***جانباختگان :
– مادر جاویدنام مهدی قنبری، جوان ۲۸ ساله اهل ملکشاهی ایلام، در سوگ فرزندش به شدت فریاد و بیقراری میکند. او شامگاه جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات سراسری مردمی در ایلام، در یک کوچه بنبست محاصره شد. ماموران حکومت او را با سلاح جنگی به رگبار بستند، روز شنبه ۲۷ دیماه به هوش آمد، توانست با خانوادهاش تماس بگیرد، اما لحظاتی بعد جان باخت .
– علیرضا توکلی، ۲۰ ساله، ساکن لاهیجان و با اصالت اصفهانی، در جریان سرکوب مردم در روز ۱۸ دیماه در شهر لاهیجان هدف نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان خود را از دست داد. به گفته منابع محلی، او در یک کافه بهعنوان باریستا کار میکرد.
– مراسم چهلم جانباخته مانی شفیعی، معترض کشتهشده و پسرش مانی شفیعی در روستای چنارشیخ همدان.
این جانباختگان در اعتراضات اسلامشهر تهران کشته شدند.
-مسیح شاهوردی، بازیکن ۱۹ ساله پیشین تیمهای فوتبال پایه باشگاه سپاهان، یکی از ورزشکارانی است که در شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در اعتراضات اصفهان به دست نیروی سرکوب جمهوری اسلامی به قتل رسید.
مسیح شاهوردی از ناحیه پهلو و کلیه هدف شلیک گلوله جنگی قرار گرفت و به دلیل خونریزی در آغوش برادرش، جان عزیزش را از دست داد. پیکر او تحت تدابیر شدید امنیتی، پس از پرداخت پول، روز ۲۰ دی ماه به خاک سپرده شد.
-متین خسروی، پنجشنبه ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات تالش، با شلیک گلوله از سوی نیروهای سرکوب خامنهای جان باخت.
-معلم جان باخته محسن شریف کاظمی که در ۱۸ دی ماه با شلیک مستقیم گلوله توسط نیروهای حکومتی در فردیس کرج کشته شد.
-مهدی ضیایی، نوجوان ۱۷ ساله، شامگاه ۱۹ دیماه در خیابان شلمچه بندرعباس با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی و در حالی که سوار بر خودروی دوستش بود هدف قرار گرفت و جان باخت. طبق روایت خانواده، مهدی بههمراه یکی از همکلاسیهایش که او نیز ۱۷ ساله بوده، سوار خودرو بوده که ماموران به آنها دستور ایست میدهند. بهدلیل ترس، خودرو متوقف نمیشود و ماموران اقدام به تیراندازی میکنند. یک گلوله به ریه مهدی اصابت میکند .
-مادر جانباخته نیما نوری نوشت تک فرزندم را از من گرفتند چه امیدها و آرزوهایی و چه دسته گل هایی
حضور مادر عرشیابراری در همدردی با خانواده ایلیا اجاقلو بر مزار ، هر دو این جانباختگان در اعتراضات ۱۸دی زنجان با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی کشته شدند.
-پارسا همتی، نوجوان ۱۵ ساله اهل کرمانشاه، روز ۱۸ دی ماه همزمان با اعتراضات مردمی در این شهر ناپدید شد و تاکنون اطلاعی از سرنوشت وی در دست نیست .
-فؤاد صافی، شهروند عرب اهل شهر آبادان و ساکن فولادشهر اصفهان، شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات سراسری، با شلیک مستقیم گلوله توسط نیروهای سرکوبگر، در اعتراضات کشته شد.
**دستگیر شده ها :
–پدرام صفا پور -هنرمند، نقاش و گرافیست- در طی روزهای اعتراضات در کرمان بازداشت و به اتهام «محاربه» محکوم شده است و هر لحظه امکان دارد اعدام شود. طبق گفتههای دوستاناش نهاد بازداشت کننده او سپاه است. پدرام از کودکی کار میکرد، او نه مادر دارد و نه پدر.
-دانیال صالحی، ۲۴ ساله و اهل ایذه، دانشجوی انصرافی، در روز ۱۸ دیماه در این شهر با ضربوشتم بازداشت شده است
-تیمور سالاری، وکیل دادگستری و عضو کانون وکلای دادگستری هرمزگان، از تاریخ ۲۱ دی ۱۴۰۴ در شهر جیرفت بازداشت شده و از همان زمان در زندان جیرفت نگهداری میشود.
