در دو روز یاد شده گزارش از ۷ حرکت اعتراضی وجود داشته است : دست کم اعتراض دانش آموزان در ۵ شهر و استان ، یک مورد طومار اعتراضی بازنشستگان در رشت و نیز تهدید به اعتصاب شورای صنفی استادان دانشگاه کردستان
***جانباختگان و اعدام ها :
-با وصل اینترنت اخبار بیشتری از کشتار دی ماه می گذرد . هنوز خانواده هایی هستند که خبری از عزیزانشان ندارند.
به گزارش بهار ماکویی در فرانس ۲۴؛ مرتضی ابراهیمی، ۳۵ ساله، یکی از همین ناپدیدشدگان است. نام او نه در فهرست رسمی بازداشتشدگان دیده میشود و نه در میان قربانیانی که سازمان پزشکی قانونی شناسایی کرده است. خانواده و دوستانش از ۸ ژانویه، در اوج خونین اعتراضات ، هیچ خبری از او ندارند. آن شب، همزمان با قطع اینترنت، نیروهای ویژه در برخی محلههای تهران با سلاحهای جنگی به روی معترضان آتش گشودند. هزاران نفر کشته شدند و در روزهای پس از آن، خانوادهها به جستوجوی فرزندان و بستگان خود برخاستند.
بسیاری از خانوادهها راهی مرکز پزشکی قانونی کهریزک در جنوب تهران شدند؛ جایی که به گفته گزارشها، پیکرهای زیادی با کامیونهای یخچالدار به آنجا منتقل شده بود. اما برای خانواده مرتضی ابراهیمی، نه تأییدی آمد، نه خبری، نه پیکری و نه پاسخی. او در سیاهچالهای ناپدید شد که پس از اعتراضات دیماه، بسیاری از خانوادههای ایرانی را در خود بلعیده است: جایی میان زندانهای رسمی، بازداشتگاههای امنیتی، مراکز اصلاح و تربیت، بیمارستانها، سردخانهها و سکوت دستگاههای حکومتی.
سازمان فعالان حقوق بشر در ایران در گزارشی جامع اواخر فوریه ، مرگ ۶۴۸۸ معترض را تأیید و راستیآزمایی کرده است. در همان گزارش آمده است که ۱۱۷۴۴ مورد دیگر همچنان در دست بررسی است و در آمار تأییدشده نیامده است. این ارقام، حتی اگر هنوز کامل نباشند، ابعاد تکاندهنده سرکوب را نشان میدهند؛ سرکوبی که با پایان خیابانها تمام نشد و اکنون در دادگاهها، زندانها و چوبههای دار ادامه دارد.
-هشت نام دیگر؛
هشت جوان که هر کدام میتوانستند سالها زندگی کنند، خانواده بسازند، بخندند و آیندهای برای خودشان داشته باشند. اما گلوله، خیابان و سرکوب، زندگیشان را متوقف کرد.
یکی را خانوادهاش بعد از روزها جستوجو میان پیکرها پیدا کرد، یکی با گلولهای به قلبش در خیابان افتاد، یکی پس از امید دادن پزشکان هرگز از بیمارستان برنگشت و دیگری تنها یک روز بعد از تولدش کشته شد.
ایمان نجار حسینی زواره، محمد غلامی، امیر جانقلی، امیرحسین محمدی، امیررضا (کاوه) خانعلیپور، تیام (محمدرضا) کیانیمنش، علیرضا رحیمی و مهدی ساحلی
-مصطفی پور رمضان، ۴۴ ساله، شامگاه جمعه ۱۹ دی در شهرک جهاننما کرج با شلیک گلوله کشته شد. او که پدر سه فرزند بود، بر اثر اصابت تیر جنگی از پشت به ناحیه سر و گردن جان باخت .او حدود ساعت ۷:۳۰ شب و پس از شنیدن صدای اعتراضات از خانه خارج شد و به خانواده گفت که بازمیگردد، اما به دست ماموران کشته شد.
