نظام سرمایه داری عامل اصلی ابر بحران های جهان معاصر
سال ۲۰۲۵ را در حالی پشت سر میگذاریم که بحران های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی و زیست محیطی بیش از هر زمان بشریت را گرفتار خود کرده است. سیستم سرمایه داری عامل عمده این بحران ها و فجایع محسوب می شود.
این بحران ها را میتوان به چند دسته مهم تقسیم کرد:
– تشدید بحران های اقتصادی و افزایش نابرابری های طبقاتی:
با آغاز ریاست جمهوری دونالد ترامپ در ژانویه ۲۰۲۵ و اعلام جنگ تعرفه های سنگین تجاری، شاهد سقوط بازارها و افزایش بهای کالاها از امریکا تا سایر نقاط دنیا بودیم. این نبرد اقتصادی میان قدرتهای عمده سرمایه داری، سبب کاهش قدرت خرید کارگران و زحمتکشان در شرایط ثابت ماندن دستمزد و درآمد آنها، سبب گردید که اقشار بیشتری از مردم به سوی فقر و فلاکت رانده شوند. این سیاست بعلاوه اشتهای امریکا برای بلعیدن گرینلند، کانال پاناما، کانادا، تغییر نام خلیج مکزیک و اکنون محاصره نظامی تجاری کامل ونزوئلا، بار دیگر ماهیت به شدت امپریالیستی بزرگترین قدرت سرمایه داری جهان را به اثبات رساند.
به “گزارش نابرابری جهانی ۲۰۲۶” که با حمایت سازمان ملل تهیه شده است، ثروت و درآمد در جهان به شدت متمرکز شدهاند: ۱۰ درصد بالای جمعیت جهان، نزدیک به ۷۵ درصد ثروت را در اختیار دارند، درحالیکه نیمی از طبقات پایین جامعه کمتر از دو درصد ثروت و در بسیاری از کشورها، نیمی از طبقات پایین جامعه به ندرت بیش از پنج درصد ثروت ملی را در اختیار دارند.
همزمان با رشد نابرابریهای طبقاتی، شاهد بحران تمام عیار بهداشت، مسکن، آموزش، رشد بی خانمانی و نیز وضعیت بحرانی سالمندان و بازنشستگان در سراسر جهان هستیم. دولتها یکی در پی دیگری اعلام میکنند که بودجه لازم را برای تامین خدمات عمومی ندارند، این در حالی است که دائما شاهد رشد میلیتاریسم و بودجه های نظامی و جنگی در اکثر کشورهای دنیا هستیم و دولتها از افزایش مالیات سرمایه داران و میلیاردرها خودداری می کنند.
– شمارش معکوس برای انقراض سیاره زمین:
هر سال سازمان ملل اجلاسی را تحت عنوان “کاپ” در یکی از کشورها برگزار میکند که امسال در برزیل و در جوار جنگل های حیاتی آمازون برگزار شد. به رغم هشدار اکثریت قریب به اتفاق دانشمندان و زیست شناسان و نیز فعالیت بین المللی کنشگران حفظ محیط زیست، شاهد هیچ اقدام جدی و اساسی برای کنترل گازهای گلخانه ای ناشی از سوخت فسیلی و … نیستیم. مهمترین قدرت سرمایه داری جهان یعنی امریکای ترامپ، رسما تغییرات اقلیمی را “دروغ قرن” مینامد و چهار نعل همگان را فرا می خواند که به استخراج هر چه بیشتر سوختهای فسیلی بپردازند. این در حالیستکه دانشمندان و فعالین محیط زیست هشدار می دهند که اگر افزایش دمای سیاره زمین به بیش از دو یا سه درصد دوران انقلاب صنعتی برسد، عملا ادامه حیات در بخش عمده ای از جهان امکان ناپذیر خواهد شد و این یعنی شمارش معکوس برای انقراض سیاره زیبای ما.