▪️مسعود شیرمردی شاهقاسمی، وکیل دادگستری و عضو کانون وکلای دادگستری مرکز، روز ۱۹ دی ۱۴۰۴ در خیابان لارستان تهران بازداشت و به بازداشتگاه زندان اوین منتقل شده است. بنا بر اطلاعات موجود، دسترسی او به وکیل سلب شده و در دوران بازداشت تحت ضرب و جرح و شکنجه شدید قرار گرفته است.
-سروناز امیری، پزشک عمومی، نیمهشب ۲۱ دیماه با یورش ماموران امنیتی به محل سکونتش در تهران بازداشت شده و اطلاعی از وضعیت و محل نگهداری او در دست نیست.
▪️در همین موج، علیرضا فرزانه جاجرومی، وکیل دادگستری و عضو کانون وکلای دادگستری خوزستان، نیز از تاریخ ۱۹ دی ۱۴۰۴ در شهر اهواز
-مصطفی مهرآیین به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.
-نرگس محمدی به هفتسال و نیم حبس و دیگر مجازات ها محکوم شد .
-سامان، آرمان و رحمان کیانیوفا، سه برادر ساکن شاهینشهر اصفهان، در روز ۵ بهمن ۱۴۰۴ در منزل دستگیر شدند و به زندان دستگرد اصفهان منتقل گردیدند.
-عبدالله رضایی، معلم و عضو هیئتمدیره انجمن فرهنگیان هرسین، بیش از یک ماه است که در بازداشت و بلاتکلیفی به سر میبرد. دادستانی با پایان دوره بازداشت موقت، قرار وثیقه برای وی صادر کرده است؛ با این حال، نیروهای امنیتی تاکنون از اجرای این قرار و آزادی او جلوگیری کردهاند.
-۱۲ بهمن:آیدا کوشکی معلم اهل اسلام آباد غرب بازداشت شد .
-۱۹ بهمن :بنا بر گزارشها، آذر منصوری، ابراهیم اصغرزاده و محسن امینزاده توسط نهادهای امنیتی و قضایی دستگیر شدند. اتهامات این افراد شامل هدفگیری انسجام ملی، موضعگیری علیه قانون اساسی، هماهنگی با تبلیغات دشمن، ترویج تسلیمطلبی، انحراف گروههای سیاسی و ایجاد سازوکارهای مخفی براندازانه عنوان شده است.
-قربان بهزادیاننژاد، فعال سیاسی، در رابطه با اعتراضات سراسری توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. بازداشت آقای بهزادیاننژاد به دلیل تدوین بیانیههای مرتبط با اظهارات میرحسین موسوی و حمایت از اعتراضات سراسری دیماه صورت گرفته است.
-رئیس کل سازمان نظام پزشکی با اشاره به آخرین آمارهای دریافتی تصریح کرد: بر اساس اطلاعات موجود، از میان حدود ۴۰۰ هزار عضو سازمان نظام پزشکی، ۳۳ نفر از اعضا در رشتههای مختلف جزو بازداشتشدگان بودند. تاکنون ۱۱ نفر از اعضای بازداشتشده آزاد شدهاند؛ ۲۳ نفر دیگر همچنان در بازداشت هستند.
-تداوم بلاتکلیفی یوسف انصاری، نویسنده و عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران
-خبرگزاری فارس از بازداشت ۱۱۵ نفر در یزد به وسیله «یگان ویژۀ پلیس» در یک «عملیات ویژه» خبر داد. این رسانه امنیتی، دستگیرشده گان را لیدرها و افراد دخیل در اغتشاشات استان یزد» نامید .
**اعتصاب و تجمع های اعتراضی ، کارگری ،
-اعتراض دو روزه کارگران یک پالایشگاه عسلویه به حذف اضافهکاری و ازدحام خوابگاهها
فعالان کارگری پارس جنوبی اعلام کردند: کارگران پالایشگاه شماره ۱۰ عسلویه در مجموعه پارس جنوبی، در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه دست از کار کشیدند و اعتصاب کردند. این اقدام اعتراضی در واکنش به آنچه کارگران «دستکاری در اضافهکاریها و حذف بخشی از حقوق مربوط به ساعات اضافهکار» عنوان میکنند، صورت گرفته است .
-اعتصاب و دستگیری برای جلوگیری از گستردهشدن اعتصاب در عسلویه ،هشدار اعتصاب گسترده و قطع کامل تولید نفت:
صدها کارگر معترض منطقه عسلویه که در اعتراضات اخیر بازداشت شدهاند در سولههای کارفرما بدون کمترین امکانات نگهداری شدهاند و امکان ملاقات با آنها به خانوادهها داده نمیشود.
