در زیربخشی از خبرها و گزارشات که امروز از اوضاع سیاسی ایران و سرکوب گسترده وجود داشته است آورده می شود :
** جانباختگان و دستگیرشده ها :
-آرنیکا_دباغ، ۱۵ ساله، قهرمان شنای کشور از گرگان، ۱۹ دیماه در خیزش سراسری با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر رژیم جمهوری اسلامی کشته شد.
-آیدا عقیلی، ۳۴ ساله و ساکن تهران، بر اثر اصابت گلوله جنگی به سر جان باخت. به گفته منابع نزدیک به خانواده، پیکر او پس از مدتی جستوجو در میان پیکرهای منتقلشده به کهریزک شناسایی و پیدا شد.
آیدا عقیلی حدود یک هفته ، پیش از کشتهشدنش، تصویری از خود در شبکه های اجتماعی گذاشته که در آن ایران را در آغوش گرفته است .
– سارا بهبودی»، کوهنورد در شامگاه جمعه ۱۹ دیماه در رشت با شلیک گلوله جنگی توسط نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شد.
– عباسعلی رمضانی، از زندانیان سیاسی پیشین و از کنشگران مدنی در مشهد کشته شده است .عباسعلی رمضانی، در حالی هدف گلوله نیروهای امنیتی قرار گرفته که با پابند الکترونیکی مخصوص کنترل زندانیان، در اعتراضهای بیسابقه مشهد در خیابان وکیلآباد حضورداشت .
-محمدرضا زمینی، جوان متولد سال ۱۳۶۳، در خیزش سراسری در گلشهر کرج، هدف گلوله مستقیم ماموران امنیتی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
– محمدحسین حسینی، فوتبالیست ۲۶ ساله اهل مشهد، بازیکن رده پایه تیمهای پرسپولیس و سپاهان و زندانی سیاسی پیشین، ساعت ۴ عصر روز سهشنبه ۲۳ دیماه با هجوم مأموران امنیتی به خانهاش در مشهد، بار دیگر بازداشت شد.
– سازمان های حقوق بشر ایران از بازداشت حدود ۲۰ هزار نفر در جریان اعتراضات خبر می دهند .
**گزارشات شاهدان عینی
*کنار غسالخونه دو تا سوله بود که من تا حالا نرفته بودم آنجا. گفتند بروید توی این سولهها جنازههای خودتان را پیدا کنید و آنجا نوبتی میرفتند تو، من دو سه لایه همینطور آدم میدیدم. یعنی روی هم روی هم تلنبار بودند. هر کدام از اینها حداقل تو اون لحظه که به شما میگویم این ساعت یک یا دو بعدازظهر، حداقل هزار و پانصد نفر جنازه توش بود.
از اون در پشت و کنارش که اون هم باز میشد دیدم کامیونهای چهل فوتی یخچالدار میآمدند و سه چهار ردیف جنازه بودند و این جنازهها را پرت میکردند و یک عالم کامیون کوچک دیدم که پر از بچه بود اینها. این بچهها را پرت میکردند. حیرتانگیز بود. نشستم روی زمین. لرز گرفتم.
یکی از شهروندان گریهکنان، هقهقکنان در یک گفتوگوی تلفنی صحنه تیر خوردن برادرش را برای یکی از دوستان یا خویشاوندانش توضیح میدهد. میگوید:
آرش داره تیر میخوره، همینطوری داره میافته. میرن از لای شورشیها بکشنش بیرون. نمیذاشتن. سه ساعت طول کشیده تا جون داده. به بیمارستان نمیتونسته بره. دایی و پسردایی هم تیکه پاره شدند. نتونستن جنازه رو بکشن بیرون. سه تا مرد نتونستن این جنازه رو ببرن. کل تنشون پر ساچمه و گلولهس، داییم و پسراش. ما آرشمون رو از دست دادیم. آرشمون شجاعانه دست خالی تنها رفت جلو. تنهای تنها بود. هیچ کمکی، هیچ چیز نبود. صدای مردم شد. بیرحمانه با شاتگان میزنند به همه جای بدن بچه. دایی و پسراش میخواستن جنازه این بچه رو از زیر دست و پای اینا بیرون بکشن، حمله میکنن بهشون. سه ساعت آرش داشته جون میداده. بیمارستان نمیتونن ببرن. کلی پول دادن که بتونن جنازه رو بکشن بیرون از اونجا. جنازه رو نمیدادن.
