سه رویداد پرمعنای زیر بر نیمه تاریک چهره تمدن بشری و نظام سرمایه داری بحران زده روشنائی افکنده و آن را بیش از پیش در مقابل انظارمردمان جهان میگذارد:
۱- اعدام علنی پزشک سابق ارتش، با جوخه آتش در آمریکا
این نخستین اعدام نظامی آمریکا از سال ۱۹۶۱ و پخش زنده و بی سابقه در آمریکا از تلویزیون و اینترنت بصورت زنده خواهد بود. هگست وزیردفاع آمریکا این خبر را در گفتگو با یک مجری راست در عرشه ناوهواپیماگر آبراهام لینکلن اعلام کرد و گفت که مردم باید بتوانند اعدام را تماشا کنند و بدانند که چنین اقداماتی پیامدهای جدی دارد.». ناگفته نماند که تیرباران علنی فوق پس از امضاء پرزیدنت ترامپ جنبه اجرائی پیداکرده است.
باین ترتیب با چهره نمائی نیمه تاریک تمدن بشری و نیز نظام سرمایه داری، از جهاتی شاهدشباهت خیره کننده ای بین حکومت آمریکا به عنوان ستاداصلی سرمایهداری با حکومتهای جبار و واپسگرائی چون ولایت مطلقه فقیه در ایران فلاکت زده و به عنوان نظام و کشور اعدامها هستیم. آیا چنین پدیده ای بازتابی است از فرایند جهان سومی شدن در متن جوامع جهان اول؟. و فرایند شکاف بین مرکز و حاشیه در خود مرکز دارد فراتر از فقر و محرومیت شامل عرصههای فرهنگی و حقوق بشری هم می شود؟. آیا شاهد عروج جنبشهای مدنی نوینی علیه بازگشت مظاهری از بربریت خواهیم بود؟.
کریس مورفی، سناتور دموکرات در واکنش به نوع این اعدام و تصمیم به پخش زندۀ آن، در گفتوگو با شبکه سیانان این اقدام را «منزجرکننده» توصیف کرد و پخش زنده این اعدام را یادآور اعدامهای گروه موسوم به داعش دانست. همچنین تصمیم پنتاگون برای پخش زنده آن، علاوه بر سازمان ملل با اعتراض شماری از نمایندگان هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات نیز روبهرو شده است. آش چنان شورشده که ونس، معاون ترامپ که نگران انتخابات ۲۰۲۸ است، در خصوص پخش زنده اعدام عامل تیراندازی پایگاه فورت هود با جوخه آتش گفت: اگر این اعدام بهصورت زنده پخش شود، من تماشایش نخواهم کرد!.
سازمان ملل: مصداق شکنجه است
کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل اعلام کرد که پخش زنده اعدام عامل تیراندازی در یک پایگاه نظامی آمریکا مصداق شکنجه و نقض ممنوعیت مطلق است
بنا به گزارش خبرگزاری فرانسه این نهاد تصریح کرد: «همانطور که کمیسر عالی در واکنش به اعدامهای علنی در افغانستان و ایران تأکید کرده است، اعدامهای علنی نوعی رفتار یا مجازات بیرحمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز محسوب میشوند. پخش زندۀ یک اعدام معادل اعدام علنی است و ممنوعیت مطلق شکنجه را نقض میکند.». دفترحقوق بشرسازمان ملل در پاسخ به پرسش خبرگزاری فرانسه اعلام کرد: پخش زنده یک اعدام معادل اعدام در ملأعام است و ممنوعیت مطلق شکنجه را نقض میکند. ممنوعیت مطلق شکنجه شامل اعدام در ملأعام هم میشود. به گفته او، نقض این ممنوعیت، اجرای حکم را به اقدامی خودسرانه تبدیل میکند که حق حیات را نقض خواهد کرد.
رویدادفوق در کناراعدام ناموفق اخیر در تنسی (پس از دوبار تزریق سم به یک محکوم به اعدام)، زمینهای برای بحث دوباره درباره مجازات اعدام و شیوههای اجرا و پیامدهای آن را بار دیگر در آمریکا برانگیخته است. و پرسشهایی درباره حدود علنیکردن مجازات مرگ و مسئولیت دولتها در قبال کرامت انسانها را مطرح کرده است.