یکی از فعالان کارگری منطقه عسلویه در این باره به رسانههای غیررسمی گفته است:
«این کارگران که عمدتا در پروژههای موسسه «عمران ساحل» وابسته به قرارگاه خاتمالانبیاء کار میکردند پس از برگزاری یک تجمع اعتراضی؛ در حال هماهنگی برای تدارک یک اعتصاب گسترده بودند که از سوی سپاه پاسداران بازداشت و همگی به سولههای قرارگاه خاتمالانبیاء منتقل و در آنجا نگهداری میشوند.»
-فراخوان تجمع اعتراضی کارگران گروه ملی فولاد اهواز
عدم پرداخت مطالبات کارگران گروه ملی فولاد اهواز دیگر قابل تحمل نیست. این رفتار نه بیبرنامگی است و نه مشکل مالی، این تحقیر عمدی کارگر و بازی با نان و جان خانوادههای زحمتکش است. مسئولینی که پشت میزهای خنک نشستهاند، یا درد کارگر را نمیفهمند یا خودشان را به نفهمی زدهاند. بارها هشدار دادیم، بارها فرصت دادیم، اما نتیجه فقط وعدههای توخالی و وقتکشی بود. اگر تا امروز مطالبات کارگران پرداخت نشود، فردا بدون هیچ تعارفی به میدان خواهیم آمد و صدای اعتراض خود را به گوش تمام مسئولین استانی خواهیم رساند.
-یکشنبه ۱۹ بهمن ،بازنشستگان تأمین اجتماعی، کارگران باز نشسته هفت تپه ، کرخه و هفت تپه با برگزاری تجمع اعتراضی، نسبت به فقر، گرانی و پایین بودن دستمزدها اعتراض کردند. تجمع با یک دقیقه سکوت به یاد شهدای راه آزادی آغاز شد.
-یکشنبه ۱۹ بهمن ، شماری از کارکنان دفاتر تعاونیهای شهرستانی سهام عدالت از شهرهای مختلف کشور مقابل ساختمان وزارت امور اقتصادی و دارایی در میدان خمینی تهران تجمع اعتراضی برگزار کردند.بیش از سه سال است که هیچ حقوقی دریافت نکردهاند و وضعیت شغلی و بیمهای آنها همچنان بلاتکلیف مانده است.
-یکشنبه ۱۹ بهمن ،تهران،جمعی از کسبه بازار جنت در اعتراض به وضعیت پس از آتشسوزی و بلاتکلیفی محل کسبشان، مقابل شرکت ساماندهی شهرداری تجمع کردند.
–تجمع اعتراضی جمعی از مردم در برابر تعاونی انقلاب
▪️با ادامه بلاتکلیفی سپردهگذاران، جمعی از مردم در اعتراض به وضعیت نامشخص داراییهایشان، خیابان را مسدود کردند. معترضان میگویند ماههاست هیچ پاسخ روشنی دریافت نکردهاند و عملاً به پول خود دسترسی ندارند.به گفته حاضران، «بانک پول مردم را نگه داشته و هیچ نهادی پاسخگو نیست.»
**نان به قیمت جان :
انفجار در کارخانه «طلای سفید» در گلستان/ مرگ و مصدومیت ۳ کارگر
حوالی ساعت ۹:۲ صبح شنبه ۱۸ بهمنماه ۱۴۰۴ انفجاری در کارخانه «طلای سفید» واقع در محور کلاله به گنبد کاووس استان گلستان رخ داد که در نتیجه آن سه نفر از کارگران از ارتفاع یک سیلو گندم و غلات به پایین سقوط کردند. در این حادثه سه کارگر دچار حادثه سقوط از ارتفاع شدند که متأسفانه یک نفر جان خود را از دست داد و دو نفر دیگر مصدوم شدند. شرکت «طلای سفید» با داشتن سیلوهای بزرگ در زمینه نهادههای دام و طیور آبزیان فعالیت دارد .
**دانشجویی و دانش آموزی :
*محمد حبیبی سخنگوی شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان :
▪️دیگر صحبت از «نیمکت» و «کلاس» نیست؛
▪️با رسیدن به عدد ۲۰۰، حالا رسماً یک «مدرسه کامل» را قتلعام کردهاند.
▪️تصور کنید: زنگ مدرسهای را میزنند، اما حیاط خالی است.
▪️۲۰۰ دانشآموز، ۲۰۰ کیف، ۲۰۰ آینده که زیر خاک رفت.