به گفته شاهدان، مصطفی با تیر جنگی از پشت سر هدف قرار گرفت و بر زمین افتاد. شدت تیراندازی اجازه کمکرسانی به او را نداد و به مدت یکساعت و نیم در محل حادثه رها شد. مصطفی در نهایت به درمانگاه منتقل شد اما به دلیل خونریزی شدید جان خود را از دست داد. بنا به گزارشها، پیکر او ابتدا در سردخانه بیمارستان امام علی نگهداری شد و خانواده پس از دو تا سه روز پیگیری توانستند آن را تحویل بگیرند. محل دفن مصطفی پوررمضان در گلزار شهدای کلاک بالای کرج تعیین و در همان محل به خاک سپرده شد.
حاضران در محل خبر دادند فضای آرامستان امنیتی بود و ماموران مسلح و لباس شخصی در محل حضور داشتند. این ماموران با ایجاد فضای رعب تلاش میکردند مانع سر دادن شعارهای اعتراضی از سوی خانوادهها شوند.
**زندانیان سیاسی و دستگیر شده ها
– خطر فوری اعدام برای برادران نیکبخت — هادی نیکبخت، فضل الله نیکبخت، محمد ذنیکبخت
بر اساس گزارشات منتشره طی تماسی از زندان دستگرد اصفهان مشخص شده که حکم اعدام برای دو برادر به نامهای هادی نیکبخت و فضلالله نیکبخت صادر شده است.
سه برادر یعنی هادی، فضلالله و محمد نیکبخت هماکنون در یک بند در زندان دستگرد اصفهان نگهداری میشوند. برادر دیگر، محمد نیکبخت، هنوز به دادگاه منتقل نشده و در بلاتکلیفی مطلق به سر میبرد. خانواده نیکبخت در شرایط بسیار بحرانی و با ابراز نگرانی شدید، اعلام کردهاند که جان هر سه برادر در معرض خطر جدی و فوری قرار دارد.
– ۱۶ خرداد ، دهها نیروی وزارت اطلاعات بهطور همزمان به منازل خانوادگی کژال رحمانی و دانیال رحمانی در شهر کامیاران یورش بردند و آنها را بازداشت کردند. بنا بر این گزارش، مأموران امنیتی پس از شکستن در خانهها و بدون ارائه حکم قضایی، این دو خواهر و برادر کُرد را به مکانی نامعلوم منتقل کردند.
کژال و دانیال رحمانی از خانوادههای دادخواه کردستان هستند. برادر آنها، جمال رحمانی، عضو شورای رهبری جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان، کودار، در سال ۱۳۹۷ توسط نیروهای رژیم کشته شد. خانواده رحمانی در سالهای گذشته بارها برای تحویل پیکر او یا اطلاع از محل دفنش به نهادهای امنیتی در کامیاران و سنندج مراجعه کردهاند، اما تاکنون پاسخی دریافت نکردهاند. ریبین رحمانی، برادر دیگر آنها، نیز زندانی سیاسی سابق و عضو هیئتمدیره شبکه حقوق بشر کردستان است.
-بيدارزنی: طی ماههای اخیر، نهادهای امنیتی اقدام به مسدودسازی سیمکارت بسیاری از فعالان حقوق زنان، معلمان، فعالان سیاسی و تعدادی از خبرنگاران کردند. این مسدودسازی رویهای کاملا خودسرانه و غیر قانونی است .
**چند خبر
-سازمان ملل: در صورت ادامه بسته ماندن تنگه هرمز، ۴۵ میلیون نفر ممکن است با ناامنی حاد غذایی روبهرو شوند .برنامه جهانی غذا هشدار داد که پیامدهای جنگ علیه ایران بر امنیت غذایی جهان در حال نمایان شدن است و میلیونها نفر در کشورهای آسیبپذیر برای تأمین نیازهای اولیه غذایی خود با مشکل روبهرو شدهاند.
-کاترین گلاتز بروباک، رواندرمانگر کودک به بیبیسی میگوید: «هیچ کودکی در غزه نیست که آسیب روانی ندیده باشد. بیش از یک میلیون کودک دچار آسیبهای روانی شدید شدهاند.»
-ترامپ: به محض اینکه کارمان با ایران تمام شود، به کوبا خواهیم پرداخت.