۲- اعظاء جایزه صلح نوبل به پیلای و پژواک کوبنده آن
بنظر نمی رسد که ترامپ هیچگاه در عمرش تا این اندازه دندانهایش را بهم سائیده باشد وقتی که شنید برنده جایزه صلح نوبل امسال یک چهره شناخته شده و سابقه دار دیوان کیفربینالمللی است.
جایزه صلح نوبل به ناوانتم پیلای، حقوقدان اهل آفریقای جنوبی، به پاس «تلاشهایش برای ترویج صلح و حقوق بینالملل» اعطا شد. کمیته نوبل مستقر در نروژ جمعه نام برنده جایزه صلح نوبل سال ۲۰۲۶ را اعلام کرد و سازمان ملل بلافاصله اعطای این جایزه به پیلای را نشانهای از «ضرورت» حقوق بشر دانست.
کمیته نوبل در بیانیهای اعلام کرد: «برنده امسال نقشی تعیینکننده در تضمین این موضوع ایفا کرده است که جنایات جنگی، جنایات علیه بشریت و نسلکشی مورد پیگرد قضایی قرار گیرند.» کمیته از «شجاعت» و «درستکاری» استثنایی او تمجید کرد. به گفته هیئت داوران: «در دورانی که جهان با چالشهای وجودی ــ از جمله شمار جنگها و درگیریهایی مدتهاست شاهد آن نبوده ــ مشخص میشود، حقوق بینالملل دیگر صرفاً مکملی برای صلح و امنیت نیست، بلکه ضرورتی مطلق است.»
پیلای از جمله ریاست کمیسیونی را بر عهده داشت که شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد مأمور تحقیق درباره نقض حقوق بشر در سرزمینهای فلسطینی و اسرائیل کرده بود. که بهمین دلیل ویرا به «یهودستیزی» متهم کرده و خواستار اعمال تحریمهای آمریکا علیه شدند. ناوی پیلای اکنون قاضی دیوان بینالمللی دادگستری است و در پروندهای فعالیت میکند که در آن میانمار به نسلکشی متهم شده است. واشنگتن پیشتر علیه یک گزارشگر سازمان ملل، قضات دیوان کیفری بینالمللی و سازمانهای غیردولتی فلسطینی تحریمهایی اعمال کرده است.
تحریم دیوان کیفری بینالمللی
درست چندساعت پس از اعلام برنده جایزه صلح، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا روز جمعه ۱۷ مهر در بیانیهای اعلام کرد: «پرزیدنت ترامپ هرگز اجازه نخواهد داد دیوان کیفری بینالمللی آمریکاییها را تحت پیگرد قرار دهد. به همین دلیل، امروز ایالات متحده دیوان کیفری بینالمللی را تحریم میکند.» او افزود که دولت ایالات متحده با ممنوع کردن مبادلات با دیوان و قطع دسترسی آن به منابع مالی، توانایی این نهاد برای ادامه فعالیت را محدود خواهد کرد.
روبیو همچنین در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «امروز دولت پرزیدنت ترامپ دیوان کیفری بینالمللی را تحریم میکند. این اقدام باید متحدان ما در این دیوان را تشویق کند تا برای پایان دادن دائمی به این تهدید علیه حاکمیت ایالات متحده راهحلهایی پیدا کنند».
در این میان، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در واکنش به این اقدام، آن را تصمیمی حیاتی توصیف کرد و از مقامهای ارشد دولت آمریکا قدردانی کرد.
بر اساس پیامی که در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرده، نتانیاهو گفت: «از پرزیدنت دونالد ترامپ و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، بابت اتخاذ این تصمیم حیاتی برای اعمال تحریم علیه دیوان کیفری بینالمللی قدردانی میکنم.». نخستوزیر اسرائیل افزود: «دیوان کیفری بینالمللی یک دادگاه نیست، بلکه نهادی سیاسی است که تهدیدی مرگبار برای دموکراسیهای قانونمدار در سراسر جهان و همچنین برای اصل حاکمیت ملی به شمار میرود».
