سالگرد کشتار زندانیان سیاسی دهه ۶۰
و قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷
سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در دهه ۶۰ و قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، فقط یادآوری یک جنایت تاریخی نیست؛ یادآوری حقیقتی است که نباید از حافظه جمعی جامعه ایران پاک شود:
اعدام، شکنجه، زندان سیاسی و کشتار،
از ابزارهای اساسی جمهوری اسلامی برای حفظ قدرت و سرکوب آزادیخواهان بوده و همچنان هست.
در تابستان ۱۳۶۷، هزاران زندانی سیاسی که بسیاری از آنان سالها در زندان به سر میبردند و برخی دوران محکومیت خود را سپری کرده بودند، در روندی مخفیانه و بدون برخورداری از ابتداییترین موازین دادرسی عادلانه، به مرگ محکوم و اعدام شدند. خانوادههای آنان سالها از سرنوشت عزیزان خود بیخبر ماندند و بسیاری هنوز از محل دفن آنان اطلاع دقیقی ندارند.
قتلعام تابستان ۱۳۶۷ یکی از بزرگترین جنایتهای سیاسی جمهوری اسلامی و یکی از هولناکترین جنایتهای تاریخ معاصر ایران است؛ جنایتی که ابعاد آن هنوز بهطور کامل روشن نشده و آمران و بسیاری از عاملان آن همچنان از پاسخگویی و مجازات مصون ماندهاند.
اما کشتار ۱۳۶۷ را نمیتوان حادثهای جداافتاده و متعلق به گذشته دانست.
سرکوب، اعدام و کشتار؛ سیاستی مستمر
از اعدامهای نخستین ماههای پس از انقلاب و اعدامهای پشتبام مدرسه رفاه و مدرسه علوی، تا سرکوب خونین مردم کردستان، ترکمنصحرا و خوزستان؛ از زندانها، شکنجهها و اعدامهای گسترده دهه ۶۰ تا قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷؛ از قتلهای زنجیرهای روشنفکران، نویسندگان و دگراندیشان تا سرکوب اعتراضات و خیزشهای مردمی در سالهای بعد، با یک رشته پیوسته از سیاست سرکوب دولتی روبهرو هستیم.
دیماه ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، اعتراضات و خیزش «زن، زندگی، آزادی» و دیگر جنبشهای اعتراضی، هر بار با بازداشت، شکنجه، پروندهسازی، صدور احکام سنگین و کشتار معترضان پاسخ گرفتهاند.
امروز نیز این چرخه متوقف نشده است.
اعدام همچنان بهعنوان ابزار ارعاب و سرکوب سیاسی و اجتماعی به کار گرفته میشود. زندانها همچنان محل بازداشت و شکنجه و فشار بر مخالفان و معترضاناند و خانوادههای بسیاری همچنان در اضطراب و نگرانی از سرنوشت عزیزان خود زندگی میکنند.
آنچه از دهه ۶۰ آغاز شد، اگر در برابرش کماکان ایستادگی نشود، میتواند در اشکال گوناگون ادامه یابد.
از این رو، یادآوری ۱۳۶۷ تنها نگاه کردن به گذشته نیست؛ مبارزهای برای جلوگیری از تکرار آن در امروز و فرداست.
اعدام بیشماری از معترضین دی ماه هزارو چهارصد و چهارکه متاسفانه کماکان در جریان است و معترضین و دستگیرشدگان اعتراضات دی ماه در لیست اعدام و زیر شکنجه و اذیت و ازار هستند.
دادخواهی، از حق خانوادهها تا مطالبهای همگانی
دادخواهی خانوادههای جانباختگان، یک خواست خصوصی و فردی نیست.
مادران، پدران، همسران، فرزندان و بستگان جانباختگان هنگامی که نام عزیزان خود را فریاد میزنند، تنها برای یک فرد یا یک خانواده دادخواهی نمیکنند؛ آنان علیه فرهنگ مصونیت از جنایت، پنهانکاری و فراموشی اجباری میایستند.
دادخواهی، حق خانوادههای قربانیان است؛ اما باید هر چه بیشتر به مطالبهای عمومی و اجتماعی و بخشی جداییناپذیرازمبارزه کارگران، مردم مترقی وآزادی خواه برای آزادی، عدالت و برابری تبدیل شود.
ما باید دیوار میان «قربانیان گذشته»
و «زندانیان و قربانیان امروز» را درهم بشکنیم.
سرنوشت زندانی سیاسی دهه ۶۰، زندانی سیاسی امروز و هر انسانی که به دلیل اعتراض، عقیده، تشکلیابی و مبارزه اجتماعی در زندان است، به یکدیگر پیوند خورده است.
اگر دیروز سکوت در برابر اعدامها زمینهساز جنایتهای بعدی شد، امروز نیز سکوت در برابر اعدام و شکنجه میتواند راه را برای جنایتهای فردا باز کند.
از همین روست که جنبش دادخواهی باید ادامه داشته باشد، گستردهتر شود و به نیرویی اجتماعی و تودهای تبدیل گردد.
نه فراموشی، نه تحریف، نه مصونیت
ما اجازه نخواهیم داد تاریخ توسط عاملان و آمران جنایت نوشته شود.
حقیقت اعدامها و کشتارهای دهه ۶۰ باید ثبت و مستند شود. اسامی قربانیان باید زنده بماند. روایت خانوادهها و بازماندگان باید شنیده شود. گورهای جمعی باید شناسایی و حفظ شوند و حق خانوادهها برای دانستن حقیقت و برگزاری مراسم یادبود عزیزانشان به رسمیت شناخته شود.