تداوم جنگ، نسل کشی و کشتار:
در سالی که گذشت صدها هزار نفر دیگر بر اثر جنگ و نسل کشی در غزه (فلسطین)، سودان، سومالی، اوکراین، لبنان، سوریه، یمن و …. جان خویش را از دست دادند. رژیم اشغالگر و نژادپرست اسرائیل طی دو سال اشغال و بمباران غزه جان بیش از هفتاد هزار نفر را گرفته و حدود دو میلیون فلسطینی را در وضعیتی جهنمی به بند کشیده است. این رژیم بدون حمایت امریکا و غرب قادر به این نسل کشی نبوده است، سیاستی که مبتنی بر انکار حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین در بیش از هفت دهه است. در سایر جنگ ها و کشتارها هم رد پای قدرتهای امپریالیستی و دول مرتجع و ضد بشری دیده میشود. حجم عظیم سرمایه و منابعی که صرف گرم نگه داشتن تنور جنگ های داخلی و منطقه ای می شود چنان عظیم است که با آن میتوان ریشه بسیاری از مشکلات بشریت را خشکاند از جمله فاجعه رو به تزاید آوارگان، پناهندگان و مهاجرین که به رغم بی سابقه 130 میلیون نفر رسیده است. اما دولتها و کمپانی های تسلیحاتی در جهان سرمایه داری و امپریالیستی، سود زیادی از تداوم این جنگ ها و نسل کشی ها میبرند و تمایلی برای کنترل این حرص ضد بشری ندارند.
– رشد جریانات نئوفاشیست و راست افراطی:
بر بستر تشدید این بحران ها و یاس و ناتوانی مردم در ریشه یابی دلایل اصلی این مصائب، شاهد عروج جریانات فاشیست و پوپولیست راست در سراسر جهان هستیم. بر بستر ضعف بدیل های انسانی، مردمی و سوسیالیستی، جریان نئوفاشیست سعی میکند که نارضایتی اکثریت زحمتکش و تهیدست کشورها را به سوی اهداف انحرافی هدایت کند و در واقع به اکثریت مردمان، آدرس غلط در مورد ریشه بحران و مشکلات بدهد. این جریان سعی میکند نظام سرمایه داری و امپریالیسم جهانی را از مظان اتهام خارج کند و خشم مردم را به سوی خارجی ستیزی، مهاجر ستیزی و … منحرف نماید و با شعار توسعه اقتصادی به هر قیمت – از جمله نابودی محیط زیست – راه حل های کوتاه مدت و بی نتیجه را در مقابل مردم قرار دهد. هر جا هم که نیروهای مترقی و چپ سعی میکنند سدی در برابر عروج نیروهای راست افراطی و پیروزی آنها در رقابت های انتخاباتی فراهم کنند، قدرت های امپریالیستی نظیر امریکا با تهدید به تحریم و محاصره و یا قطع تجارت و کمک های اقتصادی، مردم را وادار میکنند که به کاندیداهای راست افراطی رای دهند که نمونه شیلی و برخی دیگر از کشورهای امریکای لاتین مثال بارز آن است، حتی اگر فرزند یک افسر نازی بشود رئیس جمهور شیلی از جنس خود ترامپ. البته گاهی هم این فشارها جواب نمی دهد و مردم با آگاهی و بسیج توده ای به درخواست جریانات راست نه میگویند، نظیر انتخاب دو شهردار سوسیال دمکرات ضد ترامپ در نیویورک و سیاتل و برخی دیگر از نقاط دنیا.
– سوسیالیسم یا بربریت:
این ابر بحران های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، از جمله به عقب بردن دستاوردهای جنبش زنان در امریکا و برخی دیگر از کشورها، بار دیگر این عبارت طلایی روزا لوکزامبورگ را به ما یادآوری میکند که نظام سرمایه داری جز بازتولید بربریت در شکل نوین، حاصلی برای بشریت نداشته و نخواهد داشت و بدیل آن جامعه ای عمیقا سوسیالیستی، عمیقا دمکراتیک و انسانی است که بتواند بشریت و طبیعت را از شر کاپیتالیسم و مناسبات امپریالیستی نجات دهد. اما عروج مجدد آلترناتیو سوسیالیستی نه تنها مستلزم مرزبندی قاطع با همه خوانش های استبدادی و غیر دمکراتیک از سوسیالیسم است، بلکه مستلزم مجموعه راهکارها و استراتژی سیاسی است که بتواند اتحاد طبقاتی کارگران و زحمتکشان را در راستای یک انقلاب اجتماعی ضد استبدادی – ضد سرمایه داری هدایت کند. بنابراین از ایران تا هر نقطه دیگری از جهان، دو راه بیشتر وجود ندارد : سوسیالیسم یا بربریت.
با امید به رشد آگاهی در میان اکثریت مردمان جهان درباره ریشه های اصلی مصائب بشریت و با امید به رشد سازماندهی، تشکل یابی و اتحاد طبقاتی و انقلابی اردوی کار و رنج، فرا رسیدن سال جدید میلادی را شادباش می گوئیم و امیدواریم که در سایه کنش و جنبش، سال بهتری را شاهد باشیم.
نابود باد استثمار، جنگ، کشتار و نابرابری
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم
کمیته مرکزی سازمان راه کارگر
۹ دی ۱۴۰۴
