در ۷ اکتبر، «ماریکارمن»، زن ۸۷ سالهای که پس از بیش از هفت دهه زندگی در خانهاش در مادرید، در ۲۳ سپتامبر به اجبار از آن بیرون رانده شده بود، در بیمارستان درگذشت. ماجرای او موجی از خشم عمومی را برانگیخت و به نقطهٔ عطفی در مبارزه علیه تخلیههای اجباری، افزایش اجاره بها و سودا گری در بازار مسکن تبدیل شد.
اخراج ماریکارمن حادثهای منفرد یا صرفاً یک تراژدی شخصی نبود؛ این رویداد چهرهٔ انسانی بحرانی را آشکار کرد که سالهاست میلیونها نفر را در اسپانیا گرفتار کرده است: بحرانی که در آن حق برخورداری از سرپناه، زیر فشار سودجویی مالکان بزرگ، لاشخورهای صندوقهای سرمایهگذاری و شرکتهای املاک، به کالایی برای کسب سود تبدیل شده است.
مسئلهٔ مسکن بیش از پانزده سال است که یکی از محورهای اصلی مبارزهٔ اجتماعی در اسپانیاست. این مسئله در جنبش ۱۵ مه ۲۰۱۱، معروف به جنبش «خشمگینان»، جایگاهی محوری داشت؛ جنبشی که در بستر پیامدهای بحران مالی سال ۲۰۰۸ شکل گرفت و هزاران نفر را به میدانها و خیابانهای شهرهای اسپانیا کشاند. مصادرهٔ خانههای خانوادههایی که توان پرداخت اقساط وام مسکن خود را از دست داده بودند، در آن دوره به یکی از نمادهای بیعدالتی اجتماعی تبدیل شد. در واکنش به این وضعیت، جنبش مسکن با سازماندهی اعتراضات، حمایت از مستأجران و جلوگیری جمعی از تخلیهٔ خانهها گسترش یافت.
بااینحال، بحران نه تنها حل نشده، بلکه در بسیاری از ابعاد تشدید شده است. کرکسهای مالی صندوقهای سرمایهگذاری و مالکان بزرگ با خرید املاک مسکونی و بهرهبرداری از افزایش قیمتها، در پی کسب سود بیشترند. اخراج مستأجران قدیمی، افزایش شدید اجاره بها و تبدیل خانهها به اقامتگاه های کوتاهمدت گردشگری، از جمله ابزارهایی است که در این فرایند به کار گرفته میشود. در چنین شرایطی، خانه دیگر مکانی برای زندگی نیست، بلکه به داراییای برای انباشت سرمایه تبدیل شده است.
ماریکارمن که از ویلچر استفاده میکرد، پس از چندین تلاش برای تخلیه، سرانجام در برابر چشمان مردمی که برای حمایت از او گرد آمده بودند، از خانهاش بیرون برده شد. او پس از اخراج به بیمارستان منتقل شد و پیش از آنکه بتواند به خانهاش بازگردد، درگذشت. مسئولیت سیاسی و اجتماعی این فاجعه را نمیتوان از نظامی جدا دانست که در آن منافع مالکیت و سودآوری بر امنیت و کرامت انسانی تقدم پیدا میکند.
ماجرای او به جرقهای در انبار باروت نارضایتی عمومی تبدیل شد. اعتراضات گسترده در مادرید و شهرهای دیگر، تجمع ها و برپایی اردوگاه در میدان پوئرتا دل سول، خاطرهٔ جنبش ۱۵ مه را زنده کرد. هزاران نفر با شعارهایی علیه تخلیهٔ اجباری و سودجویی در بازار مسکن به خیابان آمدند و خواستار اقداماتی اساسی برای تأمین مسکن قابلپرداخت شدند.
این خیزش همچنین تناقض میان ادعاهای دولت پدرو سانچز دربارهٔ پیشرو بودن آن و واقعیت زندگی بخشهای گستردهای از جامعه را آشکار کرده است. دولتی که خود را مدافع پیشرفت اجتماعی معرفی میکند، هنگامی که میلیونها کارگر، جوان، بازنشسته و خانواده برای تأمین سرپناه با دشواری روبهرو هستند، نمیتواند صرفاً با شعارهای مترقی پاسخگوی مطالبات آنان باشد.
