 20, 2026Updated:May 20, 2026- Source: Consortium New
7- Waterboarding for Dollars in Cuba- By Jeffrey McCraryMay 13 Source: Originally published by Z.
8-Hardening of US sanctions has fuelled a sharp rise in Cuba’s infant mortality rate-By Dan Beeton ,Published 19 May 2026
9- Solidarity in Action: Mobilize Against the Threat of U.S. Military Intervention in Cuba
10 – Cuba Needs Oil, Not Just Symbolic Solidarity- Donald Trump’s oil embargo on Cuba is having devastating consequences for the island
1