▪️این لیست، کارنامه مردودیِ حکومتی است که پاسخِ سوال را با گلوله داد.
-نوشتن سوگنامه بر تخته وایبرد توسط هنراموز فنی یکی از هنرستان های کرج
-یک معلم همراه با دانش آموزانش ،ضمن گرامیداشت یادوخاطره جانباختگان راه آزادی ،سرود از خون جوانان وطن لاله دمیده را زمزمه می کند…
-گزارش دانشجویان متحد، جمعی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، برای روز ششم دست به تجمع اعتراضی زدند و با سر دادن شعارهایی خواهان آزادی کادر درمان شدند.
– بیانیهی جمعی از دانشجویان دانشگاه صنعتی تبریز(سهند) ،بخشهایی از بیانیه:ما به صراحت اعلام میکنیم که دیگر قادر به ادامهی شرایط در حالت عادی، درحالی که خونهای بیگناه ریخته شده نیستیم، و این نه تنها یک بیتفاوتی محض، بلکه حمایت خواسته یا ناخواسته از تداوم و مشارکت در تبیین وضعیت غیرانسانی فعلی است .
–معاون وزیر بهداشت خبر داد: جان باختن نزدیک به ۱۰۰ دانشجو در اعتراضات دی ماه- ۹ دانشجوی علوم پزشکی در بازداشت هستند.
-محمدهادی مهیمنی، دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی گرگان، حدود ۱۰ روز پیش توسط نیروهای حکومتی بازداشت شده و در طول بازداشت تحت شکنجه قرار گرفته است. وی همچنان در زندان گرگان محبوس بوده است .
-اعتراف بیسابقه وزارت بهداشت: نزدیک به ۱۰۰ دانشجو در اعتراضات دیماه کشته شدند .
**اطلاعیه ها و حمایت ها
-اتحادیه آموزش آلمان (GEW)، نامهای با عنوان ” اعتراض فوری نسبت به کشتارهای گسترده، ناپدیدسازیهای قهری و نقضهای نظاممند حقوق بشر در ایران”، خطاب به سفیر فوقالعاده جمهوری اسلامی ایران در کشور آلمان نوشته است.
-دادههای تجمیعی هرانا جانباختگان تأییدشده اعتراضات دیماه اخیر به ۶۹۶۱ نفر رسیده که از این میان ۶۵۰۷ نفر در دسته «معترضان» ثبت شدهاند و ۱۷۸ نفر از جانباختگان «کودکان زیر ۱۸ سال » هستند .
-شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان اسامی ۲۰۰ دانشآموز جانباخته در اعتراضات دی ماه را منتشر کردند .
-استعفای دو استاد دندانپزشکی از هیئت مدیره انجمن اندودانتیست های ایران در اعتراض به سکوت این انجمن در برابر کشتار مردم و بازداشت کادر درمان و پزشکی ،دکتر علی کنگرلو دکتر شهریار شاهی
-بیانیه ۷۷ جامعهشناس داخل کشور درباره اعتراضات دیماه ۱۴۰۴
-نویسندگان، شاعران و اهل قلم ایران در تاریخ ۱۵ بهمن برابر ۴ فوریه، بیانیهایی خطاب به پن جهانی، انجمنهای عضو و دیگر اهل قلم جهان در ارتباط با کشتار و قتلهای حکومتی ایرانیان در حوادث دی ماه، به ویژه ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ منتشر کردند.
- فراخوان کسبه بازار بزرگ تهران: قیام در چهلم جانباختگان ۱۸ و ۱۹ دی
کسبه و بازاریان بازار بزرگ تهران با صدور فراخوانی، مردم را به حضور سراسری در چهلم جانباختگان ۱۸ و ۱۹ دی دعوت کردند.
زمان حضور:چهارشنبه ۲۸ بهمن (چهلم ۱۸ دی) ،پنجشنبه ۲۹ بهمن (چهلم ۱۹ دی) ،از ساعت ۱۲ ظهر تا پایان شب
محل:تهران: تمام بازارها و راستههای بازار بزرگ. سایر شهرها: بازارها و مراکز اصلی هر شهر
این فراخوان، خطاب به خانوادههای داغدار و همه مردم ایران است: در کنار یکدیگر، یاد جانفشانان را گرامی بداریم و انقلاب را زنده نگه داریم. کسبه تأکید کردند: چهلم، پایان نیست؛ آغاز مسئولیت جمعی برای انتقام بزرگترین کشتار خیابانی تاریخ معاصر است. این حضور، بیانیهای قدرتمند از قیام مردم ایران خواهد بود. *قیام بازار، نقطه عطفی در تداوم مبارزه است.*
-محمد خاکپور، کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران، در واکنش به قتلعام مردم ایران اعلام کرد: «این روزها لبخند زدن سختترین کار دنیاست. انگار شادی کردن بیاحترامی به زخمهایی است که هنوز تازهاند.»
