روز پرستار را نمیتوان از روزگار مردمی جدا کرد که پرستار در میان آنان زندگی میکند؛ نمیتوان آن را در تقویم محصور کرد و با چند سخنرانی، شاخهای گل و تقدیرنامه به پایان رساند. پرستاری حرفهای است که معنای خود را در مواجهه با رنج انسان پیدا میکند؛ و درست به همین دلیل، نمیتواند در برابر رنجی که از مناسبات ناعادلانه قدرت، سرکوب و خشونت بر مردم تحمیل میشود، بیتفاوت بماند.
پرستار در روزهای جنگ، در سیل و زلزله، در همهگیری کرونا و در لحظاتی که جامعه با مرگ و اضطراب روبهروست، در کنار مردم میایستد. اما این حضور صرفاً از وظیفهای شغلی ناشی نمیشود. پرستاری بر اصلی انسانی استوار است: جان انسان، فارغ از موقعیت اجتماعی و عقیده و جایگاه سیاسی او، ارزشمند است.
پرسش اینجاست: چگونه میتوان از این اصل دفاع کرد، اما درباره خشونتی که جان انسانها را میگیرد سکوت کرد؟ چگونه میتوان برای نجات مجروح تلاش کرد، اما هنگامی که همان مجروح در محیط درمان نیز امنیت ندارد، چشم بر واقعیت بست؟
در روزهایی که خیابانها صحنه اعتراض و سرکوباند، پرستار با انتخابی میان انسانیت و بیتفاوتی روبهرو نیست؛ انسانیت بخشی از ماهیت حرفه اوست. او به مجروح کمک میکند، خونریزی را مهار میکند و میکوشد جان انسانی را نجات دهد. اما هیچکس نمیتواند تضمین کند که این تلاش انسانی، خود او را از خشونت مصون نگه دارد. گزارشهای سازمان عفو بینالملل درباره سرکوب اعتراضات ایران، از جمله مواردی که به مجروحان و مراکز درمانی مربوط بوده، نشان میدهد که امنیت درمان و دسترسی مجروحان به مراقبت پزشکی مسئلهای جدی است.
در چنین شرایطی، روز پرستار چه معنایی دارد؟ آیا میتوان از ایثار سخن گفت، اما درباره کسانی که برای انجام وظیفه انسانی خود هزینه دادهاند، پرسش نکرد؟ آیا میتوان از فداکاری پرستاران تجلیل کرد، اما سرنوشت همکاران بازداشتشده، آسیبدیده یا ناپدیدشده را به حاشیه راند؟
سکوت در برابر این پرسشها، احترام به حرفه پرستاری نیست یکی از تناقضهای عمیق در برخورد با پرستاران، ستایش بیپایان فداکاری آنان در کنار بیاعتنایی به شرایط واقعی زندگی و کارشان است. از پرستار انتظار میرود خسته نشود، اعتراض نکند، کمبود نیرو را تحمل کند، اضافهکاری را بپذیرد و حتی هنگامی که حقوق و مطالباتش پرداخت نمیشود، همچنان با لبخند از بیمار مراقبت کند.
اما پرستار موجودی فراتر از محدودیتهای انسانی نیست. او نیز به استراحت، امنیت، دستمزد عادلانه و زندگی شایسته نیاز دارد. او نیز اجاره خانه میپردازد، خانواده دارد، بیمار میشود و از فشار جسمی و روانی آسیب میبیند.
وقتی پرستاران برای پرداخت تعرفهها، دستمزد متناسب با کار و بهبود شرایط کاری اعتراض میکنند، در حقیقت از امکان ادامه مسئولانه حرفه خود دفاع میکنند. کمبود نیرو، شیفتهای سنگین و اضافهکاری اجباری تنها مسئله کارکنان نیست؛ کیفیت مراقبت از بیمار نیز به این شرایط وابسته است.
بنابراین، اعتراض پرستاران را نمیتوان مسئلهای حاشیهای یا صرفاً صنفی دانست که با وعدهای موقت باید خاموش شود. مطالبه آنان با سلامت عمومی جامعه پیوند دارد.
پرستاری که از فرط خستگی توان خود را از دست داده است، به سخنرانی درباره صبر نیاز ندارد. پرستاری که ماهها برای دریافت مطالباتش انتظار کشیده، به تقدیرنامه نیاز ندارد. پرستاری که به دلیل اعتراض با تهدید انضباطی یا تعلیق روبهرو میشود، به مراسم بزرگداشت نیاز ندارد؛ او به حق اعتراض، امنیت شغلی و امکان دفاع مستقل از حقوق خود نیاز دارد.