نتانیاهو در پایان خطاب به پرزیدنت ترامپ و مارکو روبیو گفت: «از رهبری شما سپاسگزارم.» . نباید فراموش کرد که نتانیاهو با آشنائی به خلقیات ترامپ که واین که حسرت دریافت جایزه صلح نوبل دایما برزبانش جاری می شود، و مدعی می شود که تاکنون به ۸ جنگ پایان داده و کسی شایسته تر از او برای جایزه صلح نیست، پیشتر در نامهای به هیئت داوران نویل او را کاندید صلح کرده بود.
تحریمهای تازه دولت آمریکا برخلاف اقدامات پیشین که قضات و دادستانهای دیوان را هدف قرار میداد، این بار خود نهاددیوان کیفری بینالمللی را شامل میشود. این تحریمها داراییهای دیوان در حوزه قضایی ایالات متحده را مسدود میکند و شرکتها و شهروندان آمریکایی را از انجام معاملات و ارائه خدمات به این نهاد، جز در مواردی که مجوز صادر شده باشد، منع میکند.
وزیر امور خارجه آمریکا هشدار داد: «یا دیوان کیفری بینالمللی به تهدیدهایش پایان میدهد یا ما به دیوان کیفری بینالمللی پایان میدهیم».
او افزود که ایالات متحده از متحدان خود، که بسیاری از آنها در این دیوان عضویت دارند و برای دفاع از خود به نیروهای نظامی آمریکا متکی هستند، انتظار دارد اقدامات این نهاد را مهار کنند.
دولت پرزیدنت ترامپ مدعی است که دیوان کیفری بینالمللی با تلاش برای اعمال صلاحیت قضایی بر شهروندان کشورهای غیرعضو، از حدود اختیارات خود فراتر رفته و حاکمیت ملی آمریکا را تهدید کرده است.
ایالات متحده و اسرائیل عضو دیوان کیفری بینالمللی نیستند، اما این نهاد بر اساس اساسنامه خود معتقد است در شرایط مشخص، از جمله وقوع جرائم در قلمرو کشورهای عضو، میتواند به پروندههای مربوط به شهروندان کشورهای غیرعضو نیز رسیدگی کند. اختلاف دولت آمریکا با دیوان کیفری بینالمللی در سالهای اخیر بهویژه بر سر تحقیقات مربوط به اقدامات نیروهای آمریکایی در افغانستان و صدور احکام بازداشت علیه مقامهای اسرائیلی شدت گرفته است.
دیوان کیفری بینالمللی در آبان ۱۴۰۳ حکم بازداشت بنیامین نتانیاهو و یوآو گالانت، وزیر دفاع پیشین اسرائیل، را به اتهام جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت در جریان جنگ غزه صادر کرد.
واکنشها:
تبریک سازمان ملل
«آنتونیو گوترش» دبیرکل سازمان ملل صمیمانه به نوانتم “ناوی” پیلای به خاطر دریافت جایزه صلح نوبل ۲۰۲۶ تبریک میگویم. او برای دههها، مدافع حقوق بینالملل و حقوق بشر و صدای مستقل و استوار عدالت در میان برخی از تاریخیترین پروندههای حقوقی بینالمللی زمان ما بوده است. دبیرکل سازمان ملل افزود: کمیته نوبل در بیانیه خود برای اعطای این جایزه، به جهانیان یادآوری کرد که صلح باید بر پایه اصولی پایدار بنا شود، نه بر اساس اراده قدرتمندان. دبیرکل سازمان ملل تأکید کرد: جایزه امروز، ادای احترامی است به همه کسانی که برای پاسداری و دفاع از حقوق بینالملل، حاکمیت قانون و حقوق بشر تلاش میکنند و در راه برقراری صلح و عدالت و پاسداشت کرامت انسانی میکوشند. شابیا مانتو، سخنگوی دفتر حقوق بشر سازمان ملل، در جمع خبرنگاران در ژنو گفت: «این یک خبرفوقالعاده است. ما به تلاش و تعهد بیشتری برای حقوق بشر نیاز داریم و تأکیدکرد مهم است که جایزه نوبل به کسانی اهدا شود که علیه نقض حقوق بشر فریاد( صدا) برمیآورند. مانتو افزود: «ما امیدواریم این جایزه دیگران را تشویق کند و به آنها الهام ببخشد تا همچنان صدای خود را برای حمایت و ارتقای حقوق بشر همهٔ مردم در سراسر جهان بلند کنند».