-نیلوفر میرکریمی، داور فعال فوتسال زنان ایران در واکنش به کشتار بیسابقه مردم از سوی جمهوری اسلامی برای سرکوب انقلاب ایرانیان با بزرگترین قتلعام خیابانی تاریخ، با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود از حضور در فوتبال ایران کنارهگیری کرد.
-بیانیه ۴۸ نفر از وکلای کشور در اعتراض به نقض حقوق بازداشتشدگان اعتراضات ۱۴۰۴
-شکوفه شجاعی، قهرمان مچاندازی و صاحب مدال طلای کشوری در اینستاگرم از انصرافش از مسابقات خبر داد .
-قربان بهزادیاننژاد، مشاور ارشد میرحسین موسوی و یکی دیگر از امضاکنندگان بیانیه ۱۷ نفره که درخواست تشکیل مجلس موسسان و همهپرسی قانون اساسی را مطرح کرده است، در تهران بازداشت شد.
و
-غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه گفت: «در ابعاد کیفری و جزایی، عدالت بدان معناست که با متجاسرین و متجاوزین به جان و مال مردم، هیچگونه مماشات و مسامحهای نکنیم، اگر جایی که جای شمشیر است مماشات کنیم، بیعدالتی کردهایم.»… «آنجایی که باید مجرمی را به سزای اعمالش برسانیم، اما اغماض و چشمپوشی به خرج دهیم، عین بیعدالتی است.
-رییس سازمان نظام پزشکی از بازداشت ۵۰ نفر شامل پزشک، پرستار و دیگر کارکنان حوزه درمانی خبر داد و آن را تایید کرد.
-شبکه روداو در اقلیم کردستان عراق خبر داد که حدود پنج هزار نفر در استان دیاله عراق با امضای بیانیهای، آمادگی خود را برای برای فعالیت به عنوان نیروهای ذخیره گروههای مورد حمایت جمهوری اسلامی در عراق، در صورت حمله آمریکا به ایران اعلام کردند.
-فردا فانگ، سخنگوی تیم ویژه پلیس کانادا ناپدید شدن مسعود مسجودی، استاد پیشین دانشگاه برنابی استان بریتیش کلمبیای کانادا را رسما یک جنایت هدفمند اعلام کرد. پلیس کانادا با تاکید بر مشکوک بودن شواهد، تحقیقات خود را از فاز مفقودی به فاز قتل تغییر داده است و خواستار همکاری فوری جامعه برای کشف حقیقت شده است.
-جعفر پناهی: نتیجه مذاکرات عمان، هر چه باشد به نفع مردم ایران نخواهد بود .مردم هیچ نمایندهای در این مذاکرات ندارند و منافعشان هرگز در نظر گرفته نمیشود. آنها بهراحتی میتوانند قربانی این بدهبستانها شوند
-وزارت بهداشت: هر ۵ دقیقه یک نفر در ایران به سرطان مبتلا میشود .
-حداقل حقوق سال آینده : ۱۸ ملیون و ۶۰۰ هزار تومان تعیین شد .
– هزار شرکت در کشور وجود دارد که مدیرعامل یا اعضای هیات مدیره آنها تحت پوشش کمیته امداد هستند/ ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر آدم در ماجرای گرانی دلار ، ۸۰۰۰ همت تراکنش مالی داشتهاند .
▪️ مصطفی طاهری، عضو کمیسیون صنایع مجلس: پتروشیمی ها با کمک صاحبان لنج تاکنون ۸ میلیارد دلار ارز صادراتی را به کشور بازنگردانده اند و به جایش کالای قاچاق از امارات وارد کشور شده است.
