70% درصد مملکت را آب فرا گرفته استُ، خانۀ صدها تن در اثرِ سیاست‏های غارت‏گرانۀ سران نظام، محو و صدمه دیده و ده‎ها تن کَشته و هزاران تن بی‏خانمان شده اند و آن‏وقت «اسحاق جهانگیری» معاون اوّل رئیس جمهور می‏گوید: "بارش‌های روز‌های اخیر اگر چه مشکلاتی نیز ایجاد کرد، اما نعمت بسیار بزرگی بود که پس از یک دوره طولانی و سخت کم آبی دغدغه‌های مسئولان کشور برای خشکسالی را تا حدود زیادی مرتفع کرده است و حداقل برای سال ۹۸ دغدغه روز‌های کم آبی حتی در استان‌هایی نظیر سیستان و بلوچستان، یزد و کرمان و تالاب‌های خشک شده کشور نخواهیم داشت".

قبل از آن رئیس دولت ایران «روحانی» و در چهارچوبۀ "نعمات خداوندی"، خبر از پُر آبی سالِ 98 به مردم را داده و «محمد اسلامی» وزیر راه و شهرسازی هم گفته است: "زمانی که سیل می‌آید زندگی را می‌برد. باید همواره خدا را شکر کنیم! پیش‌بینی‌ها و اطلاع‌رسانی‌ها درست بود!! همه چیز درست پیش‌بینی شده بود و همه را اطلاع‌رسانی کرده بودند"!!

 

باری، "خدا" را باید "شکر" کرد که "پیش‏بینی‏"های نهادها و دوائر دولتی دُرست از آب در آمد و مانع به زیرِ آب رفتن کلِ مملکت نشده است!!

عجب حکایتی‏ست و عجب نعمتِ بزرگی را سران نظام به مردم اعطاء کرده‏اند؛ و بالاخره عجب جهانی شده است که جنایت‏کارانی هم‏چون «جهانگیری» و «روحانی» و امثالهم دارند در حول و حوش "هدایا"ی‏شان به جامعه و به مردم، بر زخم‏های کرخت شدۀ میلیون‏ها انسان دردمند می‏افزایند. چه "خُوب" شده است که سیل آمده و مردم سال تازه را، با "کرامت" سران نظام و با "نعمت الهی" شروع کرده اند و تا پایانِ سال، از بی آبی در رنج و عذاب نخواهند بُود! حقیقتاً که اتفاقاتِ ناگوار در جهان و آن‎هم در اثرِ سهل انگاری‏ها و زیاده خواهی‏های حاکمان زیاد است و به هیچوجه نمی‎توان بطور کامل و همه‏جانبه، بر عمق و بر اثرات مخرب آن‎ها گفت و نوشت. به‎دنباله دیده شده است که همۀ آن‏ها دارد، نصیبِ طبقۀ پائینی‏ها و محرومان می‏شود و جامعۀ بالائی‎ها و در حقیقت بر زندگی و بر جان و مال آنان کم‎ترین صدمه‎ای وارد نمی‎شود. البته دلیل آن، توجۀ لازمه و مکفیِ دولت‏های سرمایه‏داری و از جمله رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی به خواسته‏ها و به منافع بالائی‏هاست؛ چرا که دولت‎های وابسته به آنان دارند سرمایه‏های مملکت را به مسیرِ ناصحیح، یعنی به مسیرِ تخریبِ زیر ساخت‏های جامعه و هم‏چنین بهدر دادن بیش از پیش زندگیِ کارگران، زحمت‎کشان و دیگر قربانیان نظام‎های امپریالیسنی سمت و سو می‎دهند. کاملاً روشن است که هیچ یک از این نظام‎ها و دولت‎ها، کاری به سر و سامان دادن معضلات و مشکلات رودرروی مردم و هم‏چنین کاری به پایه‏ریزی صحیحِ بنیه‏های جامعه ندارند. بیهوده نیست که وزیر راه و شهرسازی کشور «محمد اسلامی» می‏گوید: "عدم کنترل، عدم نظارت و عدم پیشگیری در زمان خودش مشکلاتی را ایجاد کرد. متأسفانه باور کردیم که بستر طغیانی هیچ وقت دیگر اتفاق نمی‏افتد. باور کردیم که در خشکسالی رفته‏ایم و هیچ وقت دیگر از خشکسالی خارج نمی‏شویم. تا جایی آمدیم مسیل‏ها را راه و خیابان ساختیم. ساخت و ساز در مسیر رودخانه باعث مشکلاتی می‏شود، به طور مثال همین اتفاقی که در شیراز رخ داد. آب در مسیر خودش آمده است ما مسیل‏ها را راه و خیابان کرده‏ایم. آب راه خودش را به سمت رودخانه می‏رفت ما مسیر آب را اشغال کرده‏ایم".