در یکی از ویدیوها که از کهریزک منتشر شده، یکی از کسانی که در کیسه پلاستیک کردهاند و کنار جنازهها انداختهاند، تکان میخورد و این نشان میدهد که او هنوز بعد از ساعتها که از زخمی شدنش میگذرد، جان دارد اما کسی نیست که به دادش برسد. این مستندات، مصداق بارز «شکنجه و قتل عمد» از طریق جلوگیری از دسترسی به خدمات پزشکی است.
سلام. حالت چطوره؟ خوبی؟ اینجا قتل عام کامله، خاموشی کامل دادن. همه ارتباطات قطعه، فقط دارن میکشن حرومزادهها. اصلاً یه چیز وحشتناکیه. اصلاً باورم نمیشه چقدر دارن میکشن. نیروهای اینها هم دارن کشته میشن. مردم به قصد کشت میرن بیرون. یعنی مردم دیگه واقعاً درگیر شدن. یعنی فقط میرن بیرون، میگن اگه نکشیم میکشنمون. اینجوری شده.
هیچ شخصی حتی راحتی فکرش هم نمیکنه. حتی تو تصورات خودش هم نمیبینه که اینجا چه اتفاقی داره میافته. هزاران هزار نفر کشته شدن. عزیزان ما کشته شدن توی ایران. فقط و فقط صدای ما باشید. صدای ما رو دنیا باید بشنوه. اگر تو چند روز آینده اتفاقی نیفته، همه ایران قتل علام میشن. به خدا نمیخوام اغراق کنم. واقعا وضعیت وحشتناک و خفقانآوره.
*کشتار در رشت ؛ در رشت چه گذشت !
غروب پنجشنبه ۱۸ دی، شهر رشت صحنهی رخدادهایی بود که عمق خشونت و بیپروایی سرکوب را عریان کرد. به گفتهی این شاهدان، نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی با آتشزدن بازار رشت و همزمان جلوگیری از مداخلهی نیروهای آتشنشانی، شرایطی بحرانی و خشمانگیز ایجاد کردند؛ بحرانی که با تیراندازی و کشتار مردم در همان ساعات همراه شد.
پس از این وقایع، بنا به گفتهی شاهدان، مردم توانستند کنترل بخشهای گستردهای از شهر را در دست بگیرند. از شامگاه پنجشنبه تا بعدازظهر جمعه، خیابانها عملاً خالی از حضور نیروهای پلیس بود و شهر در اختیار معترضان قرار داشت. به دلیل قطع کامل راههای ارتباطی، بسیاری از مردم گمان میکردند این وضعیت در دیگر شهرها نیز تکرار شده و اعتراضات به نقطهی سرنوشتسازی رسیده است؛ تا جایی که برخی به یکدیگر تبریک میگفتند و نشانههایی از شادی و امید در شهر دیده میشد.
اما از غروب جمعه، شرایط بهطور ناگهانی تغییر کرد. طبق شهادتها، با قطع کامل برق، نیروهای لباسشخصی، سپاه و دیگر واحدهای نظامی با تجهیزات سنگین وارد شهر شدند و تیراندازی گسترده آغاز شد. شاهدان از استقرار تانک در ورودی میدان گیل رشت خبر میدهند و میگویند مردم در نقاط مختلف شهر به رگبار بسته شدند.