مخالفت ۷ کشور با تحریم آمریکا علیه دیوان کیفری بین المللی
وزرای امور خارجه کانادا، دانمارک، آلمان، فرانسه، ایتالیا، ژاپن، هلند و انگلیس در بیانیهای مشترک مخالفتشان را با اقدام آمریکا مبنی بر اعمال تحریم علیه دیوان کیفری بینالمللی اعلام کردند.
در بیانیه مشترک این کشورها آمده است: «ما کشورهای امضاکننده این بیانیه که عضواساسنامه رم دیوان کیفری بینالمللی هستیم، بار دیگر حمایت مستمر و تزلزلناپذیرمان را از استقلال، بیطرفی و تمامیت این دیوان اعلام میکنیم. ما به عنوان حامیان متعهد دیوان کیفری بینالمللی از اعلام تصمیم ایالات متحده برای اعمال تحریم علیه این دیوان ابراز تاسف و مخالفت شدیدمان را با آن اعلام میکنیم». هم چنین اتحادیه در بیانیهای تحریمهای آمریکا عیه دیوان کیفری بین المللی را عمیقا تأسف بار خواند.
پیلای سال گذشته اسرائیل را به ارتکاب نسلکشی در نوارغزه متهم کرده بود و سالها در عرصۀ بینالمللی برای پاسخگو کردن عاملان جنایات جنگی، جنایت علیه بشریت و نسلکشی تلاش کرده است.
یورگن واتنه فریدنس، رئیس کمیتۀ نوبل نروژ، هنگام اعلام این تصمیم در اسلو گفت: «برنده امسال نقشی اساسی در تضمین پیگرد قضایی جنایات جنگی، جنایت علیه بشریت و نسلکشی ایفا کرده است».
ناگفته نماند که اختصاص جوایزصلح امسال به پیلای به معنی آن نیست که گویا جوایزصلح جهانی همواره به کنشگران و مدافعین واقعی صلح اهداء میشده است. برعکس بدون شائبه نبوده و مواردزیادی وجوددارند که به اربابان قدرت و رؤسای جمهوری و یا افرادی که واقعا نمی توان آنها را به معنی واقعی صلح طلب نامید اهداء شده است. در حقیقت جایزه امسال را بدلیل شرایط خاص حاکم بر جهان و اعلام جنگ ترامپ علیه نهادهایحقوق بشری و یا وابسته به سازمان ملل باید تاحدی استثناء و متفاوت از رویه معمول کمیته نوبل تلقی کرد.
توموکو آکانه، رئیسکنونی دیوان کیفری بینالمللی در واکنش به تحریم های امریکا گفت که تلاش برای جلوگیری از انجام مأموریت قضایی یک دادگاه، اقدامی غیرقابلقبول است. همه ما اکنون باید میان دو گزینه انتخاب کنیم: جهانی که در آن حق با کسی است که قدرت بیشتری دارد، یا آیندهای مبتنی بر حاکمیت قانون که در آن قربانیان همچنان بتوانند به عدالت دسترسی داشته باشند. اجازه دهید صریح بگویم: دیوان کیفری بینالمللی در برابر تهدیدهای خارجی تسلیم نمیشود؛ تهدیدهایی که نتیجه آنها چیزی جز سود بردن مرتکبان جدیترین جنایات مورد نگرانی جامعه بینالمللی نخواهد بود. مروز بار دیگر بر تعهد راسخ این دیوان برای اجرای کامل مأموریت خود، با حفظ استقلال و بیطرفی، و در راستای حمایت از قربانیان تأکید میکنم.