ستایش فداکاری، هنگامی که به ابزاری برای پنهان کردن استثمار تبدیل شود، دیگر ستایش نیست؛ مطالبه فداکاری بیشتر از کسانی است که پیشاپیش بیش از توان خود کار میکنند اعتراضات پرستاران بیمارستان فیاضبخش و گزارشهای مربوط به برخورد با برخی معترضان، پرسشی فراتر از یک بیمارستان یا یک سازمان را پیش میکشد: آیا پرستار حق دارد درباره شرایط کار خود تصمیمگیری کند، جمعی اعتراض کند و بدون ترس از مجازات، صدای خود را به گوش مسئولان برساند؟
وقتی مطالبات شغلی به مسئلهای امنیتی تبدیل میشوند، مرز میان مدیریت محیط کار و سرکوب نیروی کار مخدوش میشود. هنگامی که تهدید و تعلیق جای گفتوگو را میگیرد، پیام روشن است: کار کن، اما درباره شرایط کارت پرسش نکن؛ مسئولیت بپذیر، اما برای حقوقت مطالبهگر نباش.
چنین رویکردی نهتنها شأن پرستاران، بلکه اصل پاسخگویی نهادهای مسئول را زیر سؤال میبرد.
نظام پرستاری و دیگر نهادهای مرتبط با این حرفه نیز باید در برابر اعضای خود مسئول باشند. وظیفه نهاد صنفی تنها برگزاری مراسم و صدور بیانیه نیست. دفاع از حقوق حرفهای، پیگیری وضعیت کارکنان آسیبدیده، مطالبه شفافیت و حمایت از حق تشکلیابی نیز بخشی از مسئولیت آن است.
اگر نهادی از سرنوشت همکاران خود بیاطلاع است، باید برای روشن شدن حقیقت تلاش کند؛ نه آنکه بیاطلاعی به پایان مسئولیت تبدیل شود. خانوادههایی که درباره سرنوشت عزیزانشان پرسش دارند، شایسته پاسخ روشن و پیگیری جدیاند.
پرستاران برای دفاع از حقوق خود نباید تنها بمانند؛ همانطور که نباید از همکارانشان در دیگر کشورها و از شبکههای مستقل همبستگی حرفهای جدا شوند. تجربه مشترک کارکنان درمان در سراسر جهان میتواند امکان یادگیری، حمایت متقابل و دفاع از استانداردهای انسانی کار را فراهم کند.
قدرت جمعی پرستاران از همبستگی آنان سرچشمه میگیرد. به همین دلیل است که حق تشکلیابی و آزادی بیان برای نیروی کار اهمیتی بنیادی دارد تبریک مقامهای رسمی در روز پرستار، بهخودیخود نه مشکل است و نه راهحل. مسئله، فاصله میان کلمات و واقعیت است.
وقتی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی از ضرورت بهبود شرایط کاری و معیشتی پرستاران سخن میگوید، باید پرسید این ضرورت چگونه به اقدام عملی تبدیل خواهد شد؟ چه زمانی مطالبات معوق پرداخت میشوند؟ چه برنامهای برای کاهش فشار کاری و تأمین نیروی کافی وجود دارد؟ چه تضمینی برای حمایت از پرستارانی که به شرایط کار خود اعتراض میکنند، ارائه خواهد شد؟
اگر بهبود شرایط پرستاران واقعاً هدف است، نخستین گام باید شنیدن صدای آنان باشد؛ نه دعوتشان به سکوت و حضور نمادین در مراسمی که قرار است مشکلات را پشت لبخندهای رسمی پنهان کند.
پرستاران به وعدهای دیگر نیاز ندارند. آنان حق دارند نتیجه سیاستهایی را ببینند که مستقیماً بر زندگی و کارشان اثر میگذارد.نمیتوان از یک سو از فداکاری پرستاران سخن گفت و از سوی دیگر، اعتراض آنان به شرایطی را که این فداکاری را فرساینده و گاه غیرقابلتحمل میکند، نادیده گرفت. احترام به پرستار با تبریک آغاز نمیشود؛ با بهرسمیتشناختن حقوق او آغاز میشودمن همراه باپرستاران جشن پرستاری را تحریم میکنم
شرکت نکردن در جشن روز پرستار، برای هر پرستاری میتواند معنایی متفاوت داشته باشد. اما برای پرستاری که نمیخواهد خشونت، مرگ، بازداشت و رنج همکاران و مردم به حاشیه رانده شود، این امتناع میتواند نوعی اعتراض آگاهانه باشد.