روایتها حاکی از آن است که حجم کشتار بهقدری بالا بوده که برای انتقال اجساد به باغ رضوان رشت از ماشینآلات سنگین استفاده شده است. همچنین خانوادههای جانباختگان، بنا به این گزارشها، برای تحویل پیکر عزیزانشان تحت فشار قرار گرفتهاند؛ از جمله با درخواست مبالغ سنگین به بهانهی «هزینهی گلوله» یا وادار کردن آنان به امضای تعهداتی که روایت رسمی حکومت را تأیید میکرده است.
شاهدان تأکید میکنند آنچه تاکنون از طریق رسانههای داخلی یا شبکههای ماهوارهای منتشر شده، تنها بخش کوچکی از ابعاد این فاجعه است و معتقدند در صورت برقراری اینترنت و ارتباط آزاد، اطلاعات و شواهد بسیار گستردهتری از آنچه در رشت رخ داده، آشکار خواهد شد.
-حمله نیروهای بسیجی در اهواز به بخش چشم بیمارستان خمینی این شهر در این هفته : «بسیجیها به بیماران توهین میکردند و آنها را تهدید به مرگ میکردند.»
-در شهر اهواز،ماموران در طول اعتراضات به معترضان میگفتند که «حکم تیر خلاص» دارند.
– در لاهیجان ،پنجشنبه ۱۸ دی ماموران از «داخل مدرسه دولتی» به مردم شلیک میکردند ، شلیکها کاملا هدفمند به «سر و قلب» بود : «اگر کسی تیر میخورد و میتوانست فرار کند، لباس شخصیها او را دنبال میکردند و تا از مرگش مطمئن نمیشدند، رهایش نمیکردند.»
– در یزد باخیلیها، حتی دانشآموزانی که سیمکارت دانشآموزی دارند، تماس گرفتهاند و آنها را تهدید کردهاند.»
ماموران برای جمعآوری ماهوارهها به خانههای شهروندان یورش میبرند.
گزارشها درباره دریافت پول برای تحویل پیکر کشتهشدگان را تایید کرد و گفت: «پول تیر جنگی را از خانوادهها می گرفتند . »
– در اصفهان ،تلاش رژیم برای جلوگیری از انتشار آمار مراجعان بیمارستانها بهمنظور عدم روشنگری درباره تعداد مجروحان است.
– در اصفهان ماموران حکومت به مغازه او و تعدادی از کسبه همسایه مراجعه کرده و آنها را تحت فشار گذاشتهاند تا حافظه دوربینهای مداربسته خود را برای تخلیه تحویل دهند .
-پزشکی که از وضعیت مجروحان مطلع است، گفت که برخی زنان بهصورت عامدانه از سوی ماموران در ناحیه واژن هدف قرار گرفتهاند. به گفته او، یکی از ماموران در بیمارستانی به مجروحی که درد میکشید و دهها ساچمه در بدنش بود، گفت: «به شاهزاده بگو بیاید ساچمهها را در بیاورد.»
*گزارش روزنامه گاردین :
-در گزارشی از روزنامه گاردین از جمله آمده است : بعد از آن کشتار، اعتراضها کمتر شدهاند و این طبیعی است، چون ترس ایجاد شده است. اما همزمان با عقبنشینی اعتراضها، رسانهها و سیاستمداران هم توجهشان را کم کردهاند، در حالی که هزاران جسد حاصل از یک کشتار عظیم هنوز سرد نشدهاند.» …گاردین بیتفاوتی نسبت به کشته شدن هزاران ایرانی در خیابانها را «موضع اخلاقی غیر قابل دفاع» دانست: «این کار نه به قربانیان کمک میکند و نه به آزادی، بلکه فقط به نفع سرکوبگران است؛ کسانی که هموطنان خود را شلاق میزنند، اعدام میکنند، به گلوله میبندند و کور میکنند، در حالی که جهان فقط نگاه میکند.»
-کریم عبدالجبار، اسطوره دنیای بسکتبال، در حمایت از انقلاب ملی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی، نوشت: «جهان دیگر نمیتواند در برابر خشونتی که از سوی آیتالله و حلقه افراطی اطرافش اعمال میشود، چشم خود را ببندد.»
ما پیروزیم!
سایت سازمان راه کارگر