همچنین در واکنشی دیگر ۷۹ کشور در بیانیه ای مشترک اعلام کردند که اقدام ترامپ در اعمال تحریم دیوان کیفری بین المللی، حاکمیت قانون بین المللی را از بین می برد و خطر مصونیت از مجازات برای جرم های سنگین را افزایش می دهد. آنها هم چنین تاکید کردند که تحریم های واشنگتن علیه دیوان کیفری بین المللی، می تواند محرمانه بودن اطلاعات مربوط به قربانیان، شاهدان و مقامات دادگاه را که از اتباع این کشورها ( ۷۹ کشور ) هستند به مخاطره اندازد. باین ترتیب ترامپ و ترامپیسم در حال تجربه سطح تازه ای از فشار و انزوای بینالمللی است.
۳- تقابل دولتآمریکا با سازمان عفوبینالمللی
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا پنجشنبه هشتم اکتبر (۱۶ مهر) در جریان سفر به پرتغال، انتقاد سازمان عفو بینالملل مبنی بر وقوع جنایات جنگی در جریان درگیری ایالات متحده با ایران را بهشدت رد کرد و این سازمان را سازمانی “متقلب” خواند. روبیو افزود این سازمان باید بر نقض حقوق بشر از سوی رژیم ایران علیه مردم خود تمرکز کند. این گونه فرافکنی ها و سنگرگرفتن پشت اعدامهای جنایتکارانه رژیم ایران، در شرایطی صورت می گیرد که عفو بینالمللی بیانیهها و گزارشهای متعددی پیرامون جنایتها و اعدام در حکومت اسلامی منتشر کرده و بارها آن را به جنایت علیه بشریت و یا نقض حقوق بشر متهم کرده است. در حقوق بینالملل ارتکاب هرجنایتی توسط هرکسی و هردولتی نمی تواند، جنایت فرد یا دولتی دیگر را موجه کند.
۴- نگاهی کوتاه به ریشه بحران
بی تردید تقابل ایالات متحده آمریکا با سازمان ملل و حقوق بینالملل یکی از مهمترین تجلیات بحران جهانی و نظم بینالملی است که ترامپ در سخنرانی مبسوط خود در مجمع عمومی اخیر سازمان ملل با عریانی و صراحت کامل پیرامون آن سخن راند. از تهدید به نابودی ایران تا کاهش بودجه و حمایتهای مالی به سازمان ملل و حذف هزاران شغل و مقابله با بسیاری از نهادها و سیاستهای آن سازمان در عرصهها گوناگون و علیه مهاجرت و برنامههای زیست محیطی تا مخالفت با کنترل جهانی هوش مصنوعی و تا ستایش از نظامی گری وافزایش بودجههای آن و افتخار به کنترل نفت ونزوئلا و سودای کنترل نفت خاورمیانه و انتقاد از این که این سازمان بزعم وی تحت نفوذ پروژه های چپها قرارگرفته است. او صراحتا اعلام داشت که ایالات متحده مدافع باصطلاح ارزشهای ملی بوده و مخالف هرگونه تؤسعه گلوبالیستی است و هرگونه ارزشها و حقوق جهانشمول را مغایر با استقلال ملی میداند. و با افتخاراعلام کرد که مانع اخذمالیات از کشتیهای بزرگ تجاری که از بزرگترین آلایندههای دریائی یشمار میروند شدهاست. او نیمکره غربی را هم چون حیات خلوت و ملک طلق آمریکا (مشابه دکترین مونرو) عنوان کرد که پای هیچ رقیبی نباید به آن بازشود. چنان که می دانیم بارها سودای الحاق کانادا، تغییرنامها و کنترل نفت ونزوئلا که با مداخل به گفته او روزانه میلیاردهادلار و کنترل ۶۰٪ نفت جهان سوای ادعای کنترل تنگه هرمز و نفت منطقه را بر زبان آورده است.بطوری که در اقدامی غیرمنتظره کانادا خواستارپیوستن به اتحادیه اروپا شدهاست و تمرین و مانورهای نظامی ضداشتعال میکند و بیش از ٪۵۰ مردم کانادا، خیرید کالاهای آمریکائی را تحریم کردهاند. در یک کلام او با مشت آهنین وبا چنان خودشیفتگی تمامعیار در پشت تریبون سازمان ملل ظاهرشد که گوئی جهان در وجود او یک قرن بهعقب برگشته و با سیمای یک سرمایه داری اقتدارگرا، نئوفاشیستی، نئوامپریالیستی-نئواستعماری واردصحنه تاریخ شده است!.