مسئله مخالفت با شادی نیست؛ مسئله مخالفت با شادیای است که قرار است جای حقیقت را بگیرد. مسئله گل و هدیه نیست؛ مسئله آن است که چرا ارزش کار پرستار در سخنرانیها ستوده میشود، اما در پرداخت دستمزد و تأمین امنیت شغلی به رسمیت شناخته نمیشود.
چگونه میتوان از روز پرستار سخن گفت، اما از مادرانی که فرزندانشان را از دست دادهاند، از خانوادههایی که در جستوجوی عزیزان بازداشتشده یا ناپدیدشده خود هستند و از جوانانی که قربانی خشونت شدهاند، چیزی نگفت؟
چگونه میتوان حرفهای را جشن گرفت که یکی از اصول بنیادین آن حفظ جان انسان است، اما درباره شرایطی که جان انسانها را به خطر میاندازد، سکوت کرد؟
پرستار حق دارد یادآوری کند که حرفه او را نمیتوان از جامعه جدا کرد. او تنها در بیمارستان حضور ندارد؛ در متن زندگی مردم کار میکند و پیامدهای فقر، نابرابری، جنگ و خشونت را هر روز در چهره بیماران میبیند.
برای همین، روز پرستار میتواند بهجای مراسمی تشریفاتی، روز طرح پرسشهای دشوار باشد: چه کسی از پرستاران دفاع میکند؟ چه کسی پاسخگوی مطالبات معوق است؟ چه کسی امنیت مراکز درمانی و مجروحان را تضمین میکند؟ چه نهادی سرنوشت همکاران بازداشتشده و ناپدیدشده را پیگیری میکند؟ و چرا کسانی که برای حقوق خود اعتراض میکنند باید نگران آینده شغلیشان باشند؟
این پرسشها بیاحترامی به حرفه پرستاری نیستند؛ خودِ احترام به این حرفهاند من به پرستار بودنم افتخار میکنم
افتخار به پرستاری، افتخار به عنوانی روی کارت شناسایی یا جایگاهی در ساختار اداری نیست. افتخار به حرفهای است که در آن، رنج دیگری نمیتواند به مسئلهای بیاهمیت تبدیل شود.
من به پرستارانی افتخار میکنم که در شرایط دشوار در کنار مردم ایستادهاند؛ به کسانی که زخم را میبندند، درد را تسکین میدهند و برای حفظ جان انسان تلاش میکنند. اما این افتخار زمانی معنای کاملتری پیدا میکند که در کنار آنان بایستیم؛ هنگامی که برای دستمزد عادلانه مطالبه میکنند، وقتی از امنیت شغلی خود دفاع میکنند و وقتی نمیپذیرند که وظیفه حرفهایشان بهانهای برای سکوت و اطاعت بیقیدوشرط باشد.
همبستگی با پرستاران، همبستگی با حق انسان برای زندگی شایسته است. این حق به بیمار و درمانگر محدود نمیشود؛ کارگر، معلم، بازنشسته و هر انسانی که برای معاش و کرامت خود تلاش میکند، در همین واقعیت مشترک زندگی میکند.
روز پرستار برای من زمانی شایسته جشن است که پرستار بتواند بدون ترس از مجازات، از حقوق خود دفاع کند؛ زمانی که دستمزدش با ارزش کارش تناسب داشته باشد؛ زمانی که خستگی ناشی از کمبود نیرو به بخشی عادی از زندگی او تبدیل نشده باشد؛ زمانی که هیچ پرستاری به دلیل کمک به مجروح یا اعتراض به بیعدالتی، امنیت خود را از دست ندهد.
و مهمتر از همه، زمانی که هیچ خانوادهای مجبور نباشد در برابر سکوت نهادهای مسئول، بهتنهایی برای یافتن حقیقت و عدالت تلاش کند.
تا آن روز، بهجای تبریکهای تکراری، باید از حق اعتراض، آزادی تشکلیابی، امنیت شغلی، دستمزد عادلانه و پاسخگویی دفاع کرد.
به پرستاران نمیگویم روزتان مبارک؛ میگویم پایدار بمانید، سلامت بمانید و اجازه ندهید ارزش انسانی حرفهتان به ابزاری برای خاموش کردن صدایتان تبدیل شود.
من به پرستار بودنم افتخار میکنم؛ نه به این دلیل که پرستار باید بیپایان فداکاری کند، بلکه به این دلیل که پرستاری را انتخاب کردهام که در آن، جان انسان و کرامت او بر هر ملاحظه دیگری مقدم است.
روز پرستار، روز دفاع از همین اصل است؛ و تا زمانی که این اصل در عمل رعایت نشود، جشن گرفتن بهتنهایی چیزی را تغییر نخواهد داد.
