رفقا، دوستان و همراهان گرامی،
امروز گرد هم آمدهایم تا یاد و خاطره یکی از زنان مبارز، آگاه، فداکار و انساندوست جنبش کارگری و کمونیستی ایران، رفیق سیرانوش مرادیان را گرامی بداریم؛ زنی که سراسر زندگی خود را وقف حمایت از مبارزات کارگران و زحمتکشان، و تلاش برای آزادی، عدالت اجتماعی، برابری و رهایی انسان از ستم و استثمار کرد.
رفیق سیرانوش از جمله انسانهایی بود که مبارزه را نه فقط در گفتار، بلکه در تمام لحظات زندگی خود معنا بخشید. او سالهای طولانی عمر خویش را در راه آگاهیبخشی، آموزش و پشتیبانی از مبارزات طبقاتی سپری کرد و همواره در کنار محرومان، فرودستان و ستمدیدگان جامعه ایستاد.
او در خانوادهای زحمتکش چشم به جهان گشود و از همان سالهای جوانی، فقر، نابرابری و دشواریهای زندگی مردم را از نزدیک لمس کرد. همین تجربههای زیسته بود که او را به سوی آرمانهای سوسیالیستی و تلاش برای ساختن جامعهای آزاد، برابر و عادلانه سوق داد. در فضای پرتلاطم دهههای بیست و سی خورشیدی، به صف مبارزان راه آزادی و عدالت پیوست و تا پایان زندگی بر این پیمان استوار و وفادار ماند.
رفیق سیرانوش تنها یک فعال سیاسی نبود؛ او معلمی دلسوز، رفیقی صمیمی و انسانی سرشار از مهر و محبت بود. هر کس که با او آشنا میشد، از دانش، تجربه، فروتنی و انساندوستیاش بهره میبرد. او با رفتار و منش خود به دیگران میآموخت که مبارزه برای عدالت اجتماعی، بدون عشق به انسانها و احترام به کرامت آنان، معنایی نخواهد داشت.
نقش او در میان زنان کارگر و زحمتکش نیز بسیار برجسته و ارزشمند بود. همواره میکوشید زنان را به مشارکت فعال در مبارزات اجتماعی و صنفی تشویق کند و بر این باور بود که رهایی جامعه بدون رهایی زنان ممکن نیست. از نگاه او، مبارزه برای برابری جنسیتی بخش جداییناپذیر مبارزه برای آزادی و عدالت اجتماعی بود.
زندگی رفیق سیرانوش با مبارزات زندهیاد آلبرت سهرابیان نیز پیوندی عمیق و ناگسستنی داشت. آلبرت سهرابیان، از فعالان برجسته جنبش کارگری و سندیکایی، سالهای طولانی از عمر خود را در زندانهای رژیم شاه گذراند. فشارهای ناشی از زندان، دوری از همسر و مسئولیتهای سنگین زندگی، بار بزرگی بود که سیرانوش با عشق، آگاهی و مسئولیتپذیری بر دوش کشید. اما او نه تنها در برابر این دشواریها خم به ابرو نیاورد، بلکه با ارادهای استوارتر به حل مشکلات و ادامه راه مبارزه پرداخت.
امروز از سیرانوش مرادیان به عنوان یکی از چهرههای ارزشمند، شریف و وفادار به آرمانهای انقلابی و انسانی یاد میکنیم. اما آنچه او را در قلب انسانها جاودانه ساخته است، تنها سابقه مبارزاتیاش نیست؛ بلکه منش انسانی، مهربانی و محبت بیدریغش نسبت به مردم است.
همسایگان، دوستان و آشنایانش او را نه تنها به عنوان یک مبارز سیاسی، بلکه به عنوان مادری مهربان، دلسوز و پناهگاهی برای محبت و همدلی به یاد میآورند. هرگاه همسایهای به خانهاش میرفت، او را فرزند خود مینامید. وقتی دختران و زنان محل به دیدارش میآمدند، با شوق و لبخند میگفت: «دخترام آمدند.» برای بسیاری، او «مامانبزرگ» محبوبی بود که خانهاش مأمن دوستی، عشق و همبستگی انسانی به شمار میرفت.
همین ویژگیهای انسانی بود که مبارزه او را ژرفتر و اثرگذارتر میکرد. او نشان داد که کمونیست بودن تنها دفاع از آرمانهای بزرگ اجتماعی نیست؛ بلکه عشق ورزیدن به انسانها، احترام به کرامت آنان، و زندگی کردن با مردم و برای مردم نیز هست.
امروز رفیق سیرانوش در میان ما نیست، اما یاد، نام و آرمانهای درخشان انسانی و انقلابی او همچنان زنده است. زندگی او بخشی از تاریخ مبارزات کارگران، زنان و آزادیخواهان ایران است؛ تاریخی که با فداکاری، پایداری و ایستادگی انسانهایی چون او نوشته شده است.
بیتردید نسلهای آینده نیز از زندگی و مبارزات او خواهند آموخت که چگونه میتوان در سختترین شرایط به آرمانهای انسانی وفادار ماند، امید را زنده نگه داشت و برای جهانی بهتر و انسانیتر مبارزه کرد.
امروز با ادای احترام به خاطره رفیق سیرانوش مرادیان، این زن مبارز، آزاده، انساندوست و وفادار به آرمانهای رهاییبخش، یاد و راه او را گرامی میداریم.
یادش گرامی باد.
راهش پررهرو باد.
باقر تو سیرانوش عزیزمان