- •گزارش بسیارتکان دهنده ی گاردین از کشتار فجیع و قتلعام در رشت :
گاردین در گزارشی تفصیلی، با تکیه بر روایتهای دستاول شاهدان، ویدئوها و عکسها و همچنین شهادتهای جمعآوریشده از مراکز درمانی، خط زمانی رویدادهای یکی از شبهای خونین اعتراضات دیماه در شهر رشت را بازسازی کرده است؛ شبی که همزمان با قطع گسترده اینترنت و ارتباطات در سراسر ایران، آتشسوزی گسترده در بازار بزرگ رشت و تیراندازی نیروهای امنیتی و افراد لباسشخصی به جمعیتِ در حال فرار، به گفته شاهدان، به صحنهای از کشتار و وحشت بدل شد. گزارش یادآوری میکند که در همان روزها و در میانه اعتراضات سراسری، در بیش از ۲۰۰ شهر تجمع و راهپیمایی جریان داشت و به دلیل خاموشی ارتباطات، کنار هم گذاشتن تصویر دقیق آنچه رخ داده زمان برده است.
طبق این بازسازی، پنجشنبه ۸ ژانویه، درست در لحظهای که مقامهای ایرانی اینترنت را قطع کردند، «علی» ۳۶ ساله و دوستانش در حال حرکت به سمت خیابان شریعتی بودند؛ خیابانی در حاشیه بازار بزرگ رشت. به گفته او، وقتی به خیابان رسیدند هزاران نفر از قبل آنجا بودند و شعارهای آزادی سر میدادند. گاردین مینویسد اعتراضات از سهشنبه شدت گرفته بود و مردم از شهرهای اطراف هم خود را به رشت رسانده بودند. بازار بزرگ، با شبکهای از کوچههای تو در تو و قرار گرفتن در نزدیکی مسجد حاج مجتهد و در تقاطع خیابانهای اصلی، به کانون طبیعی تجمع بدل شده بود. «علی» شمار جمعیت اطراف کوچهها و بلوارهای نزدیک بازار را بیش از ۲۰ هزار نفر برآورد میکند و میگوید در میان جمعیت، همه سنین حضور داشتند؛ خانوادهها، کودکان و نوجوانان. او روایت میکند دوستش همسر و دو دخترش را آورده بود؛ یکی ۹ ساله و دیگری ۱۲ ساله: «همه خوشحال بودیم و احساس اتحاد داشتیم؛ برای آزادی کنار هم بودیم.» حتی وقتی فهمیدند اینترنت قطع شده، به گفته او احساس خطر نکردند: «مهم نبود اینترنت نیست یا تماس نیست؛ با هم بودیم و خطری حس نمیکردیم.»
در همان ساعتها، حدود یک کیلومتر آنسوتر، «سیامک» ۴۰ ساله با تردید به پیوستن به تجمع فکر میکرد. او میگوید با بزرگ شدن جمعیت، فضا «سنگین» شده بود، اما علت حضور مردم را میفهمید: فشار اقتصادی و ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه. سیامک مثال میزند که همان هفته برای خرید دو کیلو نارنگی به بازار رفته و ۵۸۰ هزار تومان پرداخت کرده بود؛ مبلغی که به گفته او برای یک کارگر حداقلبگیر بیش از دستمزد یک روز است. او میگوید مردم جلوی مغازههای میوهفروشی و مواد غذایی میایستادند و توان خرید نداشتند و همین خشم را شعلهور میکرد. هنگام عبور با خودرو، پیرها و بچهها و خانوادههای کامل را میدید که به راهپیمایی میپیوندند. نوجوانهایی را دیده که از ماشینها پیاده میشدند و به سمت بازار میرفتند؛ او شیشه ماشین را پایین داده و گفته بود: «خدا نگهدارتان، امیدوارم سالم بمانید.» اما به روایت او، هرچه روز جلوتر رفت، «گفتوگوها عوض شد»: مردم از خانه ماندن «خجالت میکشیدند»، والدین با وجود نگرانی برای فرزندان میگفتند «چرا نرویم؟» و موضوع از «پول» به «کرامت» تبدیل شده بود. او هم به جمعیت پیوست.
گاردین مینویسد تا ساعت ۸ شب، با تاریک شدن هوا، کسی قصد رفتن نداشت و حرکت در میان جمعیت زمانبر بود. سیامک از بلوار معلم، با گذر از کوچهپسکوچهها خود را به میدان شهرداری رساند؛ میدانی در همان محدوده بازار. برای دید بهتر، به پشتبامی رفت و میگوید جمعیت «عظیم» بود و خیابانها لبریز. در همان زمان، علی و دوستانش در خیابان شریعتی به سمت کوچههای نزدیک بازار میرفتند و شعار میدادند. او حال و هوا را «جشنگونه» توصیف میکند، اما میگوید ناگهان چیزی تغییر کرد: «حس پیروزی تبدیل به ترس شد… ثانیههای قبل از فاجعه را نمیتوانم توضیح بدهم.» او میگوید نیروهای امنیتی و افراد لباسشخصیِ نقابدار شروع به محاصره کردند و خودروهای سفید «تویوتا هایلوکس» را دید که سلاحهای سنگین روی آنها نصب بود و وارد جمعیت میشدند. با این حال، میگوید در همان لحظه هم تصور نمیکردند چه چیزی در راه است.
