امسال در شرایطی به استقبال سالگرد ۸ مارس روز جهانی زن می رویم، که جنگ امپریالیستی به سرکردگی آمریکا و اسرائیل تحت عنوان مبارزه علیه حکومت اسلامی شرایط سخت و ناگواری را برای مردم در ایران ایجاد کرده اند. تاکنون خسارات فراوان و بیشمارانی جان خود را در این جنگ ارتجاعی از دست داده اند . این جنگ ارتجاعی بی وقفه باید تمام شود، سرنوشت مردم ایران و تسویه حساب با طبقه حاکم در ایران فقط به دست خود مردم ما رقم خواهد خورد و هیچ دولتی و نیروی خارجی و همچنین بازماندگان باقی مانده از رژیم پهلوی که ۴۷ سال پیش مردم ایران سرنگونشان کرده اند، هیچ جایگاهی نداشته و حق دخالت در تصمیم مردم ایران ندارند.
زنان در ایران هنوز تحت تبعیض و سرکوب حاکمیت طبقه حاکم قرار دارند. جمهوری اسلامی در ایران با بکار بردن قوانین قرون وسطائی ضد زن، بیشترین تبعیض جنسی و طبقاتی را بر زنان روا داشته و آنها را از نظر اقتصادی- سیاسی و اجتماعی در موقعیت درجه دوم قرار داده است. جمهوری اسلامی از همان آغاز روی کارآمدن، دوران سرکوب همه جانبه در جامعه را با تعرض به حقوق زنان آغاز کرد و کماکان هر یورشی به موقعیت زنان را پیش درآمد سرکوبهای همه جانبه تری در جامعه قرار داده است.
امروز نمی توان از روز جهانی زن سخن به میان آورد بدون آنکه به زنان کارگر نپرداخت. آنچه اهمیت این روز را برجسته میکند و گرامی میدارد، مبارزات صدها زن کارگر کارگاه های نساجی نیویورک، روز ۸ مارس ۱۸۷۵ بود که در اعتراض به دستمزدهای پائین، ساعات کار طولانی، شرایط غیر انسانی کار و نداشتن حق رای، دست به اعتصاب زدند، در یک نبرد طبقاتی و خونین خواسته ها و مطالبات خود را به بورژوازی تحمیل نمودند و از یُمن این مبارزات بود که این روز به نام ۸ مارس روز جهانی زن نامیده شد.
تهیدستی و فقر، گریبان بیشمارانی از زنان را فرا گرفته است. بر پایه این بی حقوقی های گسترده، زنان در معرض آسیب های اجتماعی اند. پدیده هائی به نام “زنان خیابان خواب”، “کارتن خواب”،”دختران فراری” گسترش یافته اند، تن فروشی و تجارت سکس، کودک همسری و صدور زنان به کشورهای همسایه فزونی یافته است. آمار جنایتهای ناموسی و خشونتهای خانگی بالاتر رفته، خودکشی و خودسوزی زنان جوان، سر تیتر رسانه های خبری است. زنان سرپرست خانوار که در تمامی این چهل و هفت سال ستون استوار خانواده بوده اند، از هیچ امکان و حمایت نه تنها برخوردار نبوده اند بلکه با مشکلات دو چندان مسکن و معیشت روبرو هستند.