 

دُرست است مسیر آب را برای ساخت و سازها بسته‏اند؛ جنگل‏ها را نابود کرده‏اند؛ سدها را بازسازی و ترمیم نکرده‏اند؛ خانه‏های چندین طبقه و آن‏هم بدون بنیه‏های قوی ساخته‏اند و مدارس زوار در رفته را به حال خودشان رها کرده‏اند تا سرمایه های مملکت به جیب عده‏ای انگشت‏شمار سرازیر شود. معین است که عاقبت و دودِ چنین سیاست‏هایی به جیب و به چشم کدام طبقه و جامعه خواهد رفت؛ معین است که در چنین وضعیتی، صدمه‏دیدگان اصلی، کسانی جز میلیون‎ها انسان دردمند و رنج‎دیده نخواهند بُود. البته انتظاری به غیر از این از سران نظام نبوده و نیست. به این سبب که مکانیزم‏ها و بافته‎ها، در پاسُخ‎گویی به نیازمندهای‏های جامعه و هم‎چنین در خدمت به رفع و رجوعِ مشکلات عدیدۀ توده‏های ستم‏دیده نیست. این نظام‏ها و از جمله نظام جمهوری اسلامی به دلیل ماهیت‎شان، کم‏ترین توجه‏ای به بالندگی جامعه و حفظ و حراست از جان و مال توده‏های محروم ندارند. مملکت به دلیل کاهلی سران نظام داغان شده است و آن‎وقت وزیر راه و شهرسازی نظام بر این نظر است که باید خدا را شکر کنیم که پیش‌بینی‌ها و اطلاع‌رسانی‌ها درست از آب در آمده است!! بزعم وی نه تنها همه چیز درست پیش‌بینی شده بود، بلکه اطلاع‌رسانیِ بموقع هم باعث گردیده است تا کلِ مملکت به زیر آب نرود!!

براستی و سئوال از وزیر راه و شهرسازی کشور آن است که کدام پیش‏بینی‏ها و اطلاع‏رسائی دُرست و بموقع بوده و بدنباله باعث شده است تا خانه، جان و اموال مردم محو از بین نرود و تلف نشود؟ مگر همین چند روز قبل نبُوده است که رئیس‏اش «روحانی» و آن‎هم در "گلایه" از سازمان هواشناسی گفته بود: "شدت باران در زمان کوتاه چیزی است که هواشناسی باید بتواند پیش‏بینی کند. جای پیش‏بینی بلندمدت هم نمی‏خواهیم حداقل 72 ساعت قبل اطلاعات دقیق بدهید کافی است". با این تفاصیل کدام را باید باور کرد؟ پیش‎بینی‎های از نوعِ وزیر راه و شهرسازی، و یا رئیس دولت و محبوب نظام را؟

 

دودوزه بازی و دروغ‏گویی، به عادت سران نظام و دیگر دولت‏مردان تبدیل گشته است و بر خلاف اراجیف این و یا آن سرکرده و مقامات دولتی باید گفت که مشاهده و درکِ وضعیتِ ناهنجار فعلی، نیازی به تعبییر و تفسیر آنان و تسخیر کنندگان ارکان و اهرم‏های جامعه ندارد. نگاه به زندگی بر باد رفتۀ میلیون‎ها انسانِ دردمند، و اوضاعِ در هم ریختۀ ده‎ها استان و آن‏هم با عریانی تمام در مقابلِ جامعۀ انسانی قرارگرفته و جای هیچ‏گونه امّا و اگرهایی برای درک و فهم بهتر ماهیت سردمداران نظام جمهوری اسلامی باقی نگذاشته است. در ادامه تصاویر و فیلم‏های مخابره شدۀ 26 استان از 31 استانِ ایران، گویای هر گونه قضاوت و داوری از کارکردها و در حقیقت ناکرده‎های جانیان حاکم بر جامعۀ ایران است. در پرتوی چنین حقیقتی پیداست که سران نظام برای تخریبِ زیر ساخت‏ها، ساخته شده‎اندُ، نی‎آمده‎اند تا زندگی و جانِ میلیون‎ها انسان را در برابر حوادث طبیعی نجات دهند؛ ولی آمده‎اند تا سیاستِ دیکته شدۀ طبقۀ سرمایه‎داری را پی گیرند؛ آمده‎اند تا خواسته‎های بدیهی سیل‏زدگان را، با توهین، تهدید، ارعاب و با سرکوب پاسُخ گویند. به عنوان مثال، توهینِ استاندار خوزستان به سیل‏زدۀ خوزستانی، سرکوب توده‏های محروم روستاهای دشت آزادگان و سوسنگرد و غیره، نمادِ سیاستِ دم و دستگاه‏های نظامِ جمهوری اسلامی در زمان و وقوعِ حوادث طبیعی است. البته این اولین بار نیست که جرثومه‎های فساد و تباهی و آن‏هم در هنگامه و در بحبوبۀ حوادث طبیعی، این‏گونه مردم را مورد توهین و تعرض وحشیانۀ خود قرار می‏دهند و بجای سر و سامان دادن به مشکلات و دردهای مردم، در فکر "آرام" کردن و یورش به آنانند. طبق معمول دسته‎های سرکوب را به بهانۀ کمک‎رسانی به مناطق سیل‎زده روانه نموده‎اند تا در برابر موجِ اعتراضات و مخالفت‎های صدمه دیدگان، عکس‎العمل مختص به جانیان بشریت را بنمایش بگذارند.