از سمت دیگر، سیامک صدای تیراندازی را تشخیص داد: «انفجار و رگبار بیوقفه از سمت بازار میآمد.» مردم شروع کردند به دویدن به سوی خیابانهای اطراف؛ بعضی فریاد میزدند و بعضی خونین بودند. از همین افرادِ فراری بود که فهمیدند داخل بازار چه میگذرد. کمی بعد، بوی دود پیچید و در آسمان نور سرخی دیده شد: آتش بازار را گرفته بود.
حدود ساعت ۸:۳۰ شب، علی میگوید دید بازار میسوزد. گاردین تأکید میکند دقیقاً معلوم نیست آتش کجا و چگونه شروع شد، اما شاهد میگوید «خیلی سریع گسترش یافت». او روایت میکند مردم داخل بازار بین دو انتخاب گیر افتاده بودند: یا به سمت بیرون بدوند یا برای کمک به گرفتارشدگان در آتش برگردند. با پخش شدن دود و تلاش جمعیت برای باز کردن مسیر، «انبوهی از مردم» از آتش گریختند و به خیابانها ریختند. درست در همین لحظه، به گفته علی، نیروهای امنیتی شروع به تیراندازی کردند: «به جمعیتی که از آتش فرار میکردند شلیک کردند.» او مدعی است تیراندازیها مستقیم و مرگبار بود و از انواع سلاحها نام میبرد و میگوید افرادی را دیده که «مستقیم از سر» هدف قرار گرفتند. خودش و دوستانش وقتی گروهی از نیروها به سمت آنها شلیک کردند، برای پناه گرفتن دویدند.
در روایت سیامک، کسانی که از بازار بیرون میآمدند میگفتند بازار و میدان میوه و ترهبار شهرداری آتش گرفته و آتشنشانها اجازه ورود ندارند. آنها میگفتند کوچههای تنگ بازار مردم را گیر انداخته و وقتی آتش بالا گرفت، مردم مجبور شدند بین «سوختن در داخل» یا «بیرون آمدن» یکی را انتخاب کنند: «وقتی بیرون آمدند، به آنها شلیک شد.» گاردین یادآوری میکند رسانههای حکومتی ایران مدعی شدهاند بازار و یکی از مسجدهای آن «به دست آشوبگرانِ مورد حمایت خارجی» سوزانده شده است. اما علی میگوید بیرون بازار «کشتار» را با چشم دیده و از حضور گروهی از افراد لباسشخصی سخن میگوید که به جمعیتِ در حال خاموش کردن آتش حمله میکردند و مانع ورود آتشنشانها میشدند: «آدمها را کاملاً گیر انداختند و بعد به کسانی که فرار میکردند شلیک کردند.»
او میگوید وقتی بازار در آتش بود، مسجد حاج مجتهد هم در شعلهها فرو رفت. بعد، با جملههایی که بار عاطفی سنگینی دارد، میگوید هنوز نمیتواند آنچه را دیده تحلیل کند: «کودکان را میدیدم که گلوله میخورند؛ زنها، پیرها…» و روایت میکند که خون در خیابانها جاری بود. او میگوید نیروهای امنیتی و افراد مسلحِ لباسشخصی پشت سرِ فراریها میرفتند و به آنها شلیک میکردند: «انگار خاکسترها را هم تعقیب میکردند تا خاکستر را هم بسوزانند.» او در پایان این بخش میگوید: «هرگز از آنچه دیدم بهبود پیدا نمیکنم. هرگز.»
از ساعت ۹ شب تا نیمهشب، سیامک میگوید «پسلرزه» آنچه رخ داد، به اندازه خودِ لحظات اولیه فاجعهبار بود. او میگوید آدمها را میدید که در خیابانهای منتهی به بازار بر زمین میافتادند. تیراندازی از چند جهت صورت میگرفت و انفجارهای پرصدا هم شنیده میشد؛ چیزی که مردم به آن «بمب صوتی» میگفتند. او ادعا میکند خودروهای سفید هایلوکس با نیروهای نقابدار زیر پلها و در خروجیها مستقر بودند. در شهر شایع شده بود کسانی که از نخستین تیراندازیها جان سالم بردهاند، اگر بیرون بیایند «تمامشان میکنند» و به گفته او «به زخمیها هم اجازه زنده ماندن نمیدادند».