-طرح ساخت یک مجموعه بزرگ گردشگری لوکس در سواحل آلبانی، که با نام جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، گره خورده است، به موجی از اعتراضات مردمی، هشدارهای زیستمحیطی و پرسشهای جدی درباره فساد و مالکیت زمین دامن زده است.
-محسن رضایی به سیانان گفت مذاکرات تهران و واشینگتن بر سر آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران به بنبست رسیده و اکنون توپ در زمین دونالد ترامپ است.
همزمان، شماری از امامان جمعه با اشاره به آنچه عقبنشینیهای مکرر کاخ سفید خواندند، گفتند ترامپ در حال بلند کردن پرچم سفید و صلح با جمهوری اسلامی است.
**خبرهای کارگری
-شیوا عاملیراد، نماینده بینالمللی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، در نشست گروه اتحادیههای کارگری ۱۱۴ همین کنفرانس بینالمللی سازمان جهانی کار، ضمن محکوم کردن جنگ، بر ضرورت دفاع از حقوق معلمان، کارگران، فعالان صنفی و حقوق بنیادین مردم ایران تأکید کرد.
«من به نمایندگی از شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران سخن میگویم.»
مایلم سخنانم را با این تأکید آغاز کنم که ما جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران را بهشدت محکوم میکنیم. این جنگ باید بهطور دائمی پایان یابد. همچنین لازم میدانم به نمایندگان حاضر در سازمان بینالمللی کار یادآوری کنم که بسیاری از فعالان صنفی و کارگری که باید امروز در این کنفرانس حضور میداشتند، صرفاً به دلیل دفاع از حقوق بنیادین کارگران، در زندان به سر میبرند یا تحت پیگرد و فشار قرار دارند. نمیتوان سرکوب فعالان صنفی و کنشگران جامعه مدنی در ایران را نادیده گرفت؛
-طومار بازنشستگان رشت به وزیر کار، نقطه آغاز یک فرایند سازمانیابی
جمعی از بازنشستگان تأمین اجتماعی رشت با راهاندازی یک طومار اعتراضی خطاب به احمد میدری (وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی)، ضمن انتقاد از رویههای جاری در قبال استقلال صندوق تامین اجتماعی، خواستار پیگیری و پاسخگویی وزارت کار نسبت به وضعیت معیشتی و درمانی خود شدند.
سه محور اصلی مطالبات آنان از این قرار است: افزایش مستمریها متناسب با هزینه واقعی زندگی و خط فقر
اجرای کامل قوانین مربوط به متناسبسازی و حفظ قدرت خرید بازنشستگان ، پاسخگویی دولت و سازمان تأمین اجتماعی نسبت به تعهدات مالی خود
بازنشستگان میگویند حدود ۶۰ درصد بازنشستگان تأمین اجتماعی زیر خط فقر قرار دارند و مستمریهای فعلی پاسخگوی هزینههای زندگی نیست.
– آنها از افزایش مداوم قیمت کالاهای اساسی، خدمات درمانی، مسکن و سایر هزینههای زندگی انتقاد کردهاند.
– در طومار، خواسته شده که حقوق بازنشستگان متناسب با نرخ واقعی تورم و هزینههای معیشت افزایش یابد.
و نیز اجرای کامل قوانین مربوط به متناسبسازی حقوق و حفظ قدرت خرید مستمریبگیران ، توجه مسئولان به مشکلات معیشتی و درمانی بازنشستگان و اتخاذ راهکارهای عملی برای بهبود وضعیت زندگی این قشر
تأکید شده که بخش بزرگی از بازنشستگان پس از سالها پرداخت حق بیمه، اکنون با مشکلات جدی اقتصادی روبهرو هستند و ادامه این وضعیت را ناعادلانه میدانند.
-استادان دانشگاه کردستان تهدید به توقف فعالیتهای آموزشی و پژوهشی کردند.