برای بسیاری از خانوادهها، اجاره بها بخش بزرگی از درآمد ماهانه را میبلعد. جوانان ناچارند سالها در خانهٔ والدین خود بمانند و کارگران، حتی با اشتغال تماموقت، از امنیت مسکن محرومند. این وضعیت حاصل کمبود صرفِ ساختمان نیست؛ مسئله، مناسبات اقتصادی و سیاسیای است که تخصیص مسکن را تابع توان پرداخت و سودآوری میکند، نه نیاز اجتماعی.
از همینرو، مبارزه برای مسکن نمیتواند به درخواستهای محدود یا وعدههای انتخاباتی تقلیل یابد. کنترل مؤثر اجارهبها، گسترش مسکن اجتماعی، پایان دادن به تخلیههای اجباری، مقابله با احتکار و سوداگری املاک و انتقال خانههای خالی و داراییهای سوداگرانه به سازوکارهای عمومی و اجتماعی، باید در مرکز یک برنامهٔ جدی قرار گیرد. چنین برنامهای تنها زمانی پایدار خواهد بود که مستأجران، کارگران و ساکنان محلهها در تصمیمگیری دربارهٔ سیاست مسکن و ادارهٔ منابع آن نقش مستقیم داشته باشند.
فرانسه: اعتراض نسل جوان علیه ریاضت اقتصادی و فرسایش آموزش عمومی
همزمان با گسترش اعتراضات در اسپانیا، فرانسه نیز شاهد موجی از مبارزات دانشآموزی و دانشجویی بوده است. اعتراضاتی که از نیمهٔ دوم سپتامبر شدت گرفتند، ابتدا در واکنش به کمبود معلمان، فرسودگی ساختمانهای مدارس و کاهش منابع آموزشی شکل گرفتند، اما به سرعت به بیان گستردهتری از نارضایتی اجتماعی تبدیل شدند.
در ۱۸ سپتامبر، دانشآموزان یک دبیرستان در حومهٔ پاریس، در حمایت از معلمان خود و در اعتراض به کمبود نیروی انسانی، ورودی مدرسه را مسدود کردند. این اقدام به سرعت الهام بخش دانشآموزان مدارس دیگر شد و دامنهٔ اعتراضات به شهرهای بیشتری گسترش یافت.
مطالبات معترضان بازتاب مشکلاتی است که سالها بر نظام آموزش عمومی انباشته شدهاند: کلاسهای پرجمعیت، کمبود معلم و کارکنان پشتیبانی، امکانات فرسوده، فشار تحصیلی و نابرابری در دسترسی به آموزش با کیفیت. این مشکلات را نمیتوان جدا از سیاستهای ریاضتی و کاهش سرمایهگذاری عمومی بررسی کرد. هنگامی که دولتها کاهش هزینهها را بر تأمین نیازهای اجتماعی مقدم میدانند، پیامدهای آن مستقیماً در زندگی دانشآموزان، خانوادهها و کارکنان مدارس ظاهر میشود.
در ۶ اکتبر، اعتراضات سراسری فرانسه به مرحلهای مهم رسید. بر اساس گزارش روزنامه لوموند، شمار شرکتکنندگان بنا بر برآورد برگزارکنندگان حدود ۴۵۰ هزار نفر بود. دانشآموزان، دانشجویان، والدین، معلمان و بخشهایی از جامعهٔ کارگری در این اعتراضات مشارکت داشتند. این همبستگی نشان میدهد که مسئلهٔ آموزش دیگر صرفاً مطالبهای صنفی در محیط مدارس نیست، بلکه به موضوعی عمومی دربارهٔ توزیع منابع، عدالت اجتماعی و آیندهٔ نسل جوان تبدیل شده است.
واکنش نیروهای پلیس نیز به یکی از محورهای اصلی مناقشه بدل شد. گزارشهایی از برخوردهای خشونت آمیز، بازداشت ها و مجروح شدن معترضان منتشر شد. شدت انتقادها به حدی رسید که دولت استفاده از نارنجکهای شوک آور را در جریان اعتراضات دانشآموزی بهطور موقت متوقف کرد. چنین واکنشی بار دیگر این پرسش را مطرح میکند که چرا مطالبات مربوط به آموزش، امنیت و آیندهٔ جوانان باید با ابزارهای سرکوب پاسخ داده شوند.