 

واقعیت این است که خسارت حادثۀ اخیر بیش از اندازه و بسیار بالا بُوده است و بنابه گفتۀ «رحمانی» وزیر صنعت، معدن و تجارت "حدود ۲۰۰۰ میلیارد تومان واحدها خسارت دیده اند، ۲۵ شهرک صنعتی دچار آب گرفتگی شده و البته هنوز آمار استان خوزستان به این لیست اضافه نشده است. همچنین ۳۰۰ واحد صنعتی آسیب دیده اند و ۹۰۰۰ واحد صنفی دچار آب گرفتگی و خسارت از ۲۰ تا ۹۰ درصد شده‌اند" هم‏چنین حجم عظیم آب سدهای کرخه و دزکه اهواز بسیاری از روستاهای اطراف را محو کرده است؛ جاده‎ها و ارتباط بسیار زیادی از روستاها قطع شده است و مردم برای امنیت جانی به جنگل‏ها و کوه‏ها پناه برده‏اند؛ در ادامه استان مازندران و گلستان هم‏چنان در معرض سیل است و در همان‏حال رئیس دولت بر این نظر است که: "این روند سیلاب در 30 سال اخیر بی‌سابقه بوده ‌ولی باید این باران بی‌سابقه را رحمت بدانیم. اصل باران رحمت خداوند است برای کشوری که سال‌ها در خشکسالی بوده و منابع مختلف آبی آن با مشکلات فوق‌العاده مواجه شده است". و عنصر دیگری از نظام یعنی آخوند «لطف‌الله دژکام» در خطبه‌های نماز جمعه شیراز و با وقاحت تمام گفت: "اگر باران به عنوان یکی از برکات خداوندی تبدیل به سیل می‌شود، به دلیل عمل بدون تقوا بوده است، تمام اتفاقات حادث شده در زندگی افراد، خیر باشد یا شر، امتحان الهی محسوب می‌شود، در مواجهه با این مسائل باید با حساب اینکه امتحان الهی است به میدان رفت. امتحان شوندگان وظایفی برعهده دارند، وظیفه کسی که مصیبتی بر او وارد شده صبر است و وظیفه سایر مردم، شکر"!

 

از منظر وی مصبیت دیدگان باید و می‏بایست با رودررو شدن "امتحان الهی" صبر پیشه کنند و هم‏چنین سایر مردم شکر کنند که "امتحان الهی" در این برهه از زمان، نصیب‏شان نشده است و جان و خانۀشان را از دست نداده‏اند!!