شورای صنفی استادان دانشگاه کردستان با انتقاد از تاخیر در اجرای احکام حقوقی مصوب اسفند۱۴۰۴ از دولت خواست این احکام را تا ۱۶خرداد ۱۴۰۵ بهطور کامل اجرا کند. آنها همچنین هشدار دادهاند در صورت تداوم بلاتکلیفی، اعضای هیات علمی فعالیتهای آموزشی، پژوهشی و اجرایی خود را متوقف خواهند کرد.
**اعتراضات فراگیر دانش آموزان در شهرهای مختلف
▪️ شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، صدها تن از دانشآموزان در شهرهای مختلف کشور از جمله تهران، مشهد، همدان، کرمانشاه و استان مرکزی در اعتراضی گسترده مقابل ساختمانهای وزارت آموزش و پرورش دست به تجمع زدند.
▪️معترضان با سر دادن شعار مخالفت شدید خود را با مصوبات جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی و سازمان سنجش اعلام کردند؛ طرحی که بر اساس آن، دروس عمومی از کنکور سراسری حذف شده و نمرات امتحانات نهایی پایههای دهم، یازدهم و دوازدهم به صورت قطعی در پذیرش دانشگاهها اثرگذار خواهد بود.
▪️دانشآموزان معترض تاکید دارند که به دلیل شرایط بحرانی ناشی از جنگ، بلاتکلیفی در زمانبندی آزمونها و عدم امکان برنامهریزی مناسب، آمادگی لازم را برای این امتحانات سرنوشتساز ندارند و اعمال این تغییرات ساختاری در وضعیت فعلی، بیعدالتی آموزشی محسوب میشود.
این نوشته در گروهی که در ایران فعال هست برداشته شده که گویای وضع رقت باری است که رژیم ددمنش فاشیستی ایران به جامعه تحمیل کرده است:
درباره فقر بسیار نوشتهاند، درباره بیکاری هم همینطور؛ اما «شرمِ سربار بودن» چیز دیگری است. این دیگر فقط مسئله نان نیست، مسئله کرامت است.
در بسیاری از داستانها، جوان بیکار را یا تنبل تصویر میکنند یا شورشی و عاصی. اما واقعیت زندگی اغلب آدمها بسیار تراژیکتر و خاموشتر از این حرفهاست. جوانی را تصور کن که سیوچند ساله شده، تحصیل کرده، دنبال کار گشته، چند بار شکست خورده و حالا هر ماه چشمش به حقوق بازنشستگی پدری است که خودش با هزار مشقت زندگی میکند.
تراژدی از جایی شروع میشود که پدر و مادر شاید حتی هیچ شکایتی نداشته باشند. پدر میگوید: «بابا جان، این خونه مال خودته. مادر میگوید: «تا ما زندهایم غصه نخور.»
اما خودِ جوان هر بار که قبض برق میآید، هر بار که کفش نو میخرد، هر بار که سر سفره مینشیند، انگار بدهکارتر میشود . نه پدر ظالم است. نه مادر سرزنشگر. نه پسر تنبل.
فقط زمانه جوری چیده شده که آدمها ناخواسته در موقعیتی قرار گرفتهاند که عزت نفسشان ذرهذره فرسوده میشود.
حتی جزئیات کوچکی در این زندگی هست که بسیار داستانیاند:
جوانی که صدای موتور پیک موتوری را میشنود و حسرت میخورد که کاش همین شغل را هم داشت.
مرد سیوپنج سالهای که هنوز پول اصلاح موی سرش را از مادر میگیرد.
کسی که وقتی مهمان میآید از اتاقش بیرون نمیآید تا مجبور نشود جواب سؤال «مشغول چه کاری هستی؟» را بدهد.
کسی که شبها دیر میخوابد چون از صبح بیدار شدن و نداشتن مقصد خسته شده است.
کسی که از شنیدن صدای باز شدن پیامک واریز حقوق پدر بازنشستهاش احساس گناه میکند.
و شاید دردناکتر از همه، روزی باشد که پدر بازنشسته از روی محبت بگوید:
«بابا این ماه یه کم پول بردار واسه خودت لباس بخر.»
و پسر نتواند نگاهش کند
پاينده سربلند باشید .
ما پیروزیم !
سایت سازمان راه کارگر