ما خواهان آنیم که تمامی اسناد و شواهد مربوط به اعدامها، شکنجهها، ناپدیدسازیها و کشتارهای سیاسی جمعآوری، حفظ و منتشر شود و مسئولیت آمران و عاملان این جنایتها روشن گردد.
حافظه جمعی جامعه را نمیتوان به زندان کشید.
حقیقت را نمیتوان اعدام کرد.
دادخواهی را نمیتوان خاموش کرد.
اعدام، ابزار سرکوب است
ما بهصراحت اعلام میکنیم:
اعدام، قتل عمد دولتی یکی از خشنترین و وحشیانه ترین شکل اعمال قدرت بر انسان است.
مبارزه علیه اعدام تنها دفاع از یک زندانی یا یک قربانی نیست؛ دفاع از حق حیات و کرامت انسان است.
از همین رو، مبارزه با اعدام باید به یکی از مطالبات متحدکننده جنبشهای اجتماعی تبدیل شود؛ مطالبهای که کارگران، زنان، دانشجویان، جوانان، معلمان، بازنشستگان، نویسندگان، هنرمندان و همه آزادیخواهان را به یکدیگر پیوند دهد.
ما خواهان
توقف فوری اجرای احکام اعدام و لغو مجازات اعدام؛
آزادی فوری همه زندانیان سیاسی و عقیدتی و همه کسانی که به دلیل اعتراض و فعالیت اجتماعی و سیاسی زندانی شدهاند؛
توقف شکنجه، سلول انفرادی، اعترافگیری اجباری و پروندهسازی علیه زندانیان؛
پایان دادن به بازداشتهای خودسرانه و سرکوب اعتراضات مردمی؛
روشن شدن حقیقت همه اعدامها و کشتارهای سیاسی دهه ۶۰ و پس از آن؛
شناسایی، ثبت و حفاظت از گورهای جمعی و مکانهای دفن جانباختگان؛
بهرسمیت شناختن حق خانوادهها برای دادخواهی و برگزاری آزادانه مراسم یادبود؛
انتشار اسناد و مدارک مربوط به جنایتهای سیاسی و دولتی؛
و محاکمه عادلانه آمران و عاملان جنایتها، بدون توجه به مقام و موقعیت آنان.
ما خواهان انتقامجویی نیستیم؛ خواهان عدالتیم.
عدالت بدون حقیقت ممکن نیست؛ حقیقت بدون پاسخگویی ناقص است و پاسخگویی بدون پایان دادن به مصونیت عاملان جنایت معنایی ندارد.
فراخوان به همبستگی جهانی
ما از همه نهادها و سازمانهای مدافع انسانیت، اتحادیههای کارگری، تشکلهای دانشجویی، سازمانهای زنان، احزاب و سازمانهای چپ و سوسیالیست، نویسندگان و هنرمندان، و تمامی نیروهای آزادیخواه در ایران و سراسر جهان میخواهیم در برابر اعدام، شکنجه، زندان سیاسی و سرکوب جمهوری اسلامی سکوت نکنند.
از نهادهای بینالمللی میخواهیم موارد اعدام، شکنجه، ناپدیدسازی، بازداشت خودسرانه و سرکوب معترضان را مستند و افشا کنند و برای توقف اعدامها و آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی اقدام مؤثر انجام دهند.
ما از همه نیروهای آزادیخواه در سراسر جهان میخواهیم صدای خانوادههای دادخواه ایران باشند و اجازه ندهند جمهوری اسلامی با گذشت زمان، فشار و سرکوب، جنایتهای گذشته و امروز را به فراموشی بسپارد.
دادخواهی ادامه دارد
امروز، یاد جانباختگان دهه ۶۰ و قتلعام تابستان ۱۳۶۷ را از مبارزه برای آزادی زندانیان امروز جدا نمیکنیم.
یاد آنان را به مبارزه علیه اعدام پیوند میزنیم.
دادخواهی مادران و پدران، همسران و فرزندان جانباختگان را به مطالبهای همگانی تبدیل میکنیم.
از حافظه تاریخی خود دفاع میکنیم و اجازه نمیدهیم جنایت فراموش یا تحریف شود.
ما باور داریم که جامعهای آزاد و برابر نمیتواند بر پایه زندان، شکنجه، اعدام و ترس بنا شود.
از دهه ۶۰ تا امروز، یک حقیقت روشن است:
تا زمانی که اعدام و سرکوب وجود دارد، جنبش دادخواهی ادامه خواهد داشت.
نه فراموش میکنیم، نه سکوت میکنیم؛
دادخواهی ادامه دارد.
نه به اعدام!
نه به شکنجه!
نه به زندان!
نه به سرکوب و کشتار!
نه فراموشی، نه تحریف، نه مصونیت!
حقیقت، عدالت، آزادی و برابری برای همه!
دادخواهی خانوادههای جانباختگان، دادخواهی همه ماست.
تا پایان اعدام و سرکوب،
تا روشن شدن حقیقت،
تا تحقق عدالت،
جنبش دادخواهی ادامه دارد.
سرنگون باد رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی
نابود باد بندگی، زنده باد زندگی
هیئت هماهنگی نهادهای چپ و دمکراتیک
بیست و نه آگوست ۲۰۲۶
شهریور
