اعتصاب غذا و تحصن زندانیان واحد دو زندان قزلحصار، که در اعتراض به موج فزاینده اعدامها و دفاع از حق زندگی آغاز شده است، یکی از درخشانترین جلوههای مقاومت در برابر ماشین سرکوب جمهوری اسلامی است. زندانیانی که با به خطر انداختن جان خود، در برابر سیاست سازمانیافته اعدام ایستادهاند، نه تنها از جان محکومان به مرگ دفاع میکنند، بلکه از حق زندگی و کرامت همه انسانها دفاع میکنند.
همزمان، تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در پنجاه و نه زندان سراسر کشور، که اکنون بیش از یکصد و سی و یکمین هفته ادامه یافته است، نشان میدهد که مبارزه علیه اعدام به یکی از پایدارترین اشکال مقاومت در برابر استبداد مذهبی حاکم بدل شده است. این مقاومت، دیوارهای زندان را درنوردیده و به فریاد مشترک آزادیخواهان، کارگران، زنان، جوانان و خانوادههای دادخواه تبدیل شده است.
امروز جمهوری اسلامی در یکی از عمیقترین بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تاریخ خود قرار دارد. گسترش فقر، بیکاری، گرانی، فساد ساختاری، فروپاشی خدمات عمومی، انزوای بینالمللی و انباشت خشم میلیونها انسان زحمتکش، پایههای این حکومت را متزلزل کرده است. حاکمیتی که از پاسخگویی به ابتداییترین مطالبات مردم ناتوان است، برای حفظ بقای خود بیش از هر زمان دیگری به زندان، شکنجه و اعدام متوسل میشود.
اعدام، سیاست حکومتی به منظور ایجاد رعب و وحشت است.
طناب دار، آخرین سنگر حکومتی است، که مشروعیت خود را در میان مردم از دست داده است. جمهوری اسلامی میکوشد با گسترش اعدام، فضای ترس بر جامعه حاکم کند، مبارزات کارگران، زنان، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان و جوانان را درهم بشکند و از شکلگیری خیزشهای گسترده مردمی جلوگیری کند. اما تجربه دهههای گذشته نشان داده است که سرکوب، هرگز نتوانسته خواست آزادی و برابری را خاموش کند.
اعدام بخشی از سیاست دستگاه سرکوب طبقاتی دولت است. دولتی که بر نابرابری، استثمار و سلب آزادیهای سیاسی استوار است، برای حفظ سلطه خود ناگزیر به استفاده از خشونت سازمانیافته است. از اینرو، مبارزه علیه اعدام، بخشی جداییناپذیر از مبارزه علیه استبداد، استثمار و هر شکل از ستم طبقاتی است.
طبقه کارگر و زحمتکشان، بهعنوان بزرگترین نیروی مولد جامعه، بیش از هر نیروی دیگری در تداوم این وضعیت زیان میبیند و بیش از هر نیروی دیگری ظرفیت سازماندهی مبارزهای سراسری برای آزادی و برابری را در اختیار دارد. پیوند مبارزه کارگران با مبارزات زنان، جوانان، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان، ملیتهای تحت ستم و همه جنبشهای آزادیخواه، شرط گسترش مقاومت اجتماعی و عقب راندن ماشین سرکوب است.
ما از زندانیان قزلحصارکه تحصن و اعتصاب غذا کردهاند، از کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» و از همه زندانیانی که در برابر سیاست مرگ ایستادهاند، قاطعانه حمایت میکنیم و خواهان توقف فوری تمامی احکام اعدام، پایان دادن به سلولهای انفرادی، رسیدگی فوری پزشکی به اعتصابکنندگان، آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی و ممنوعیت کامل مجازات اعدام در ایران هستیم.
ما همه تشکلهای مستقل کارگری، شوراهای سازماندهی، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان، جنبش زنان، خانوادههای دادخواه، نویسندگان، هنرمندان، روشنفکران مترقی و همه نیروهای آزادیخواه را فرامیخوانیم که مبارزه علیه اعدام را به بخشی جداییناپذیر از مبارزه برای آزادی و عدالت اجتماعی تبدیل کنند.
همچنین از سندیکاها و اتحادیههای کارگری، سازمانهای کمونیست و چپ، نهادهای مدافع حقوق بشر و ایرانیان آزادیخواه در سراسر جهان میخواهیم صدای بیصدایان در عرصه جهانی باشند، با برگزاری تجمعها، تظاهرات، اعتصابهای اعتراضی، کارزارهای اطلاعرسانی و اعمال فشار سیاسی و حقوقی، برای توقف فوری ماشین اعدام جمهوری اسلامی اقدام کنند.
سرنوشت اعتصابکنندگان قزلحصار تنها مسئله چند زندانی نیست؛ این مبارزه، بخشی از نبرد بزرگ مردم ایران علیه استبداد، تبعیض و بیعدالتی است. دفاع از آنان، دفاع از آیندهای است که در آن هیچ انسانی به فرمان دولت کشته نشود و آزادی، برابری و عدالت اجتماعی جایگزین سرکوب، تبعیض و بهرهکشی گردد.
زنده باد همبستگی کارگران و همه ستمدیدگان
زنده باد مقاومت زندانیان قزلحصار و کارزار سهشنبههای نه به اعدام
اعدام، قتل عمد و جنایت سازمانیافته حکومتی ممنوع باید گردد
زندانیان سیاسی و عقیدتی آزاد باید گردند
زنده باد آزادی، برابری و دموکراسی
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی
کمیته مرکزی سازمان راه کارگر
ششم مرداد ۱۴۰۵
