قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس رژیم اسلامی ایران به همراه ده تن از فرماندهان و اعضای حشد شعبی عراق و حزب الله لبنان، در نزدیکی فرودگاه بغداد توسط پهبادهای امریکا هدف قرار گرفتند و کشته شدند. در میان کشته شده گان ابو مهدی مهندس فرمانده کتائب حزب الله عراق و معاون فرماندهی کل حشد شعبی نیز دیده می شود.

 

دور جدید تنش میان امریکا و رژیم ایران و نیروهای نیابتی آن، از زمانی آغاز شد که تاسیسات آرامکو در عربستان مورد حملات موشکی و پهبادی قرار گرفت که سرویسهای امنیتی امریکا بر نقش نیروهای حشد شعبی در این عملیات تاکید داشتند. به دنبال این رویداد و نیز تحرکات رژیم ایران در سوریه، ارتش اسرائیل و امریکا بارها مواضع سپاه پاسداران و نیز نیروهای نیابتی رژیم ایران در سوریه و عراق را مورد حمله قرار دادند. در واکنش بخشی از نیروهای حشد شعبی یکی از پایگاههای امریکا در نزدیکی کرکوک را هدف خمپاره قرار داد که در جریان آن یک پیمانکار غیرنظامی امریکایی کشته شد. به تلافی این حمله، امریکا رسما مقرهای کتائب حزب الله عراق به رهبری ابو مهدی مهندس را مورد حمله قرار داد که سبب مرگ 25 نفر از اعضای این گروه و مجروح شدن دهها تن از آنها شد. نیروهای حشد شعبی خشمگین از این اقدام امریکا، وارد منطقه سبز بغداد شده و به تخریب بخشهایی از سفارت امریکا پرداختند. این حادثه بدون تلفاتی خاتمه یافت اما دولت ترامپ با مقصر خواندن رژیم ایران، در آستانه سال جدید میلادی، اقدام به تهدید نظامی کرد.

 

دولت ترامپ ادعا میکند که رژیم ایران قصد داشته سلسله عملیاتی را علیه نیروهای امریکا در عراق سازمان دهد لذا دست به پیشگیری زده و کاروان حامل قاسم سلیمانی را هدف گرفته است.

اکثریت مردمان ایران و منطقه و کلا هر انسان جویای صلح، آزادی و برابری، سوگوار مرگ جنایتکاری نیستند که وظیفه اصلی اش توسعه هلال شیعی و دایره نفوذ رژیم فاشیست جمهوری اسلامی ایران در خاوریانه و شمال افریقا بوده است. یعنی فردی که با برخورداری از میلیاردها دلار و امکانات لجستیکی، امنیتی و پرسنلی فراوان، رسالت داشت که نیروهای نیابتی رژیم ایران را از افغانستان و یمن تا بحرین و عراق و سوریه و لبنان و فلسطین پروار کند. سلیمانی از سال 1376 به فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران برگزیده شد. بازوی برون مرزی و فاشیستی و تروریستی جمهوری اسلامی در خاورمیانه بزرگ. قدرت او به حدی بود که فقط به خامنه ای حساب پس میداد و زیر نظر فرماندهی کل سپاه نبود . او علاوه بر وظایف امنیتی و نظامی در منطقه، سیاست خارجی و دیپلماسی جمهوری اسلامی در منطقه را نیز کنترل میکرد و در این راستا وزارت خارجه دولت نمیتوانست از اوامر او - حتی در زمینه تعیین سفیر – سرپیچی کند. قاسم سلیمانی حتی در چیدمان دولتها و پارلمانهای عراق و لبنان نیز مستقیما دخالت میکرد. بی دلیل نیست که در جریان جنبشهای توده ای اخیر در عراق و لبنان، او و رژیمش هدف شعارهای مردمان این دو کشور بود.

 

سپاه قدس نه تنها در معادلات منطقه ای بلکه در سرکوبهای داخل ایران نیز نقش داشته است و بارها از نیروهای نیابتی خود در منطقه برای شاخ و شانه کشیدن به جنبشهای مردمی ایران بهره گرفته است. او در سال 78 از جمله امضاء کنندگان نامه تهدیدآمیز فرماندهان سپاه به خاتمی بود که در آن خواهان سرکوب شدید جنبش دانشجویی تیرماه 78 شده بودند.

بنابراین او حکم بن لادن و یا ابوبکر البغدادی، برای هلال شیعی را داشت از اینرو مرگ او ضربه ای مهم به رژیم ایران محسوب می شود. لذا مردمان آزاده ایران و خاورمیانه نمیتوانند به عزای این جنایتکار فاشیست بنشینند.

امامردم عراق و لبنان بیش از دو ماه بود که به مصاف رژیمهای خود و نیز نیروهای نیابتی رژیم ایران رفته بودند و ضمن دفاع از عدالت اجتماعی و آزادی و استقلال، خواهان قطع دخالت کلیه نیروهای خارجی در امور کشور خود بودند. مردم ایران نیز در جریان خیزش انقلابی آبان یکی از عظیم ترین بحرانهای سیاسی تاریخ کشور را به رژیم فاشیست جمهوری اسلامی تحمیل کردند. از این روباید با مداخله هر نیروی خارجی و بخصوص امپریالیستها ی رنگارنگ غرب و شرق  مخالفت کرد و بر استقلال مبارزات مردمان منطقه مستقل از ارتجاع داخلی و یا خارجی  تاکید داشت. زیرا این مردمان بلاکشیده منطقه و طبقه کارگرو زحمت کش ایران در بند حاکمیت سرمایه داری و دینی  هستند که با رزم مستقل خود حق دارند به مثابه  «صدای سوم » در برابر دوارتجاع داخلی و بین المللی ، سرنوشتشان را تعیین کنند امری که در مسیرش هستند و تحقق آن رابا پردخت هزینه های کلان به عهده گرفته اند

 

به همین خاطر ما ضمن مخالفت با هر نوع جنگ و دخالت قدرتهای امپریالیستی و ارتجاعی در منطقه، معتقدیم که مردمان خاورمیانه باید جنبشهای اجتماعی و انقلابی خود را بر مدار صدای سوم نگه دارند. یعنی صدایی که بر آزادی، برابری، عدالت، سکولاریسم، استقلال سیاسی، کرامت انسانی و صلح تاکید میورزد و توامان هم با امپریالیستهای رنگارنگ و هم با دول مرتجع سنی یا شیعی منطقه مرزبندی روشنی دارد.

 

تنها ماندن در این مسیر درست است که میتواند مردمان منطقه را از شکل گیری یک باتلاق جنگی دیگر و موج جدید کشتار و آواره گی و فلاکت برحذر دارد.

 

نابود باد جنگ، سرمایه داری، امپریالیسم و ارتجاع اسلامی

سرنگون باد رژیم سرمایه داری و مذهبی ایران

زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم

 

کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

 

3 ژانویه 2020 میلادی