در موردماهیت و ریشههای این بحران چه می توان گفت؟: واقعیت آن است که در کلامی فشرده، جهانی سازی شتابان و نئولیبرالیستی با هژمونی ایالات متحده در طی چندین دهه تاخت و تاز و با شکاف های عظیم مرکز و پیرامون و رشدهیولائی بشدت ناموزون و تبعیض آمیز که اقصی نقاط جهان را شخم زده است، اینک با پیآمدهای گوناگون و بشدت بحرانی خود در عرصههای گوناگون جهانی و از جمله کمانه کردن آن ناموزونی ها در داخل و در مرکز مواجه شده است که سردمداران این نظام جهانی بهدلایل گوناگون، دیگر قادر به کنترل و رتقو فتق امورات آن نیستند و حالا با سرریزشدن بحرانها و تشدید رقابتها و شکافهای درونی نظم حاکم برجهان، بخشی از سرمایه داری که می توان آن را سرمایه داری اقتدارگرا، نئوفاشیست- نئواستعماری و متکی بر مجتمعهای نفتی-نظامی و لویاتانهای دیجیتال و سرمایه داری مالی (و وال استریت) نامید با سنگرگرفتن پشت عظمت طلبی ملی (اول آمریکا، آمریکا را عظمت دهیم و…) و اتخاذسیاست یک جانبه گرائی برآنند که اگر جهانیسازی دچار بحران های فزاینده ای شده است، میتوانند با تشدید سیاستهای امپریالیستی، اقتدارخویش را بر جهان و رقبا دیکته کنند. با این همه باید گفت که راست فاشیستی و افراطی و ترامپیسم نه پاسخ که خود تبلوربحران بوده و فاقدبرنامه اثباتی و برون رفت سرمایه داری از بحران است. راست فاشیستی و اقتدارگرا برای حفظ و تحمیل وزن خویش بر جهان بیش از پیش به بحران آفرینی در مقیاس سراسری نیازداشته و به آن ادامه خواهد داد. در حقیقت جنگ آمریکا و ایران که ابنک به جنگی فرسایشی تبدیل شده یکی از آنهاست که دولت ترامپ می کوشد با بهرهگیری از انزوای گسترده جهانی رژیم ایران و به مثابه حلقه ضعیف در بلوک رقیب، «هژمونی» اقتدارگرایانه خود را برجهان در حال قطب بندی دیکته کند.
خبرخوب آن است که وقتی راستها در قدرت باشند، پس از عروج اولیه با بهنمایش گذاشتن سترونی و جنبههای تخریبی و خودویرانگرانه خود، به سرعت دستشان رو می شود و طلسم جادوی فریبنده «اقتدارملی» در متن جهان گلوبال و بهم پیوسته و با چالشهای عمدتا جهانشمول بی اثر می شود. اینک ما در چنین دوره ای بحرانی قرارداریم که با گذشت هر روز مشخصا ترامپیسم، باتوجه به پتانسیل و نیروی محرکه عظیم اولیه ای که برانگیخت و بدلیل تصرف سکان رهبری مقتدرترین کشور و دولت سرمایه داری، بیش از پیش ترک می خورد و عملا از قوس صعودی به سمت قوس نزولی می غلطد. افول راست جهانی در سنگر اصلی خود، دارای پی آمدهای جهانی است و می تواند به مثابه فرصت در دامن زدن به جنبشهای ترقی خواهانه و تضعیف تدریجی تعرض راست جهانی در کشورهای دیگر از جمله اروپا توسط جنبشها و مخالفان سرمایه داری اقتدارگرا مورد بهره برداری قرارگیرد و شاید هم انتخابات میان دوره ای کنونی در آمریکا بازتاب دهنده چنین روندی باشد. البته چنین فرایندی الزاما نه بطور مستقیم و خطی پیش خواهد رفت و نه این که پیدایش فرصتها الزاما به معنی آن خواهد بود که دیگر جریانهای سرمایه داری برای تصاحب چنین فرصتهائی خیز بر ندارند.
تقی روزبه ۱۰.۱۰. ۲۰۲۶