دربرابراین تبعیض ها و نابرابری ها زنان هم ساکت ننشسته اند، صدای اعتراض آنها رساتر شده است.جنبش ژینایی «زن_زندگی_آزادی»، قداست دانش آموزان دختر، دختران دانشجو و زنان ومادران جامعه ما را در برابرافکارعمومی ایران و جامعه جهانی به نمایش گذشت و فرصت نداد که قانون “عفاف و حجاب”، در جامعه اجرایی گردد. زنان مقاومت و مبارزه فردی و جمعی را به اشکال گوناگون و با سر سختی ادامه میدهند. سازماندهی کمپین اعتراضی سه شنبه های نه به اعدام در بیش از پنجاه زندان توسط زنان ، نشان داد ؛ در زندانها جنایتکاران جمهوری اسلامی را با مقاومت و استقامت خود مستاصل نموده اند. طبقه حاکم در ایران درطول اعتصابات و اعتراضات کارگری، تجمعات اعتراضی معلمان، بازنشستگان، وکلا، خبرنگاران و پرستاران با فریادِ زنان مبارز نیز روبرو است. اعتراض زنان، از اعتراضات در جمع های کوچک و یا پراکنده، پیش روی کرده است و امروز در متن یک جنبش واقعی و اجتماعی که زنان نصف جمعیت آن را تشکیل میدهند، سازمان می یابند. یک بخش از طبقه مان در قامت زنان بازنشسته درکنارهم طبقه ای های مرد درخیابانها برعلیه نابرابریها و بهبود معیشت خود فریاد میزنند و رژیم را به چالش می کشند، یک بخش در زندانها همصدا و همسو با مبارزات بیرون در مقابل سرکوبگران به مقاومت و مبارزه میپردازند. شجاعت و از خود گذشتگی زنان و دختران جوان دستگاه حاکم را به ترس انداخته و در مقابل دژخیمان سرمایه داری حاکم سینه سپر کرده وبا دستان خالی درمقابل آنان ایستادگی شایانی در سراسر کشور کرده است.
مبارزه استوارو اعتراضی جامعه، کارگران، زنان، دانش آموزان، دانشجویان و مقاومت پر استوار مادران دادخواه، مادران اعدامیان و مادران زندانیان در برابر کل دستگاه حاکم، بی وقفه ادامه دارد.
امروز حضور زنان در جامعه و جنبش زنان کارگر در مسیری است که هر چند با موانع جدی و سرکوب روبرو است اما در مبارزه خود بدون هیچ توهم به نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی، نوک حمله مبارزاتی خود را متوجه تغییرات ساختاری نظام نموده است. چالش مبارزاتی حاکم در عرصه های مختلف از خیابان گرفته تا زندانها، دانشگاهها، مدارس و بیمارستانها و… توده زنان تحت ستم را در سطح وسیعی به میدان آورده است.
امروز جنبش کارگری و جنبش زنان به این واقف هستند بدون اتکاء به حرکت اجتماعی، حتی توان حفظ دستاوردهایی که تا کنون برای آن مبارزه نموده و بهای سنگینی هم پرداخته اند، نخواهند داشت.
از این رو مبارزه متشکل و سراسری در ایران، قدرت آنچنان تغییر و تحولی را دارد که دیگر جنبشهای اجتماعی و اقشار تحت ستم از آن بهره مند گردند. بهمین دلیل، اتحاد جنبش زنان با کارگران در هر عرصه از مبارزه اجتماعی یک ضرورت تاریخی است. مطالبات رفاهی و اقتصادی زنان مانند حق اشتغال و متحقق نمودن آن، بیمه های اجتماعی، دستمزد برابر در ازای کار برابر، امنیت شغلی و پایان دادن به کارهای نیمه وقت، مقاطعه کاری و قراردادهای سفید امضاء و دست یابی به آزادیهای سیاسی و اجتماعی، و در نهایت خلاصی از هر ستم جنسیتی و طبقاتی بدون متشکل شدن زنان و مردان کارگر و تعرض به مناسبات سرمایه داری و لغو مالکیت خصوصی قابل تحقق نیست.
پیش بسوی ایجاد تشکلهای مستقل زنان!
سرنگون باد نظام حاکم زن ستیز !
خواهان قطع فوری جنگ هستیم!
خواهان آزادی فوری تمامی زندانیان سیاسی هستیم!
خواهان قطع فوری دستگیریها و لغو اعدام هستیم!
هیئت هماهنگی نهادهای چپ و دمکراتیک
اسفند 1404 – مارچ 2026