متأسفانه به دلیل ده‏ها پارامتر و بویژه به‏دلیل فقدانِ سازمان و نیروی کمونیستی اثرگذار و دخالت‏گر، چنین عناصر و افکاری دارند در درون جامعۀ ایران حکم‏روانی و زندگی کارگران، زحمت‏کشان و قرانیان نظام امپریالیستی را تنگ و تنگ‏تر می‏کنند. مردم از دست حکومت‏مداران کلافه‏اند و فضای سیاسی ایران در اثر کلاشی‏ها و تعرض سران نظام در حال انفجار است و روز به روز دارد بر شدتِ تنفر مردم نسبت حاکمان ایران افزوده می‏شود. بر خلافِ نظرات رایج و هم‏سو، و بویژه بر خلافِ نظر عنصر محبوب نظام باید گفت، که فقط و فقط، حوادث طبیعی‏ای هم‏چون سیل برای مردم بی‏سابقه نبوده است و بعنوان "رحمت و امتحان الهی" به حساب نیآمده و نمی‏آید، بلکه جامعۀ ایران، در چهار دهۀ حاکمیتِ رژیم جمهوری اسلامی شاهدِ صدها حادثۀ بی‏سابقه و ناگوار از جانب، ارگان‏ها و نهادهای وابسته به آن بوده است که توضیح و تشریحِ دقیق آن‏ها ناممکن می‏باشد. کُشت و کُشتار جوانان و مخالفین، تعرض به مطالبات کارگری و توده‏ای، جان دادن کارگران و آن‎هم به دلیل فقدان وسائل اولیۀ کاری، در آتش سوختن کودکان به دلیل عدم استانداردهای گرمایشی، استفاده و سوءاستفاده از بدن کودکان بمنظور سودآوری و غیره توسط دولت‏مردان ناایستا شده است و براستی که از سر خیر جانیانی هم‏چون «روحانی"ست، که زندگی میلیون‎ها کارگر، کودک و پیر و جوان بر باد رفته است و هر روز آن، به روزِ جنگ و جدل، و به روزِ مقابله با نداری و مرگ تبدیل شده است. مردم به دلیل حیاتِ دم و دستگاه‏های ذینفع سرمایه داران، از فردای خود بی خبرند. به این علت که حکومت‏مداران سرمایه‏های مملکت را به مسیر دل‏بخواۀ خود سوق داده اند. ناکرده‏ها و در حقیقت غارتِ اموال عمومی و اختصاص دادن بودجه‎های کلان بمنظور اشاعه و ترویج فرهنگِ نابرابر و تاریک‏اندیشی، بیش از مقابله با حوادث طبیعی‏ای هم‏چون سیل، زلزله و باد و باران و آتش‏سوزی است. به عنوان نمونه، بودجۀ سال 98 سازمان مدیریت بُحران کشور 12 میلیارد و 750 میلیون تومان تعیین شده استُ در عوض بودجۀ موسسۀ نشر آثار خمینی ۲۶ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان؛ رهبری دانشگاه‎های زیر نظر رهبر ایران نزدیک به ۸۸ میلیارد تومان؛ سازمان اوقاف و امور خیریه حدود ۳۰۵ میلیارد تومان؛ دانشگاه علوم و معارف قرآنی نزدیک به 31 میلیارد تومان؛ مرکز خدمات حوزه‎های علمیه که صرف کمک هزینه معیشتی و حق بیمه طلاب حدود ۱۰۲۹ میلیارد تومان؛ شورای عالی حوزه‎های علمیه 306 میلیارد تومان؛ حوزه‎های علمیه خراسان ۸۷ میلیارد تومان؛ حوزه‎های علمیه خواهران 170 میلیارد تومان؛ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی ۲۳۰ میلیارد تومان؛ مجمع جهانی تقریب اسلامی 28 میلیارد تومان؛ سازمان تبلیغات اسلامی نزدیک به 152 میلیارد تومان؛ شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی 24 میلیارد تومان؛ شورای سیاست‎گذاری ائمۀ جمعه 20 میلیارد تومان؛ مرکز رسیدگی امور مساجد 28 میلیارد تومان؛ ستاد اقامه نماز 12 میلیارد تومان و ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر 15 میلیارد؛ مرکز رسیدگی به امور مساجد 28 میلیارد تومان؛ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم انسانی 12 میلیارد تومان؛ موسسه دایره المعارف فقه اسلامی 3 میلیارد 500 میلیون؛ مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت 5 میلیارد تومان؛ کتابخانه آیت‎الله مرعشی نجفی 6 میلیارد و 230 میلیون تومان؛ جامعه‎المصطفی‎العالمیه مرکز اسلامی 207 میلیارد تومان؛ نهادی که بنابه ادعای مدیر آن بیش از 80 هزار طلبه از 122 ملیت تحت تعلیم و تربیت آن می‎باشد.

البته لازم به توضیح است که اختصاص دادن بودجۀ مملکت، صرفاً و صرفاً به موارد فوق خلاصه نمی‎شود و ده‎ها نهاد و موسسۀ دیگر موجودند که دارند، از قبلِ سیاست‎های دولت، سرمایه‎های مملکت را یه جیب می‎زنند و بر دامنۀ جهل و خرافه می‏افزایند.

 

خلاصه پروندۀ سردمداران نظام جمهوری اسلامی، نهادها و ارگان‏های وابسته بدانان بسیار قطور و پُر از جنایت، دجالی، غارت‎گری، سرکوب و کُشت و کَشتار قربانیان نظام امپریالستی‎ست. حاکمیت چهار دهۀ نظام جمهوری اسلامی نشان داده است که در زیر سلطۀ دولت‎های رنگارنگ‏اش، جایی برای امنیت و آرامش مردم و بدنباله جایی برای سازندگی جامعه و مقابله با حوادث طبیعی نیست. بنابراین تنها و تنها با نابودی نظام وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی و با به بر سر کار آمدن نظام و دولت وابسته به منافع کارگران، زحمت‎کشان و کودکان است که سرمایه‎های مملکت در خدمت به زندگی بهتر سازندگان اصلی آن و هم‎چنین در جهت مقابله با ده‎ها حوادث طبیعی‏ای هم‎چون باد و باران، سیل و طوفان قرار خواهد گرفت.

 

15 آپریل 2019

25 فروردین 1398