ژانلوک ملانشون و جریان «فرانسه تسلیمناپذیر» از اعتراضات حمایت کردهاند. ملانشون این تظاهرات را «قدرتمندترین جنبش دانشجویی و جوانان از سال ۱۹۶۸ تاکنون» توصیف کرده و از اعضای حزب خواسته است که «از جوانان محافظت کنند». همزمان، او تصریح کرده است که «رهبری جنبشهای تودهای» را بر عهده ندارد و خاطرنشان کرده که این جنبشها «خودشان را سازماندهی میکنند؛ آن هم از طریق خودگردانی و با نمایندگان خودشان.
.در همین حال، اتحادیههای کارگری نیز در مخالفت با بودجه ریاضتی و فشار بر دستمزدها بسیج شدهاند. محدود کردن افزایش حقوق کارکنان بخش عمومی، در شرایطی که هزینههای زندگی رو به افزایش است، به کاهش قدرت خرید آنان منجر میشود. پیوند میان اعتراضات دانشآموزی و مبارزات کارگری از این جهت اهمیت دارد که مشکلات مدارس، وضعیت دستمزدها و کاهش خدمات عمومی، جلوههای متفاوت یک مسئلهٔ مشترکاند: انتقال هزینهٔ بحران اقتصادی به دوش اکثریت جامعه.
از این منظر، حمایت نمادین از دانشآموزان کافی نیست. آنچه میتواند توازن نیروها را تغییر دهد، پیوند سازمانیافتهٔ دانشآموزان، دانشجویان، معلمان، کارکنان بخش عمومی و دیگر بخشهای طبقهٔ کارگر است؛ پیوندی که مطالبات پراکنده را به برنامهای مشترک برای دفاع از خدمات عمومی و مقابله با ریاضت اقتصادی تبدیل کند.
پرتغال: گسترش اعتراضات علیه گرانی، اجاره بها و دستمزدهای ناکافی.
تحولات اسپانیا و فرانسه در خلأ رخ نمیدهد. در پرتغال نیز نارضایتی از هزینههای زندگی، افزایش قیمت مسکن و ناکافی بودن دستمزدها، مردم را به خیابانها کشانده است. در ۱۰ اکتبر، هزاران نفر در لیسبون و پورتو و همچنین در شهرهای دیگری از پرتغال در اعتراض به بحران مسکن و افزایش هزینههای زندگی شرکت کردند. این تظاهرات سراسری با شعار اصلی «دیگر نمیتوان اینگونه زندگی کرد» برگزار شده و توسط پلاتفرمهای اجتماعی سازماندهی شده است
معترضان از دشواری تأمین اجاره بها، افزایش قیمت کالاهای ضروری و ناتوانی دستمزدها در پوشش هزینههای ماهانه سخن میگفتند. شعارهایی دربارهٔ ناکافی بودن حقوق و دشواری استقلال جوانان، واقعیتی را بازتاب میداد که در کشورهای دیگر اروپا نیز دیده میشود: اشتغال لزوماً به معنای برخورداری از زندگی مستقل و امن نیست.
پیوند میان این اعتراضات و تحولات اسپانیا آشکار بود. برخی از شرکتکنندگان در پرتغال صریحاً از مبارزات همسایگان اسپانیایی خود الهام گرفته بودند. این همزمانی نشان میدهد که بحران مسکن و هزینههای زندگی، با وجود تفاوتهای ملی، از منطق اقتصادی مشترکی تأثیر میپذیرند؛ منطقی که در آن افزایش ارزش داراییها و سود مالکان مقدم است.
در عرصهٔ آموزش نیز اعتراضات در پرتغال ادامه دارد. معلمان در لیسبون در آغاز اکتبر برای بهبود شرایط حرفهای، حمایت از کارکنان آموزشی و رفع مشکلات مدارس تجمع کردند. همچنین، تشکل های دانشجویی برای اعتراض به طرح افزایش دوبارهٔ شهریهٔ دانشگاهها از سال تحصیلی ۲۰۲۷–۲۰۲۸ فراخوان دادهاند.