گاردین در ادامه به گزارش گروههای حقوق بشری اشاره میکند که گفتهاند تا بعد از نیمهشب به خودروهای آتشنشانی اجازه دسترسی مؤثر به بازار داده نشده است. علی و سیامک، طبق روایت، از دلِ آشوب عقب نشستند اما بعدها همان شب برگشتند تا ببینند چه باقی مانده است.
ساعت ۲ بامداد، علی و دوستانش به اطراف بازار برگشتند. به گفته او، چیزی حدود ۵۰۰ مغازه سوخته بود و هنوز شعلههای آتش زبانه میکشید. او وضعیت را شبیه «کابوس» توصیف میکند: «انگار شهر به خاکستر تبدیل میشد.» برخی اجساد از زیر آوار بیرون آورده شده و توی خیابانها افتاده بودند؛ چنان سوخته که قابل شناسایی نبودند. علی میگوید راه شناسایی برای خانوادهها، شاید فقط آزمایش دیانای باشد.
در همان ساعات، به روایت گاردین، بیمارستانها و درمانگاهها از مجروحان پر میشدند. یک پزشک (که نامش به دلیل ترس از پیامدها ذکر نشده) گزارشهایی را از پزشکان بخش اورژانس در رشت گردآوری کرده و میگوید بیمارستانها «صدها مورد سوختگی» از محدوده بازار دریافت کردند، از جمله اجسادی با سوختگی جزئی و بیمارانی با سوختگیهای بسیار شدید درجه سه و چهار که در روزهای بعد جان باختند. این پزشک همچنین از «صدها بیمار» با جراحتهای ترکیبیِ گلوله و سوختگی سخن میگوید؛ الگویی که با «شلیک به افراد در حال فرار از منطقه در حال سوختن» سازگار است. او جمعبندی میکند الگوی جراحتها و مرگها بیشتر به چیزی شبیه «درگیری شهری» میماند تا «کنترل جمعیت» در یک اعتراض.
گزارش شده است که تا بعد از نیمهشب به ماشینهای آتشنشانی اجازه ورود قانونی به بازار داده نشده است. عکس: از توانا
سپیدهدم، علی میگوید حدود ساعت ۵ صبح دوباره برگشت و دید اجسادی که توی خیابانها بود، دیگر نیست؛ آنها را برده بودند. گاردین سپس نقلقولی از محمود امیریمقدم، مدیر سازمان «حقوق بشر ایران» مستقر در نروژ، میآورد که میگوید آنچه در رشت رخ داد «هیچ تردیدی درباره نیت مقامها باقی نمیگذارد»: به گفته او شهر به «میدان کشتار» تبدیل شد؛ مردم در کوچهها شکار شدند، در خیابانها گلوله خوردند، از مخفیگاهها با آتش بیرون کشیده شدند و وقتی زخمی بودند «اعدام» شدند؛ او این رخداد را نمونهای روشن از «جنایت علیه بشریت» بر اساس حقوق بینالملل میخواند.
برای سیامک که بعدتر از کشور گریخته، یادآوری آن شب و روزهای پس از آن شکنجهآور است. او میگوید خانوادهها مجبور بودند برای تحویل گرفتن اجساد، پولهای سنگین بپردازند و کسانی که نمیتوانستند این پول را بپردازند، اجساد عزیزانشان را از دست میدادند. برخی خانوادهها اجساد را شب تا صبح در خودرو پنهان میکردند. برخی دیگر به خاکسپاری مخفیانه روی آوردند؛ گاهی در باغها، گاهی در قبرهای بینامونشان. او فضای پس از کشتار را چنین توصیف میکند: «شهر انگار ویران شده بود. نه اینترنت، نه ارتباط. هرجا میرفتم میشنیدم یکی دیگر مرده. مثل زندان بود؛ انزوای کامل.»
گاردین در پایان یادآور میشود نامهای برخی شاهدان برای حفاظت از هویتشان تغییر داده شده است. این گزارش، در مجموع، تصویری میسازد از همزمانی سه عنصر مرگبار: قطع ارتباطات و دشوار شدن ثبت حقیقت، آتشسوزی گسترده در قلب شهر، و تیراندازی مرگبار به جمعیت—بهویژه کسانی که از آتش میگریختند—که به گفته شاهدان و گزارشهای پزشکی، رشت را در آن شب به صحنهای شبیه «جنگ شهری» تبدیل کرد.
ما پیروزیم !
سایت سازمان راه کارگر