بنابراین، مسئله در پرتغال نیز تنها به افزایش قیمت خانه محدود نمیشود. هنگامی که مسکن، آموزش و خدمات عمومی به منابع فشار اقتصادی بر خانوادهها تبدیل میشوند، آیندهٔ جوانان و امنیت زندگی کارگران بهطور همزمان به خطر میافتد.
اعتراضات پرتغال همچنین یادآور این نکته می باشد که همبستگی فرامرزی نباید صرفاً به ابراز همدردی محدود بماند. تبادل تجربه میان اتحادیههای کارگری، تشکل های دانشجویی، سازمانهای مستأجران و جنبشهای اجتماعی میتواند به شکلگیری مطالبات مشترک و فشار هماهنگ بر دولتها و صاحبان سرمایه کمک کند.
بااینحال، نباید این رویدادها را بدون توجه به تفاوتهای هر کشور، یک جنبش واحد و کاملاً هماهنگ قلمداد کرد. آنچه در این اعتراضات مشترک است، مجموعهای از نارضایتی ها و تضادهای اجتماعی است: دستمزدهایی که از هزینههای زندگی عقب میمانند، مسکنی که برای بخش بزرگی از مردم دسترس ناپذیر شده، خدمات عمومی که زیر فشار کاهش بودجه قرار دارند و جوانانی که نسبت به آیندهٔ خود احساس ناامنی میکنند.
اعتراضات اخیر در اسپانیا، فرانسه و پرتغال نشان میدهند که نارضایتی اجتماعی در اروپا ریشههای عمیقتر از یک رویداد یا تصمیم دولتی مشخص دارد. مرگ ماری کارمن ، مبارزهٔ دانشآموزان فرانسوی برای برخورداری از آموزش عمومی با کیفیت و اعتراض مردم پرتغال به هزینههای سرسامآور زندگی، هر یک از نقطهای متفاوت آغاز شدهاند، اما همگی به تضادی مشترک اشاره میکنند: فاصله فزاینده میان ثروت و امکانات موجود در جامعه و توان اکثریت مردم برای برخورداری از یک زندگی شایسته.
این وضعیت را نمیتوان صرفاً با تغییر مدیران، وعده های انتخاباتی یا اصلاحات محدود در چارچوب نظم موجود برطرف کرد؛ زیرا ریشهٔ مسئله را باید در مناسبات تولید، مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و توزیع نابرابر ثروت و قدرت جستوجو کرد. هنگامی که مسکن به عرصهای برای انباشت سرمایه و سفته بازی، و آموزش، درمان و بهداشت به کالاهایی برای کسب سود تبدیل میشوند، نیازهای اساسی انسان تابع منطق انباشت سرمایه و سودآوری قرار میگیرند. در چنین شرایطی، فقر، نابرابری و محرومیت صرفاً پیامد سوءمدیریت یا تصمیمهای نادرست افراد نیستند، بلکه با ساختار اقتصادی و مناسبات طبقاتی جامعه پیوند دارند. از این منظر، رهایی از این وضعیت مستلزم فراتر رفتن از اصلاحات پراکنده و به چالش کشیدن مناسباتی است که سود و انباشت سرمایه را بر نیازهای انسانی مقدم میدارند.
منابع
Spain: Maricarmen has died, murdered by the capitalist system — Roberto Zocato08 October 2026
[Podcast] Spain and France: Another May ’68?- Against the Stream08 October 2026
France: in the wake of 6 October – how can we win?
Parti Communiste Révolutionnaire (RCI France)07 October 2026
Against Macron and his capitalist policies! School students, university students and workers can turn the situation around!
Spain: Eviction of 87 year old disabled woman ignites mass housing
protests
Paul Kershaw, Socialist Party (CWI England & Wales)
Spain: A New Mass Movement Transforms the Scenario by
Connor Rosomon
Giant Wave of Youth and Student Protest Surges in- France- October 8, 2026
By Vilgot Karlsson // Article in Offensiv (paper of ISA in Sweden)
Fifteen Years Later- By Javier Moreno ZacarésOctober 12, 2026Z ArticleNo Comments16 Mins Read -Source: New Left Review
